کتاب تحلیل سیاست خارجی ایران: بررسی زمینههای سیاسی و اقتصادی روابط با ترکیه و عراق جدید نوشتهی حشمت اله فلاحت پیشه و بهنام اسدی، مسائل سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران را از منظر روابط خارجی بازبینی میکند.
سیاست در مفهوم خاص، تدابیری است که حکومتها در ادارهی امور کشور و تعیین شکل و محتوای فعالیت خود اتخاذ میکنند و این تدابیر در دو مجرای داخلی و خارجی معمول میگردد.
الف- مجرای داخلی: حکومتها با اتخاذ تدابیر سنجیده و متناسب با شرایط مادی و معنوی مشخص، امور کشور را اداره میکنند تا اعضاء جامعه به وظایف اجتماعی (به مفهوم عام) خود عمل نمایند.
ب- مجرای خارجی: مربوط است به مناسبات حکومتها با دولتهای دیگر که آن را روابط بینالمللی گویند و مبتنی بر قوانین بینالمللی است.
معمولاً امور سیاسی متناسب با اوضاع و احوال فرهنگی، اقتصادی و عقیدتی مشترک مردم کشور جریان مییابد. اصطلاح سیاست در امور و پدیدههای سیاسی نظیر: نهادهای سیاسی، سازمانهای سیاسی، جریانهای سیاسی، عقاید سیاسی، مقررات، رسوم و تشریفات سیاسی و روابط سیاسی مصطلح است و علاوه بر آن در سایر امور به معنی «مشی» کاربرد دارد مثل: سیاست اقتصادی، سیاست فرهنگی، سیاست کشاورزی، سیاست مالی، سیاست برنامهریزی، سیاست اجتماعی، و اقتصاد سیاسی و ...
در روابط بینالملل، ارتباطات یکی از شرایط لازم برای همکاری است. گفته میشود ارتباطات بینالمللی به مذاکرات، همکاری و در نهایت به همگرایی بینالمللی میانجامد. از آنجا که همگرایی مرحله نهایی فرآیند همکاری است، فرآیند ارتباطی باید ذاتاً متضمن رابطه متقابل یا بازخوران بین واحدهای تشکیل دهنده یک نظام بینالمللی باشد.
فهم منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با مسئلهی عراق و ترکیه در گروی شناخت سیاست خارجی میباشد. روابط عراق با ترکیه هیچ گاه اطمینان بخش نبوده است این روابط پیوسته متأثر از دو مسئلهی عمده است نخست مسئلهی کنترل ترکیه بر آب دجله که میکوشد با بستن سدهایی بر روی آن به حداکثر ممکن از آب دجله بهره گیرد. اقدامی که بر زندگی و کشاورزی عراق اثر ویران کنندهای خواهد داشت. دوم مسئلهی ادعای کم سر و صدای ترکیه در زمینهی مالکیت بر مناطق نفتی شمال عراق است.
گذشته از این موارد، عراق و ترکیه با گرایشهای متفاوت در دنیای چند قطبی الگوی بهم ریخته هرگز نمیتوانستند روابط اطمینانبخشی را با یکدیگر داشته باشند. گرایش ترکیه به غرب و عضویت در ناتو شرایطی به وجود آورد که ترکیه را وا میداشت تا به خواست هم پیمانان خود هم ملاحظات منطقهای را زیر پا نهاده و حتی راه درآمد مهمی چون حق ترانزیت نفت صادراتی عراق از طریق لوله نفتی ماورای ترکیه و نفت وارداتی از عراق را نادیده بگیرد و در طول جنگ عراق بر علیه ایران، لوله نفتی ماورای ترکیه را در پاسخی مثبت به غرب قطع کند.
در بخشی از کتاب تحلیل سیاست خارجی ایران میخوانیم:
روند مناسبات ترکیه با ایران پس از فراز و نشیبهای فراوان و سپری شدن یک دوره سرد یکساله مجدداً از اواخر سال 1368 با ورود سفیر جمهوری اسلامی ایران به آنکارا و متعاقب آن سفر نخست وزیر ترکیه به ایران رو به بهبودی گذاشته است. برای درک بیشتر ماهیت روابط سیاسی آنکارا با تهران باید به این نکته اشاره کرد که تضاد غیر قابل اجتناب موجود در نظامهای حکومتی دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه مسألهایست که باید به عنوان یک ضرورت عینی در بررسی روابط فی مابین استقرار یک محور اساسی در روند مناسبات دو کشور مورد توجه قرار گیرد.
علیرغم اینکه بیانات رسمی مقامات ایران و ترکیه همواره حاکی از ابراز تمایل دولتهای دو کشور مبنی بر گسترش روابط تجاری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران و ترکیه میباشد. ولی عدم توجه به تضادهای اساسی در نظامهای حکومتی دو کشور و دیدگاههای متفاوت تهران و آنکارا در خصوص سیاستهای خارجی و همچنین تبلیغات منفی عواملی در حکومت ترکیه با سوء استفاده از بهانههایی که شاید میتوانست هرگز وجود نداشته باشد از جمله عواملی هستند که دو کشور را از هر از چند گاه با بحرانهای متعددی مواجه میسازد.
جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت اسلامی و انقلابی خود از بدو تأسیس همواره برقراری و گسترش روابط با کشورهای جهان سوم و بویژه کشورهای اسلامی را در صدر برنامههای سیاسی و اقتصادی خود قرار داده و در این راستا توسعه روابط با ترکیه نیز به عنوان یک کشور همسایه و مسلمان مطرح گردیده است. جنگ بین ایران و عراق باعث روی آوردن ایران به ترکیه، جهت واردات خود از مسیر این کشور و با توجه به سیاست بیطرفی ترکیه در قبال جنگ ایران و عراق موجب گردید مناسبات دو کشور در زمینههای اقتصادی رشد فزایندهای داشته باشد.
بله
























