کتاب آشا نوشته صادق نیک پور، تحقیقی بر واژهشناسی آشا از نظر تاریخی و اساطیر، با نگاه فلسفی و ادبی، و از تحقیقات محققان و پژوهندگان بسیاری در این باب است.
در این کتاب مواردی همچون فلسفه و جهانبینی آشا، آشاایسم، آشا در میان کاسیها، آشا در مستندات سومری، آشا در مستندات بابلی، آشا در مستندات اکدی، تحول آشا در مهاجرت اقوام آریایی، آشا و عقل مقدس (سوفیا)، نقش تفکر آشا در شکلگیری عرفانی تطور واژگانی آشا، توحید ذاتی و افعالی در فلسفه آشا، ادبیات تطبیقی آشایی، جامعهشناسی تاریخی آشایی از دیگر موارد آشاشناسی هستند.
آشا یک واژه اصیل ایرانی و آریایی پر کاربرد در ادبیات باستان ایران و وارد شده در زبانهای هندی و اروپایی، ریشه بسیاری از دیگر واژگان و مفاهیم مرتبط را تشکیل داده است.
آشا با مفاهیم وسیع در معانی نظم هستی، قانون، راستی در مقابل دروغ و ریشه برهان نظم در الهیات و کلام بیشتر ادیان جهت اثبات توحید و وجود ناظم هستیبخش و همچنین برهان عِلی شناخته شده است. نظر به گستردگی مفاهیم کاربردی و مفهومی آشا این گونه برداشت میگردد که آشا به نوعی جهانبینی و فلسفه آشایی در ایران باستان با قدمت بیش از دین زرتشتی و قبل از آن تبدیل گردیده بود که بعدها در فلسفه باورهای اعتقادی و عرفانها به صور مختلف نمایان گشت.
قدمت وجودی واژه آشا، هم راه معادل آن آرتا در سنگ نوشتهها و الواح گلی و انواع کتیبههای باستانی از تخت جمشید تا سومر و بابل و تمدن هیتی و حتی از همه مهمتر اشاره به تمدن قدیمی ایرانی آرتا در جیرفت امروزی تا شهر سوخته زابل به وفور دیده شده است. بسیاری از دانشنامههای مشهور جهان مدخلی خاص و ویژه به این واژه اصیل ایرانی آشا اختصاص دادهاند و به طور مفصل و حسب الگوهای دانشنامه نویسی در مورد آن، با استناد به تحقیقات محققان مقاله و گزارش ارائه دادهاند.
در زبانهای هندی هم خانواده زبانهای ایرانی واژه آشا حضور فعال و چشمگیری دارد و امروزه بسیاری از نویسندگان و هنرمندان و محققان به نام و صاحب اثر در جهان نام آشا را به خود دارند و طبیعی است که بیشترین استفاده از این واژه در ایران و سپس در هند نسبت به دیگر نقاط جغرافیایی جهان واقع شود، که البته خود نیاز به تحقیق آماری در این مورد را ضمن تحقیق فلسفی اجتماعی به طور مفصل میطلبد.
در بخشی از کتاب آشا میخوانید:
مطابق نظم کیهانی آشا طبیعت و همه مظاهر آن و هر آنچه بر طبق نظم کیهانی باشد ارزش دارد شکستن هر قانون طبیعت شکستن آشا بود و در واقع طی مسیر دروغ محسوب میگردید. اما آداب تطهیر جدید آشا را شکستند. برای حفظ انسان از شر و ایمن ماندن آن از تأثیر عامل بدی و دروغ و پلیدی آدابی برای تطهیر مقرر کردند. به موجب کتاب وندیداد تماس با جسد مردگان سرچشمه آلایش و پلیدی است و هر کس که کالبد میتی را لمس کند بایستی بیدرنگ غسل کند و خود را مطهر سازد. این تطهیر با آب و گاهی با بول گاو توصیه شده است. نزد پارسیان جدید و قدیم، اجساد اموات به قدری نجس و ناپاک شناخته میشدند که دفن کردن آنها در خاک یا غرق کردن در آب یا سوزاندن در آتش، گناهی بزرگ به شمار میآمد، چه آن جسم پلید عناصر مقدس خاک و آب و آتش را ملوت و پلید خواهد ساخت. در اوایل عهد، زردشتیان قدیم کالبد اموات را بر روی بستری از سنگ یا بر فراز تودهای از آهک مینهادهاند یا در تابوتی از سنگ در بسته میگذاشتند تا آن شیء نجس از عناصر آب و خاک دور بماند. در این زمان، جایگاهی عظیم و مرتفع بنا میکنند که آن را برج خاموشان مینامند. در آن بنای بدون سقف و روگشاده، اجساد اموات را میگستردهاند تا مرغان هوا و حشرات زمین آنها را طعمه خود سازند و نابود کنند. همچنین هر عضوی از اعضای جسد مرده یا قسمتی از بدن زنده قطع شده باشد، مانند بریده ناخن یا چیده مو ایضا ناپاک و پلید شمرده میشود. آب دهان انداختن، خاصه در حضور شخص دیگر، عمل منکر است، حتی هوایی که با تنفس از ریه خارج شود، موجب نجاست است، از این رو، حتی در عصر حاضر موبدان و روحانیون در هنگام افروختن آتش مقدس در آتشکدهها با دستارچه دهان را میبندند تا نفس پلید ایشان به آن عنصر پاک اصابت نکند. بعضی جانوران مردارخوار مانند مورچه و مگس و کرم، همه نجس و ناپاک محسوب میشوند که آنها را انگره مینیو آفریده است، همچنین مار و کژدم و وزغ نیز همه مصنوع و مخلوق اویند. در ازمنه قدیم مجوسان واجب میدانستند که صدها و هزارها از این جانوران را به عنوان عبادت و کسب فیض هلاک سازند، ثوابی که موجب خشنودی اهورا مزدا خواهد شد. و اگر انسانی این حشرات ناپاک را لمس کند باید در حال عمل تغسیل را به جا آورد و تن خود را بشوید. این انتقال مذهب از مبادی اخلاقی معنوی به سوی اعمال و تشریفات ظاهری رسمی و تطهیرات معمولی، یکی از خصایص نمایان تاریخ تحول دین زردشت است.
بله






















