ترور، کلمهای که شاید روزانه از رسانهها بشنویم. ترور افراد سیاسی، نظامی و بزرگان و... که اگر دفتر تاریخ را ورق بزنیم درمییابیم که بسیاری از ترورها به سادگی مسیر جامعه را تغییر داده و قدرتی را از عرش به پایین و فردی را به اوج رسانده است.
همیشه سؤالی در ذهنم بود که اگر ترور یک مقام سیاسی به سادگی فیلمها و یا یک خط خبر است، پس سرویسهای امنیتی و حفاظتی چکار میکنند؟
این کتاب را جسارتاً از این رو به دوستان اهل مطالعه پیشنهاد میکنم که ورای مستند بودن و پرداختن به جزئیات این ماجرای واقعی با فضایی داستانگونه و روایی شما را پیش میبرد تا جاییکه خود را در هزارتوی سرویسهای اطلاعاتی پیدا کنید و به غیر از آن بسیاری از زوایای پنهان مربوط به جنگ جهانی دوم و حزب نازی را کنکاش میکند.
اعتقاد دارم انسان هرگاه به مشکلی بزرگ برخورد، باید دست به کاری بزرگ بزند؛ زیرا در این صورت شاید بتواند کاری کوچک انجام دهد. در دورة قرنطینة پس از بیماری تلاش کردم تا دست به کاری بزرگ بزنم؛ اما نتیجهاش همین کار کوچک شد.
«اعتقادات یک بیمار سرما خورده»
بله























