سعید کیان پور و امیر خلیلی خواه در کتاب اقتصاد بحران، به بررسی در ریشههای بحران اقتصادی، رکود و اقتصاد ایران و جهان پرداختهاند.
در این اثر ریشههای بحرانهای اقتصادی جهان مورد بررسی قرار میگیرد. به طور خلاصه هدف مشخص تدوین کتاب حاضر آشنایی با بحران اقتصادی است. در این کتاب به نکات مشترک بحرانهای اقتصادی معاصر توجه میشود. سپس بحران اقتصادی اخیر و عوامل ایجاد کننده آن مورد بررسی قرار میگیرد. به این نکته توجه میشود که دامنه ثبات بازارهای مالی، دامنه محدودی از نوسان است و هنگامی که شرایط طولانی مدت ناشی از سیاستهای نامناسب ایجاب کند، این بازارها از بیثباتی ذاتی با ویژگی تشدید برخوردار میشوند.
تاریخ بحرانهای اقتصادی سرمایهداری معلوم است. نخستین بحران بزرگ اقتصادی در 1825 در انگلستان پدید آمد و سپس هر 8 تا 12 سال یکبار تکرار شد و هر کشوری را که وارد مرحله سرمایهداری شده بود فرا گرفت. از بحران 33 - 1929 به بعد بر اثر تنظیم دولتی – انحصاری اقتصادی کوتاهتر شده ولی در ادواری بودن باز تولید سرمایه داری تغییری رخ نداده است. بحران اقتصادی بر فقیرترین کشورهای جهان بیشتر تأثیر میگذارد. در حال حاضر به دنبال بحران اقتصادی، بسیاری از کشورهای در حال توسعه آفریقایی، در مقایسه با کشورهای آسیایی با مشکلات بسیار بیشتری روبرو هستند.
بعد از به وجود آمدن یک بحران، زمانی بازارها مجددا به ثبات میرسند که فشارهای موجود، از طریق تخریب بخشی از بنیه تولید کشور و ضایع شدن بخشی از ثروتها تخلیه شود. این فرو ریزش نیز خود حالت تشدید داشته و اقتصاد را به صورت کاهنده از روند حرکت باز میدارد. هر بحران اقتصادی در دههای اخیر به عنوان تجربهای جدید، درسهای جدید و بازنگری در ترتیبهای نهادی و سیاستگذاری را به همراه داشته است.
در کتاب اقتصاد بحران (Economy of crisis) به بررسی آن دسته از بحرانها پرداخته شده که دارای این شرایط باشند: یک اینکه در جوامعی ظاهر شده باشند که اداره امور اقتصادی براساس قواعد متعارف عقلی و معمولاً براساس پیگیری آگاهانه مردم انجام شود. دوم؛ بحرانهای اقتصادی که در نتیجه کارکردهای خودکار نظام اقتصادی و یا استفاده نامناسب عمدی و یا سهوی از اهرمهای سیاستگذاری در دورههای زمانی قبل حاصل شده باشد.
در بخشی از کتاب اقتصاد بحران میخوانیم:
بررسی بحران جهانی اقتصاد به لحاظ تاثیراتی که بر اقتصاد ملی و منطقهای دارد و بسیاری از کشورها را با بحران جدی اقتصادی روبهرو کرده، بسیار ضروری است. در این خصوص مقالات زیادی در سطح جهان به وسیله افراد معتبر نوشته شده و در داخل نیز مقالات و تحلیلهای بسیاری ارائه شده است. بسیاری از این تحلیلها به بررسی و دلایل احتمالی وقوع بحران و آثار ملی و منطقهای یا جهانی آن اشاراتی محدود دارد که منجر به یک شناخت واقعی از موضوع نمیشود و پس از مدتی نیز اهمیت و ارزش خود را از دست میدهد.
در این خصوص نیازمند شناخت نظام سرمایهداری نیز هستیم، چرا که میتوان گفت شروع بحرانها با آغاز نظام سرمایهداری پا به عرصه گذاشت. تعریفی که برای نظام سرمایهداری ارائه میشود به این صورت است که: نظامی اجتماعی که در آن وسایل تولید و توزیع و مبادله در مالکیت خصوصی افراد است، اقتصاد سرمایهداری با ظهور اقتصاد سرمایهداری صنعتی از داخل فئودالیسم به معرض ظهور رسید. سرمایهداری در عرصه حقوقی مالکیت خصوصی، عرصه فنی تخصصی شدن تولید و ابزار کار، عرصه روانی "حداکثر رساندن سود و تابع رقابتی عرضه وتقاضا" به ظهور رسیده است.
سرمایهداری در عامترین معنایش تنها از آغاز سدهی بیستم وجود دارد و تاریخ آن را میتوان تقریباً سال 1902 دانست زمانی که هربرت سومبارت کتاب معروف خود "سرمایهداری مدرن" را منتشر کرد چرا که بسیاری ازنظریه پردازان قبلی این واژه را عملاً بکار نبردهاند. اقتصاد سرمایه داری عملاً بین قرون 16 و 19 میلادی در انگلیس به تدریج رسمی شد. با وجود اینکه برخی ویژگیهای این نظام در دوران خیلی گذشته نیز دیده میشود، بعنوان مثال شکلهای ابتدایی سرمایه داری تجاری در اواخر قرون وسطی شکوفا شد. سرمایه داری از پایان دوره فئودالیسم در دنیای غرب نظام غالب بوده است.
بله

















