جلد کتاب کتاب ظهر آبی حنظله
۱۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب ظهر آبی حنظله
کتاب الکترونیک
112 صفحه
EPUB
انتشارات پالیزان

برای خواندن کتاب ظهر آبی حنظله و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب ظهر آبی حنظله

کتاب ظهر آبی حنظله نوشته‌ی فاطمه دهقان نیری، ماجرای حضور چند دوست در عملیات والفجر مقدماتی و لحظاتی که بر آنان گذشته را به تصویر می‌کشد.

در بخشی از کتاب ظهر آبی حنظله می‌خوانیم:

بچه‌ها با بیسیم گفته‌ بودند معبر کدام سمت است. اینانلو را راهنمایی کرده بودند بچه‌ها را به کدام سمت ببرد. علی کرمی هنگام عقب رفتن، صحبت آقا مهدی با سید محمد را در بیسیم می‌شنود و متوجه می‌شود که ما مسیر را گم کرده‌ایم. وقتی به بچه‌های خودی می‌رسند به آقا مهدی می‌گوید: «اجازه بدهید من به سید محمد آدرس بدهم.»

ظاهرا علی کرمی توی بیسیم به اینانلو توضیح می‌دهد که: «دیشب کجا همدیگه رو دیدیم. همون‌جا رو یه کم بیایین جلوتر، می‌رسید به دشت و از دشت می‌افتین توی یه کانال. اون رو مستقیم بیاین می‌رسید به کانال بزرگ، اون رو هم باید رد کنید و برسید به معبر که یه تانک سوخته طرف دیگه‌ی اون هست. معبر رو که رد کنید می‌رسید به ما.»

عراقی‌ها به ما خیلی نزدیک شده بودند و خطر غافل‌گیری از پشت سر وجود داشت. هر لحظه نزدیک‌تر می‌آمدند. اینانلو به رضا گفت: «پشت به بچه‌ها توی کانال بِایست که جلوی عراقی‌ها رو بگیری.»

ما که پشت سر اینانلو رفتیم، رضا و نفر دیگر لحظاتی راه عراقی‌ها را سد می‌کنند. تعداد زیادی عراقی بالای کانال بودند. رضا نگران می‌شود که بچه‌ها را گم کنند. چند دقیقه‌ای که می‌گذرد به بسیجی همراهش می‌گوید برویم. اما او قبول نمی‌کند. می‌گوید می‌خواهد تا آخرین قطره بایستد. رضا می‌گوید: «ببین! این قطره، جای دیگه لازم می‌شه، بیا بریم.»

خلاصه متقاعدش می‌کند و راه می‌افتند، می‌آیند به سمتی که ما رفته بودیم. از طرفی ما مقداری که رفتیم، اینانلو گفت که مسیر اشتباه است و باید برگردیم. برگشتیم و به رضا و نفر دیگر برخوردیم. رضا ما را که دید گفت: «چی شده؟»

فهرست مطالب کتاب

قبل از عملیات
تا دوکوهه
گروهان صف
گردان حنظله در پادگان دوکوهه
دهکدهی حضرت رسول
تک درخت سدر
نقطه رهایی
آغاز عملیات
کانال
بازگشت
مؤخره: عملیات والفجر مقدماتی

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب ظهر آبی حنظله
نویسندهفاطمه دهقان نیری
ناشر چاپیانتشارات پالیزان
سال انتشار۱۳۹۰
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات112
زبانفارسی
شابک978-964-7243-44-5
قیمت کتاب الکترونیک
۱۰,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان دفاع مقدس

کتاب ظهر آبی حنظله بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات پالیزان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب ظهر آبی حنظله

هادی حسن ابادی
۱۳۹۸/۱۲/۰۷
این نوع تلفات دادن و بهم ریختگی رو با خاطرات تکاوران دریایی در 34 روز جنگ در خرمشهر مقایسه میکنم میبینم اونها واقعا تکاور بودن. میشد با شور و عشق جوانان بسیجی در کنار اموزش تکاوری بهشون تا اون طرف عراق رو رفت. حیف که در جنگ کار بدست کاربلدها داده نشد وگرنه صدام بجای امریکایی‌ها باید با دستان دلاوران ایرانی اعدام میشد. امروز هم باید کارها را به کاردان‌ها سپرد که متاسفانه....
محمد نوروزی
۱۴۰۲/۰۲/۱۹
سلام
نظر عالی رو انتخاب کردم چون جهاد مجاهدان که به شهادت منتج میشه والاترین نتیجه برای انسان در عمر هر فردی ست.
البته نقش نویسنده و باقی کار هم بخاطر ایجاد ارتباط با مقوله شهادت ارزشمند خواهد شد.
در واقع متن کتاب متن جهاد و شهادته، و این امتیاز به مجاهدان و به کسانی که این مجاهدات رو روایت می‌کنند تعلق می‌گیره
موفق باشید.
علی حقیقت
۱۴۰۳/۰۵/۲۸
سلام
مواردی را در این کتاب خواندم که با توجه به حضور در عملیات فوق، بی اطلاع بودم.
ممنون و سپاسگذارم
ادامه نقد و نظرات کتاب ظهر آبی حنظله...
👋 سوالی دارید؟