کتاب فرزندان و طلاق با بررسی عمیق تجارب فرزندان طلاق، به والدین، مسئولین مدارس و به ویژه معلمان فرصت تجدید نظر در زمینه تعامل با فرزندان طلاق را داده و آنها را به سمت به کارگیری راهکارهای مشاورهای و درمانی غنیتر در مورد این افراد، رهنمون میسازد.
طلاق، علل و پیامدهای آن زنجیرهای از مسائل اجتماعی امروز اکثر جوامع بشری و از جمله جامعه ایران است. افزایش نرخ طلاق طی دهههای اخیر فارغ از تبیینهای جامعه شناختی یا جمعیت شناختی آن یا پیامدهای آن برای نظام شخصیت افراد یا روند توسعه جامعه، نگرانیهایی را نزد مسئولان و همچنین رهبران اخلاقی جامعه برانگیخته است و این نگرانیها به صورت بازاندیشانه در کنش عوامل اجتماعی تاثیر گذارده و از این مسیر، از صورت یک موضوع و مسئلۀ صرفاً آکادمیک خارج شده و در متن جامعه نیز طنین یافته است.
پدیده چالش انگیز طلاق و تاثیرات گوناگون و پیچیده آن همواره سرنوشت کودکان و نوجوانان را متاثر ساخته است. چه بسیار زمانهایی که والدین ناآگاهانه با اشتباهات خود لطمات جبرانناپذیری به فرزندان خود وارد میکنند و زندگی آنان را دگرگون میسازند. فرزندان حاصل از چنین خانوادههایی علاوه بر اینکه نیازهایی ویژه دارند، در معرض آسیبهای روانی و اجتماعی فراوانی قرار میگیرند. لذا مطالعه تجارب فرزندان طلاق گامی در جهت درک و تفسیر تجارب و نیازهای آنان بوده و بستری مناسب را برای ارائه راهبردهای کمکی برای بهبود وضعیت این افراد فراهم مینماید.
در بخشی از کتاب فرزندان و طلاق (Children and Divorce) میخوانیم:
از دیگر مسائل آسیبهای اجتماعی که از هم گسیختگی خانواده و نزاع درون آن برای کودکان به همراه دارد، گسترش بزهکاری کودکان، رفتارهای انحرافی، فرار کودکان، خودکشی، کار خیابانی و مصرف مواد و الکل است. برخی از بزهکاران جوان متعلق به خانوادههایی هستند که دچار تعارض و کشمکشهای خانوادگی و اختلالات روانی و رفتاری هستند. وجود اینگونه تنشها در خانواده میتواند آنها را وادار به فرار از خانه کند تا با گروه بزهکاری همکاری کنند. آمار مؤید این نکته است که بیشتر جرم و بزهکاریهای کودکان و نوجوانان ریشه در مسائل و مشکلات خانوادگی و طلاق دارد. میزان جرائم و خودکشی در اطفال باقی مانده از طلاق به نحو بارزی افزایش مییابد. از این اطفال خیلی بیشتر از دیگر همسالان آنها سوء استفاده جنسی میشود و اعتیاد نیز در میان آنها شیوع بیشتری دارد. تحقیقات انجام شده در مورد علل بزهکاری کودکان نشان میدهد که کودکان طلاق از امنیت روانی و عاطفی برخوردار نبوده و وجود جانشین مادر در محیط خانواده منجر به ناسازگاری، انحراف و فرار کودک از محیط خانواده میشود.
مولوی و رسولزاده در مطالعهای بر روی 90 نفر شهروند اردبیلی دریافتند که طلاق والدین یکی از عوامل تأثیرگذار در گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر است. بنابر اظهارات مدیرکل امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی، 95 درصد از دختران فراری از فرزندان خانوادههای طلاق هستند. همچنین بر اساس نتایج تحقیقی که در تهران توسط دانشگاه علامه طباطبایی انجام گرفت، 65 درصد از دختران فراری با ناپدری یا نامادری زندگی میکنند که بخشی از آنها فرزند طلاق هستند. ثقهالاسلام و دیگران تحقیقی با عنوان خودکشی در کودکان ایرانی در طی سالهای 1380-1384 بر روی کودکانی که اقدام به خودکشی کرده بودند انجام داده و دریافتند که یکی از عوامل مؤثر در خودکشی این کودکان خانواده گسسته بوده است.
بر اساس پژوهش ویژه که به منظور بررسی میزان شیوع کودکآزاری در دانش آموزان دوره متوسطه شهرستانهای تهران بر روی 738 دانشآموز انجام شده، میزان شیوع آزار جسمانی 17.5 درصد، بیتوجهی 36.4 درصد و آزار عاطفی 49.46 درصد است. در حیطه آزار جسمی شایعترین آزارها عبارتاند از سیلی زدن و لگد زدن، در حیطه بیتوجهی، بیتوجهی به بیماری فرزند و نبردن نزد پزشک و بیتوجهی به علایق و خواستههای فرزند و در حیطه آزار عاطفی: فریاد زدن و ناسزا گفتن. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری در میزان شیوع کودکآزاری در حیطه جسمی، بیتوجهی و عاطفی برحسب سابقه طلاق والدین در خانواده وجود دارد.
بله

















