جلد کتاب کتاب شاهزاده و گداپشت جلد کتاب کتاب شاهزاده و گدا
۱۵۵,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب شاهزاده و گداپشت جلد کتاب کتاب شاهزاده و گدا
کتاب الکترونیک
252 صفحه
EPUB
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه

برای شنیدن کتاب شاهزاده و گدا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب شاهزاده و گدا

کتاب شاهزاده و گدا نوشته‌ی مارک تواین در خصوص دو شخصیت به نام‌های ادوارد و تام است. ادوارد؛ ولیعهد انگلستان و در مقابل تام؛ پسربچه فقیر و یکی از افراد عادی شهر است و دست تقدیر به واسطهٔ چهره‌های آن‌ها، که بسیار شبیه هم است، این دو را بر جای یکدیگر می‌نشاند.

شاهزاده و گدا (The Prince and the Pauper) نام رمانی تاریخی و جاودانه اثر مارک توین، نویسندهٔ آمریکایی است که اوّلین بار در سال 1881 میلادی، پیش از چاپ آمریکا، در کانادا به چاپ رسید و بارها مورد اقتباس تصویری در قالب فیلم سینمایی، سریال تلویزیونی، و انیمیشن قرار گرفته است. این کتاب داستان ادوارد و تام را بیان می‌کند که یکی ولیعهد انگلستان است و دیگری گدایی بیش نیست. آن دو زندگی دیگری را امتحان می‌کنند. تام و ادوارد هر دو در یک روز در خانواده‌هایی کاملا متفاوت به دنیا آمده‌اند.

این رمان، نابرابری‌های طبقاتی و سیستم قضایی ناعادلانه انگلستان را در زمان خاندان تئودورها نشان می‌دهد. نویسنده شوخ و بذله‌گوی آمریکایی، هزاران کنایات و استعارات پرمغز و پرمعنی به کار برده و نه تنها صحنه‌های تاریکی از تاریخ قرن شانزدهم ملت انگلیس را روشن ساخته، بلکه زشتی‌ها و پلیدی‌های اجتماع خود را نیز در این آینه صاف و روشن به خوانندگان نشان داده و از نظام فاسد دربار انگلستان و از سویی از فساد اخلاقی در میان مردم فرودست جامعهٔ انگلستان انتقاد می‌کند.

گرۀ ساده‌ای که نویسنده درمی‌اندازد، عوض کردن لباس تام کانتی، پسرک فقیر اهل لندن با لباس ادوارد، شاهزادۀ انگلستان است. تام و ادوارد که هر دو در یک روز در خانواده‌های کاملاً متفاوت به دنیا آمده‌اند، شباهت شگفت‌انگیزی به یکدیگر دارند. پس از این که از پشت میله‌های قصر با هم روبرو می‌شوند از این شباهت متحیر شده و ادوارد به نگهبان دستور می‌دهد که تام را به داخل قصر راه دهد. در اتاق مجلل ادوارد، آن‌ها که می‌خواهند تنها لحظه‌ای احساس دیگری را درک کنند، لباس‌هایشان را با هم عوض می‌کنند و این سرآغاز یک داستان مفصل می‌شود. ادوراد می‌رود تا نگهبان را به خاطر برخورد خشنش با تام مواخذه کند، نگهبان او را نمی‌شناسد و از قصر بیرون می‌اندازد و در دم جان کانتی پدر تام، شاهزاده را می‌گیرد و به خانه می‌برد.

تام کانتی در ابتدا بسیار سعی می‌کند که به اهالی قصر بفهماند که او شاهزاده نیست، اما کسی حرف او را باور نمی‌کند. وقتی رفتارهای عوامانۀ او را می‌بینند، می‌پندارند که دچار اختلال مشاعر شده و به بهبودش امید می‌بندند. اما پیش از این ‌که تغییری در اوضاع پدید بیاید، شاه مریض‌ حال می‌میرد و شاهزادۀ خردسال باید بر تخت سلطنت بنشیند. در چنین اوضاعی تام ناگزیر است دربارۀ مسائل مختلفی نظر بدهد. نویسنده با چیره‌دستی تمام به اوج فساد اخلاقی و اداری دربار انگلستان اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چطور روح بی‌آلایش تام نمی‌تواند این همه ظلم و بی‌عدالتی را تحمل کند. تام متحیر می‌شود وقتی می‌بیند که اگر در درس کوتاهی کند کودک دیگری به عنوان کتک خور به جای او شلاق می‌خورد! تام به شکلی عادلانه حکم می‌راند و این دادگستری او قلب بیچارگان را شاد می‌کند. فقط چند روز به تاج‌گذاری مانده و خبری از ادوارد نیست.

در طرف دیگر ماجرا اما ادوارد که در شرایطی اشرافی تربیت یافته، ناخواسته وارد پایین‌ترین قشر جامعۀ انگلستان می‌شود و در باورش نمی‌گنجد که مردم در چنین اوضاع پست و ناسالمی روزگار می‌گذرانند. او نیز تقلا می‌کند تا به دیگران بفهماند که شاهزاده انگلستان است، اما کسی به او وقعی نمی‌نهد و حتی مورد تمسخر دیگران قرار می‌گیرد و در مورد او نیز می‌پندارند که دچار اختلال مشاعر شده. او را به دزدی و دیگر اعمال خلاف اخلاق وامی‌دارند و چون از این کارها سر باز می‌زند شماتتش می‌کنند. با مردمی روبرو می‌شود که ظلم دربار آن‌ها را بیچاره و بی‌خانمان کرده. درمی‌یابد که تشریفات درباری تا چه اندازه در میان مردم ناشناخته، بی‌معنا و مضحک است. از مهلکه‌ها می‌گریزد و سرانجام توسط آزادمردی که او نیز زخم خوردۀ بیداد دربار انگلستان است می‌گریزد و موفق می‌شود خود را در روز تاجگذاری به دربار برساند.

مارک تواین نام مستعارِ ساموئل لَنگهورن کلمنز (Samuel Langhorne Clemens) است. او در سال 1835 در ایالت میسورى آمریکا به دنیا آمد و در سال 1910 چشم از جهان فروبست. او پیش از آنکه نویسنده شود به شغل‌هاى زیادى رو آورد؛ از جمله کار در کشتى بخار، روزنامه‌نگارى و کار در معدن طلا.

مارک تواین (Mark Twain) کتاب‌هاى بسیارى نوشت که «تام سایر»، «هَکلبرى فین» و «شاهزاده و گدا» از معروف‌ترین آثار اوست.

در بخشی از کتاب شاهزاده و گدا می‌خوانیم:

صبح روز بعد گروه رافلر به قصد دزدی به راه افتادند. اولین فکر ادوارد، بعد از آنکه تحت فشار هوگو برای گدایی و دزدی به راه افتاد، این بود که چطور فرار کند. وقتی ادوارد از انجام این کار سر باز زد، هوگو به او دستور داد روش او را دنبال کند. آن‌قدری نگذشته بود که سر و کلۀ غریبه‌ای در خیابان پیدا شد. هوگو چشم‌هایش را چند بار چرخاند، ناله‌ای سر داد، تلوتلو خورد، جلوِ پای غریبه به زمین افتاد و به پیچ و تاب خوردن ادامه داد.

مرد غریبه گفت: «آه عزیزم!‌ ای بیچاره، بذار کمکت کنم.»
هوگو نفس‌زنان گفت: «نه، نه آقای عزیز. هر وقت می‌گیره حالم این‌ جوری میشه. برادرم حالا راجع به وضعم بهتون میگه که وقتی بیماری صرع سراغم میاد چی میشه. یک پنی لطفا. آقا یک پنی بدید تا کمی غذا بخورم.»

«یک پنی؟ بهت سه پنی میدم پسر بیچاره.»
بعد سه پنی از جیبش درآورد و ادوارد را صدا کرد: «پسر، بیا این‌جا. بیا بهم کمک کن تا این برادر مریضت رو جا‌به‌جا...»

پادشاه حرف او را قطع کرد: «من برادرش نیستم. اون هم دزد و هم گداست. اون نه فقط ازتون پول می‌گیره بلکه جیب‌تون رو هم می‌زنه. اون واقعا مریض نیست ولی اگه می‌خواید معالجه‌اش کنید، با عصاتون بزنیدش.»
ولی هوگو منتظر نماند. مثل باد شروع به دویدن کرد و در این حال مرد به دنبالش به راه افتاد.

پادشاه خوشحال از اینکه بالاخره آزاد شده، در جهت مخالف شروع به دویدن کرد در عمق جنگل. او تا زمان تاریکی هوا لحظه‌ای از سرعتش کم نکرد تا وقتی که نوری در تاریکی به چشمش خورد. ادوارد خودش را به آن‌جا رساند و جلو کلبه محقری که سر راهش قرار داشت توقف کرد. از میان پنجره صدای کسی که دعا می‌کرد به گوشش رسید. روی پنجۀ پا بلند شد و از پشت پنجره چشمش به مرد لاغری افتاد که موهایش کاملا سفید بود. مرد مقابل محراب کوچکی که شمعی بالای آن روشن بود زانو زده بود و دعا می‌کرد. ردایی از پوست گوسفند بر تن داشت و کنار دستش روی یک جعبۀ چوبی، یک کتاب قطور و یک جمجمه دیده می‌شد.

فهرست مطالب کتاب

دربارۀ نویسنده
دو دنیای متفاوت
تغییر بزرگ
شاهزاده‌ای در میان فقرا
گدا در نقش شاهزاده
پیش به سوی قدرت و مقام
گمشده در میان جمعیت
سرزمین خواب و خیال
شغل عجیب
تام عدالت را برقرار می‌کند
پادشاه احمق‌ها
پادشاه در حال فرار
شگفتی در هندن‌ها‌ل
محاکمه و مجازات
آزمون مهر بزرگ
اتحاد دوباره
به سوی زندگی بهتر
نام‌ها

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب شاهزاده و گدا
نویسندهمارک تواین
مترجمپروین ادیب
ناشر چاپیبنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
سال انتشار۱۳۹۵
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات252
زبانفارسی
شابک978-600-253-220-6
قیمت کتاب الکترونیک
۱۵۵,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان تاریخی نوجوان
کتاب‌های ادبیات کلاسیک نوجوان
کتاب‌های داستان کودک

کتاب شاهزاده و گدا بر اساس قرارداد رسمی با بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

مارک تواین نویسنده کتاب شاهزاده و گدا

مارک تواین

۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ تا ۲۱ آوریل ۱۹۱۰ - آمریکایی

مارک تواین نویسنده و طنزپرداز آمریکایی است که با کتاب‌های «ماجراهای هاکلبری فین» و «ماجراهای تام سایر» به شهرت جهانی رسید. آثار او بازتابی از جامعه‌ی آمریکایی است و مارک تواین اغلب، با زبان طنز و بهره‌گیری از دنیای کودکان، انتقادهای خود را نسبت به وضعیت جامعه بیان کرده است.

نقد، بررسی و نظرات کتاب شاهزاده و گدا

عسل نظرزاده
۱۳۹۹/۰۳/۲۳
برای نوجوانان فقط یک بار ارزش خواندن دارد زیرا بعد یک بار خواندن موضوش تکراری میشود کلی برای کودکان هر چند بار بخوانند جذاب است 🌷
درضمن‌ی مقدار قیمتش بالا است
علاوه بر تمام اینها داستان جالبی دارد وپایانش را هم دوست داشتم😍
فائز ابراهیم زاده
۱۳۹۸/۰۸/۱۶
خیلی داستان خوبیه و جدا از داستان ساده ش مفهوم عمیقی رو پشتش داره 👌🏻
واقعی شدن رویاها و از اصل خود دور نشدن تو اوج...
radin Asadlou
۱۳۹۷/۰۸/۲۰
بیشتر برای نوجوونا خوبه داستانش ساده و روونه. داستانش ساده و سرگرم کننده است همین.
سعید مقدس
۱۴۰۴/۰۲/۱۷
کتاب جالبی بود احساس خوبی دارم از خاندن این کتاب و پایان زیبا
شهرام آقایی
۱۴۰۱/۰۴/۰۳
درود وخداقوت به نویسنده محترم وکتابراه
کتاب داستانی جذابی بود
زینب چراغپور
۱۳۹۸/۰۶/۲۰
عالیه من با ترجمه‌ی پیچیده تری خوندمش ولی عالی بود
ادامه نقد و نظرات کتاب شاهزاده و گدا...
👋 سوالی دارید؟