هدف کتاب پژوهش در کتابداری و اطلاع رسانی؛ رویکردها، رویهها و کاربردها نوشته نصرت ریاحی نیا، شناسایی و تحلیل عوامل و راهکارهای موثر بر بروز خلاقیت در عرصه پژوهشهای کتابداری و اطلاع رسانی است.
تلاش این مقاله بر آن است که عوامل مطرح را در چارچوب تئوریهای مرتبط با خلاقیت تحلیل و تبیین کند. طرح چنین مسئلهای از آن جهت اهمیت دارد که میتواند راههای برون رفت از مشکلات کنونی را در اختیار جامعه دانشگاهی قرار دهد. ریاحی نیا در همین جا یادآور میشود که، با توجه به شرایط و واقعیتهای موجود در ایران، حل مسائل کنونی و رسیدن به فضایی خلاق در پژوهش امری دشوار، اما دست یافتنی است. ارائه یک الگوی مفهومی در این راستا میتواند مسیر تحقق خلاقیت در پژوهش را هموار و روشن نماید.
شواهد نشان میدهد که بخش عمدهای از پژوهشهای انجام گرفته در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی در ایران در قالب پایاننامه تحصیلات تکمیلی و با موضوعهای نسبتا تکراری، اشباع شده و فاقد نوآوری است. عدم خلاقیت در این پژوهشها ویژگی بارز آنها بوده و ناشی از عوامل گوناگونی است که شناسایی آنها از هدفهای مقاله حاضر است.
هدف اصلی مقاله، تحلیل عوامل، راهها و رویکردهای ایجاد خلاقیت در پژوهش از دیدگاهی علمی است. به این منظور، ضمن تعریف ویژگیهای یک پژوهش خلاق و نو، نظریههای مطرح در موضوع خلاقیت و تفکر خلاق، از جمله نظریه روانکاوی، تداعیگرایی، رفتارگرایی، و انسانگرایی و نیز نظریه فضاهای مفهومی مورد بررسی قرار میگیرد تا مشخص شود که فرآیند خلاقیت تحت تاثیر چه مولفهها و تحولاتی رخ میدهد. مقاله بر این نکته تاکید دارد که خلاقیت در پژوهش به شکل تصادفی و بدون پیشینه تجربی و دانشی رخ نمیدهد. خلاقیت باید بتواند پاسخ روشنی به چالشهای موجود داده و تغییر و تحول مثبتی در وضعیت دانش موجود ایجاد کند. مقاله تلاش دارد مدلی برای ایجاد خلاقیت در فرآیند فعالیتهای پژوهشی (مسئله یابی، مطالعه تحلیلی و انتقادی پیشینه پژوهش، شناسایی خلاءهای پژوهش، گزینش موضوع، روششناسی، تحلیل یافتهها، و نتیجهگیری) ارائه کند. بر اساس نظریههای خلاقیت، مهمترین عناصر این مدل عبارتند از کنجکاوی و انگیزه، تفکر تحلیلی و خلاق، مسئلهیابی مبتنی بر تجربه و دانش، رقابت در پیشرفت، متفاوت بودن، عینیت و ارزش. عناصر خلاقیت در فرآیند پژوهش در قالب یک نمودار و یک ماتریس در پایان مقاله ارائه شده است. اینکه تا چه میزان پژوهشهای حوزه کتابداری و اطلاع رسانی از عناصر این مدل استفاده میکنند قابل تامل و تحقیق است.
فعالیتهای پژوهشی در حجم بسیار زیاد و در زمینههای گوناگون یکی از مهمترین جلوههای جامعه بشری در جهان کنونی است. کارآمدی نظامهای آموزشی، اقتصادی، صنعتی، سیاسی و اجتماعی اکنون وابسته به انجام پژوهشهای بیشمار است. در ایران نیز در چند دهه اخیر فعالیتهای پژوهشی به ویژه در نظام آموزش عالی و در قالب پایاننامه و طرحهای پژوهشی سیر صعودی داشته است. افزایش تعداد رشتهها، مقاطع و دانشجویان تحصیلات تکمیلی و افزایش رقابت میان دانشگاهها در تولید علم باعث شده است که دانشگاهها به پایاننامهها توجه جدی کنند. این در حالی است که مشکلات و چالشهای متعددی در ارتباط با پایان نامههای دانشجویی وجود دارد. شواهد نشان میدهد که پایاننامهها فاقد کیفیت مورد انتظار و از نظر موضوع تکراری هستند. همپوشانی موضوعی و محتوایی از یکسو و اشباع برخی زمینهها حکایت از آن دارد که دانشجویان تحصیلات تکمیلی نتوانستهاند ایدهها و روشهای نویی در آثار خود ارائه کنند. به بیان دیگر، میزان خلاقیت و مشارکت پایاننامهها در تولید دانش نو قابل توجه نیست هر چند که انتشار مقالههای برگرفته از پایان نامهها به طور قابل ملاحظه رو به فزونی گذارده است.
به طور کلی اهمیت موضوع خلاقیت سبب شده است که علوم مختلفی همچون روانشناسی و مدیریت در حجم گسترده و با ارائه نظریههای متعددی به آن بپردازند و در تمام علوم، یافتن موضوعات یا استفاده از روشهای جدید اهمیت فراوان پیدا کند.
خلاقیت در پژوهش را میتوان از دو دیدگاه بررسی کرد: خلاقیت در یافتن و انتخاب موضوع و مسئله پژوهش، و خلاقیت در حل مسئله پژوهش. به این ترتیب، بر اساس تعاریف متعددی که از خلاقیت ارائه شده است، خلاقیت در پژوهش، پرداختن به موضوعات و مسائل نو و ارزشمند، به گونهایست که قبلا مورد توجه نبوده است یا استفاده از روشهای جدید در حل مسائل قدیمی و پرداختن به موضوعات قبلی با نگاهی متفاوت است که در هر دو حالت هدف رسیدن به کارآیی بیشتر و بهبود وضعیت موجود است. بحث خلاقیت در پژوهشها، این سوال اصلی را برای نگارنده ایجاد میکند که، با توجه به تئوریها و مدلهای مختلف روانشناسی در زمینه ماهیت و فرآیند خلاقیت، عوامل و راهکارهای بروز خلاقیت در فعالیتهای پژوهشی کدامند؟
به همین منظور در این مقاله ابتدا تعریف جمعبندی شدهای از خلاقیت، بر اساس تعاریف متعدد خلاقیت، ارائه میشود به گونهای که با موضوع بحث حاضر یعنی پژوهش بیشترین هماهنگی را داشته باشد. سپس پیش نیازهای تفکر خلاق و به دنبال آن نظریههای روانشناختی و مراحل فرآیند خلاقیت بررسی میشوند. با استفاده از تحلیلهای به دست آمده و راهکارهای متون مختلف برای پرورش و رفع موانع خلاقیت، عوامل و راهکارهای بروز خلاقیت در مراحل مختلف انجام پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد.
در بخشی از کتاب پژوهش در کتابداری و اطلاع رسانی میخوانید:
در دهه 1990، ایده ترکیب روشهای کمی و کیفی در قالب روش واحد، به صورت مختلف در قلمرو پژوهشهای تربیتی پیشنهاد شده است (مورس، 1991، کرسول، 1994، میلر و کرابرتی، 1994). البته لازم است تأکید شود که این ایده چندان جدید نیست. از دهه 1950 در پژوهش ارزشیابی، روشها ترکیب میشدند (کمبل و استانلی، 1996). ایده استفاده از دو یا چند روش برای مطالعه یک پدیده به منظور دستیابی به نتایج معتبر توسط دنزین (1974) قوت گرفت. بدین ترتیب رویکردهای روشهای ترکیبی همراه پژوهش کیفی به صورت سلسله مراتبی در طبقهبندی روشهای پژوهش قرار گرفتند. اگر چه این روشها اغلب به نحو مناسبی با یکدیگر در سطح نخست (تبیینی) تلفیق شدند و در طبقهبندی پژوهش علمی مورد استفاده قرار گرفتند اما هنگام اجرای مطالعات پیمایشی نیز، روش ترکیبی به سطح دوم (توصیفی) نزول کرد (برینک و وود، 1978).
نخستین شماره از نشریه روشهای پژوهش ترکیبی، دوره جدیدی را در مفهومسازی و کاربرد رویکردهای تلفیقی در عرصه علوم رفتاری و اجتماعی آغاز کرد. تقریبا در سه دهه، متخصصان فراوانی درباره مفاهیم، روشها و استانداردهای کیفی در مطالعاتی که پژوهشگران از ترکیب رویکردهای کمی و کیفی بهره گرفتند، بحث و تبادل نظر کردند (شعبانی ورکی، 1386).
با نظر به این مباحث مجموعه قابل توجهی از مطالعات به موضوعاتی پیرامون جهانبینی، اصطلاحات، گونهشناسی، طرح، تحلیل و ارزشیابی روشهای ترکیبی اختصاص یافت. با وجود این هنوز مباحثی باقی است، زیرا حوزه روششناسی ترکیبی در حال شکلگیری است.
طرفداران روش ترکیبی، این روش را نقطه عطفی در تاریخ روششناسی پژوهش تلقی میکنند. بنابراین انتظار دارند که انتشار این نشریه به منزله پلی میان روششناسان ترکیبی باشد تا به این وسیله فرصتی فرآهم آورند برای بحث و تجدید نظر پیرامون مباحث مهمی که در پیوند با این روش مطرح خواهد شد و زمینهای را تدارک ببینند که بتوانند عقایدشان را در باب ماهیت این روش و زیربناهای روششناختی و فلسفی آن تشریک کنند (تشکری و کرسول، 2006).
بله
















