کتاب میرزا تقی خان امیرکبیر: نگاهی به زندگی و زمانه امیرکبیر تالیف مینا چوپانی، درباره یکی از صدراعظمهای بزرگ و نامدار ایران در دوره ناصرالدین شاه قاجار، امیرکبیر است.
این کتاب درباره زندگی پسر کربلایی قربان آشپز است که ظرف مدت کوتاهی به دلیل فراست و هوش سرشارش، مورد اعتمادترین شخص برای ناصرالدینشاه، صدراعظم و امیرکبیر ایران شد و تحولات فرهنگی و اجتماعی بزرگی را در این سرزمین ایجاد کرد. امیری که دشمنان و بدخواهان ایران و تشنگان زور و ثروت و قدرت امانش ندادند و چنان که رسم استبداد و خودکامگی است، دست این امیر فرزانه را درست زمانی که در اوج محبوبیت و اقتدار خود بود ظالمانه و کوته فکرانه از دیوار سازندگی مملکت کوتاه کردند.
در بخشی از کتاب میرزا تقی خان امیرکبیر میخوانیم:
دوست داشت درس بیاموزد، اما آقازاده نبود. طَبَق به دست، غذای آقازادهها را میبرد. روزی قائم مقام از پسرانش درس میپرسید و در پاسخ، جز سکوت چیزی نمیشنید. محمد تقی در گوشهای پاسخها را زمزمه میکرد.
- تقی، کجا آموختی؟
- به هنگام آوردن غذای آقازادهها، در پشت در میایستادم و درس میآموختم.
کیسهاش را باز کرد تا انعامی دهد، اما تقی زد زیر گریه.
- من انعام نمیخواهم، بگذارید معلم به من هم بیاموزد.
بله
















