جلد کتاب کتاب سرگیجهپشت جلد کتاب کتاب سرگیجه
۳۶۰۰۰ ۱۸,۰۰۰ تومان ۵۰%
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب سرگیجهپشت جلد کتاب کتاب سرگیجه
کتاب الکترونیک
64 صفحه
EPUB
نشر روزگار

برای شنیدن کتاب سرگیجه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب سرگیجه

کتاب سرگیجه، مجموعه‌ای از داستان‌های خواندنی مجتبی حبیبی است که در آن از موضوعات مختلفی سخن به میان آمده است.

مجتبی حبیبی به سال ۱۳۳۹ در مشکین شهر به دنیا آمد. در سال ۱۳۶۹ مجموعه اشعار زمزمه‌های پاییزی خود را منتشر کرد. در ۱۳۷۰ به مدت یک سال عضو شورای خبر صدا و سیما شد. سپس به مدت سه سال به نوشتن برنامه‌های راه شب در شبکه سراسری صدا مشغول شد. حبیبی همچنین دو سال هم با رادیو جوان ادامه همکاری دارد. از سال ۱۳۸۲ با خبرگزاری مهر، فارس، ایرنا و... همکاری کرد و در روزنامه‌های کیهان، جوان، سیاست روز - شرق - همشهری - مردم سالاری و... به نقد آثاری هنری پرداخت. وی عضو انجمن قلم ایران و عضو انجمن منتقدان خانه سینما است.

در بخشی از کتاب سرگیجه می‌خوانیم:

گام سنگین مرد، وقتی بر روی آخرین پله گذاشته شد، او با خود گفت: «این هم چهل و دو پله و هیجده بار اومدن، ‌تف!» 

نگاهش با نگاه‌های چند تن آشنا که پشت در اتاق قاضی بودند، تلاقی کرد. خواست راه خود را به داخل اتاق قاضی باز کند که مردی میانسال با لبخند گفت: «به‌ به آقای پریشان! ما خیال کردیم امروز نمی‌آیی و شاید نوبت به ما برسد؟» آقای پریشان سر تکان داد و کیفش را از میان جمعیت به در آورد و به در اتاق نزدیک شد. خانمی کهنسال راهش را بست و با رو ترش کردن گفت: «آقای پریشان! یه امروز وقت قاضی رو نگیری، ما مشکلمون حل می‌شه!» 

پریشان سر تکان داد و به داخل اتاق وارد شد. درخواستش را بر روی میز کارمند دفتر قاضی گذاشت. کارمند همین که چشمش به دادخواست او و قیافه رنجورش افتاد، با لبخندی که به قهقهه می‌مانست، ‌گفت: «به‌ به، سلام آقای پریشان! مشتری پر و پا قرص! باز هم روز از نو روزی از نو؟» آقای پریشان آهی کشید و گفت: «این یکی فرق می‌کنه!» در آن سوی اتاق، قاضی پشت میز خود مشغول نوشتن بود. کارمند درخواست پریشان را روی میز، جلوی قاضی گذاشت و به پشت میز خود برگشت و رو به پریشان گفت: «بیرون باشید تا صداتون کنم.» پریشان دسته‌ای کپی از برگه‌های تمبر زده و کپی شده را از کیفش بیرون آورد و خواست اعتراض بکند. لحظه‌ای مردد ماند و توجهش به لرزش دست‌ها و اجزای صورتش جلب شد.

کپی‌ها را دوباره توی کیفش گذاشت. با عقب‌ گردی چون نظامیان از اتاق بیرون آمد. سلام و علیک با خنده و یا با احساس همدردی چند نفر را شنید. به جمعیت سرگردان و خسته و پریشان چون خودش نگاه کرد. گوشه‌ای خلوت به دور از ورودی اتاق قاضی نظرش را جلب کرد. کنار سه کنج دیوار چمباتمه بر زمین نشست. 

هنوز چهار زن شاکی از پیرمرد همسرشان ادامه داشت. طبق معمول بعد از جر و بحث‌ها، حال پیرمرد خراب شده بود و او را کشان‌کشان به طرف پله‌ها می‌بردند. زن اولی مسن‌تر از سه نفر بعدی بود. ناراحت‌ترینشان زن چهارم بود که حدود سی ساله می‌نمود و می‌گفت: «آخر بعد از من چرا؟»

فهرست مطالب کتاب

سرگیجه
پژواک در سوادکوه
دل خوش سیری چند
چراغ‌های خاطره
پزشک روح
مناظره
حکایت‌ها
بازتاب
خاموشی نجواها
پندارها
آینه بر دوش
مرغ همسایه غازه
آینه شکسته

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب سرگیجه
نویسندهمجتبی حبیبی
ناشر چاپینشر روزگار
سال انتشار۱۳۹۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات64
زبانفارسی
شابک978-964-374-445-8
قیمت کتاب الکترونیک
۳۶۰۰۰ ۱۸,۰۰۰ تومان ۵۰%

موضوع کتابکتاب‌های داستان کوتاه ایرانی

کتاب سرگیجه بر اساس قرارداد رسمی با نشر روزگار در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب سرگیجه

میلاد احمدی
۱۳۹۷/۰۴/۲۲
قبلأ خوندم، بد نیس
ادامه نقد و نظرات کتاب سرگیجه...
👋 سوالی دارید؟