کتاب ایران باستان: تاریخ مفصل ایران قدیم نوشتهی حسن پیرنیا، نخستین کتابی است که وقایع ایران پیش از اسلام را به شیوه علمی و بر اساس مستندات و کشفیات باستانشناسی، همراه با تاریخ و فرهنگ گذشته دیگر ممالک مهم دنیا ارائه و بررسی میکند.
این کتاب دایرهالمعارفی است در باب تمدن گذشته کشورهای مختلف و مهم دنیا به ویژه یونان، روم، سوریه، مصر، عربستان، میانرود، هند و... به گونهای که هنگام مطالعه آن تنها با تاریخ و سرگذشت سلسلههای ایرانی نظیر هخامنشی، ماد، اشکانی و سلسله یونانی سلوکی آشنا نمیشویم، بلکه در زمینه تاریخ خاورمیانه امروز و یونان باستان اطلاعات ارزشمندی کسب میکنیم.
موضوع این کتاب چنان که اسم آن مىنماید، تاریخ ایران قدیم است. براى حصول این مقصود در بادى امر چنین به نظر مىآمد که باید کتاب را موافق ادوار به قسمتهایى تقسیم کرده به شرح وقایع و حوادث هر قسمت مرتبا پرداخت و پیش رفت؛ ولى پس از قدرى تأمّل در تعقیب این نظر تردید حاصل شد، زیرا ایران قدیم در یکى از دورههاى عمر خود به ترتیب تاریخى نخستین دولت جهانى به شمار مىرفت و مشرق قدیم را شامل بود.
در دورههاى دیگر عهد باستانىاش هم، اگر تمام مشرق قدیم را دربرنداشت، باز مهمترین دولت آن محسوب مىشد. پس براى فهم تاریخ قدیم ایران مقتضى است بدانیم که مقصود از مشرق قدیم چیست، از گذشتههاى چه مللى تاریخ آن ترکیب یافته و چه مقامى را این ملل در دنیاى قدیم حایز بودند. معلوم است که مشرق قدیم را در مدخل تاریخ ایران نمىتوان شناساند زیرا در این صورت کتابها باید نوشته شود و این خود، کارى است خارج از موضوع این کتاب، ولى چون سکوت محض هم منافى با فهم وقایع ایران قدیم است، ناگزیر باید کلیّاتى از مشرق قدیم در مدخل و در جاهایى که با موضوع مناسبت دارد گفته شود.
بیان این کلیّات خواننده را از مطالعه کتبى که مربوط به تاریخ مشرق قدیم است بىنیاز نمىکند، ولى اهمیّت مشرق قدیم را اجمالاً نشان داده، خواننده را براى فهم وقایع ایران حاضر مىسازد. این نکته نیز روشن است، که چون به بیان کلیاتى از مشرق قدیم مبادرت شد، بالطبع باید مطالبى را هم که با این کلیات مربوط است، به طور ساده و مختصر به خاطرها آورد.
حسن پیرنیا در نگارش این اثر از کتابهای فرانسوی، انگلیسی، روسی، آلمانی، عربی و فارسی که ترجمهای از منابع یونانی و رومی هستند استفاده کرده است. وی ابتدا مطالب تاریخشناسان باستانی را در زمینه یک مطلب تاریخی ارائه میکند، سپس با جمعبندی به تجزیه و تحلیل آنها میپردازد و نقطه قوت تاریخنگاری پیرنیا در همین قسمت دیده میشود.
کتاب تاریخ ایران باستان از زمان تألیف تاکنون به دفعات به چاپ رسیده است. این مجموعه در سه جلد منتشر شده که موضوع اصلی اولین جلد آن سرگذشت ایران در دورهی مادها و هخامنشیان تا پایان عصر خشایارشاه است. در کنار تاریخ ایران رویدادهای تاریخی مناطقی نظیر سوریه، فلسطین، مصر، آشور، بابل و… نیز در این فصل بیان میشود. مطلب اصلی جلد اول این کتاب چگونگی به قدرت رسیدن کوروش و شرح حال نخستین شاهان هخامنشی است. علاوه بر آن پیرنیا دربارهٔ روابط ایران و یونان هم سخن به میان میآورد.
جلد دوم این اثر با توضیح دربارهٔ نام و نسب سلطنت اردشیر اول آغاز میشود و با مرگ اسکندر و شرح خصیلتهای وی پایان مییابد. با نزاع مقدونیها بر سر جنازه اسکندر برای رسیدن به قدرت جلد سوم آغاز میشود و برآمدن اشکانیان و شرح حال آنان ادامه مییابد و معماری عصر پارتی پایان این فصل است.
پیرنیا اخلاق، فرهنگ، آداب و دین و آیین ایرانیان این روزگار را برایمان روشن میکند. وی بر این باور است که اشکانیان یا پارتیان هم مانند شاهان هخامنشی در زمینه دین و فرهنگ ملتها با آنها مسامحت میکردند. «دولت پارت در امور مذهبی تبعه خود دخالت نمیکرد و آنها را به احوال خودشان واگذار میکرد». پایان روزگار اشکانیان، پایان این اثر ارزشمند است. پیری و بیماری هر دو به حسن پیرنیا مهلت نمیدهند تا از ساسانیان هم اطلاعاتی را به تاریخنگاران ارائه دهد.
در بخشی از کتاب ایران باستان: تاریخ مفصل ایران قدیم میخوانیم:
تیرداد در رفتن به روم بیش از دو سال تعلّل کرد، زیرا قرارداد چنانکه بالاتر گفته شد در تابستان سال 63 م. بسته شد و تیرداد در بهار 66 به روم وارد گردید (راولین سن، ششمین دولت مشرق، صفحه 281 عالم مذکور به عقیده کلینتون استناد کرده). جهت تعلّل معلوم نیست ولى چیزى که به حقیقت نزدیکتر به نظر مىآید این است که تیرداد از رفتن به روم چندان خشنود نبوده و انتظار موقعى را داشته که شاید بتواند از اجراى این بند قرارداد شانه خالى کند. به هر حال زن تیرداد در این سفر با او بود و جمعى از نجباى پارتى که از جمله پسرهاى بلاش و مونوبازوس پادشاه دست نشانده آدیابن بودند با سه هزار سوار پارتى ملازمت تیرداد را داشتند (دیوکاسّیوس، کتاب 63، بند 12).
تیرداد با این عدّه زیاد پارتىها مانند فاتحى که روش ظفرمندى داشته باشد دو ثلث خاک روم را پیمود و رومىها در همه جا او را با احترامات زیاد پذیرفتند. هر شهرى که در سر راه تیرداد بود به مناسبت ورود او به آن شهر مزیّن مىگشت و مردم جمع شده با هلهله و شادى او را مىپذیرفتند. این موکب در همه جا به استثناى هِلّسپونت (داردانل) از خشکى حرکت مىکرد و خطّ مسافرت آن در اروپا چنین بود: تراکیّه ایلّیریه تا آدریاتیک و از آنجا از راه خشکى به شبه جزیره ایتالیا (یا آپِنننْ). جهت اینکه تیرداد از سفر دریایى احتراز داشته باید از اینجا باشد که خانواده بلاش مذهبى بود و در مذهب زرتشت آلودن آب ممنوع است. معلوم است که مخارج تیرداد با موکبش به رومىها تعلّق مىیافت و چنانکه سوئهتُن نویسنده رومى نوشته (کتاب نِرون، بند 30) براى خزانه روم روزى 800 هزار سِسْ تِرْث یا 32 هزار فرانک طلا به پول کنونى تمام مىشده و چون مسافرت تیرداد به روم و مراجعتش به ایران 9 ماه طول کشید مخارجى را که خزانه دولت روم پرداخته هشت میلیون و ششصد و چهار هزار فرانک طلا به پول کنونى مىشده.
ملاقات اوّل بین تیرداد و نرون در شهر ناپل وقوع یافت زیرا در این وقت قیصر در این شهر بود. موافق مراسم دربارى روم تیرداد مىبایستى بىشمشیر نزد قیصر رود. ولى او راضى نشد چنین کند و این مسئله در ابتدا اهمیّت یافت تا آنکه آن را بدین ترتیب حلّ کردند که تیرداد با شمشیر نزد قیصر رود ولى تیغش به غلاف آن میخکوب شود. وقتى که تیرداد نزد قیصر رسید یک زانو به زمین زده دستهایش را روى یکدیگر بهعلامت اطاعت گذارد و نرون را آقا خواند. بعد مراسم نصب تیرداد به سلطنت ارمنستان در روم به عمل آمد. شبِ روز مراسم تمام شهر چراغانى شد و با گل و ریاحین آن را تزیین کردند. وقتى که روز دررسید فوروم، میدانگاه معروف روم، که مذاکرات عمومى در آن جا بهعمل مىآمد از رومىها پُر بود. اینها در غرفهها جا گرفته ملبّس به لباس سفید بودند و زینتىبرسر از برگهاى درخت غار داشتند.
بله





















