



برای خواندن کتاب عروس شبهای پاریس و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب عروس شبهای پاریس
کتاب عروس شبهای پاریس، رمانی عاشقانه به قلم اشرف اعتماد است.
در بخشی از کتاب عروس شبهای پاریس میخوانیم:
تعریف از خود نباشه خیلی خوشگل بودم. هر وقت بیرون میرفتم، همه نگام میکردند. آقام هی دعوام میکرد که «وقتی بیرون میری با چارقدت روتو بپوشون مردم چشم دریدهاند. ما تو این ده آبرو داریم.» آوازهی زیبایی من همهجا پیچیده بود. گیسوان سیاهی داشتم با ابروهای مشکی کمون، پلکهای مشکی بلند و چشمهای درشت و روشن، بینی فندقی، صورت گرد و سفید رنگ چشمام هیچ تناسبی با گیسوان سیاهم نداشت.
اما زیبایی خاصی به چهرهام بخشیده بودکه همه رو محو تماشا میکرد. همه به من ابرو مشکی میگفتند. اما حالا از اون همه زیبایی جز یه صورت چروکیده و گیسوان سفید و چشمهای گود که فقط با عینک قادرند خوب ببینند، چیزی باقی نمونده مریم جون! همه از زیبایی چشمای من میگفتند.
خودت تو عکس میبینی نیاز به تعریف من نیست. همهی دخترای ده حسرت صورت منو میخوردند. از طرفی تناسب اندامی داشتم و قامت رعنا اما حالا از اون قامت یه پیکر خمیده و دربهداغون مونده. فقط خوبی آدمهاست که پیر نمیشه. خوبی همیشه جوون میمونه. خواستگارهای زیادی داشتم امّا برخلاف خواهرام قبول نمیکردم زن هرکسی بشم. حسابی هم از آقام کتک میخوردم. ولی گوشم به این حرفها بدهکار نبود. مثل یه پسر عصای دست آقام بودم.
گرچه دو تا برادرام هم کار میکردند، ولی کفاف زندگیمونو نمیداد. آخه اونها خیلی کوچیک بودند. اونها پا به پای آقام تو مزرعه ارباب کار میکردند، من هم مثل یه پسر کار میکردم. دختر نترس و شجاعی بودم. صبح زود همراه زنها و دخترهای ده به صحرا میرفتم و تا تنگ غروب گوسفندهارو میچروندم.
یوسف پسر ننه قمر هم گوسفندهاشونو به چرا میآورد و گوسفندهای اون هم کنار گوسفندهای من میچریدند. یادم میاد وقتی بچه بودیم و تو کوچه باغهای ده با هم بازی میکردیم، یوسف مواظبم بود تا کسی اذیتم نکنه. از همون دوران بچگی نسبت به من حساسیت نشون میداد و ازم حمایت میکرد. با بزرگ شدن ما قلبهامون به هم نزدیکتر شد و دوستی دوران کودکی تبدیل به عشقی شد که شکوفههای محبت رو توی دلم کاشت.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب عروس شبهای پاریس |
| نویسنده | اشرف اعتماد |
| ناشر چاپی | انتشارات نظری |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 278 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-289-896-8 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۸۳۰۰۰ ۴۱,۵۰۰ تومان ۵۰% خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
بله


















