نگارنده در کتاب گچ پژ: عصفوریههای محسن رضوانی مجموعه یادداشتهای کوتاه و طنزآمیز خود را گرد آورده که با استفاده از لهجهی قدیم تهرانی و اصطلاحات دورهی قاجار نوشته شدهاند.
دربارهی کتاب گچ پژ:
«قارداش»، «اُتول»، «شیرسوز» و.... قرار است این قبیل کلمات را در این کتاب فراوان ببینید. گچپژ کتابی است که با نگاهی طنزآمیز و استفاده از زبانی فراموششده، مسائل اجتماعی را به بوتهی نقد میکشاند. گهگاهی میان این انتقادها، یادداشتهای عاشقانه نیز دیده میشود.
یادداشتهای این کتاب پیش از این بهصورت پراکنده در وبلاگ محسن رضوانی با نام «عصفور؛ حکایت یک جوان بالدار» بین سالهای 89 تا 92 منتشر شده بودند و بعضی از یادداشتهای این کتاب نیز در مجلهی سهنقطه انتشار یافته بودند.
این کتاب، که برخی منتقدان آن را نمونهای از «نظیرهنویسی» میدانند، همانند نامش - عصفور، به معنای گنجشگ - مدام از این شاخه به آن شاخه میپرد و در 51 یادداشت خود مسائل متنوعی را بررسی میکند.
گچپژ، که نخستین اثر محسن رضوانی است، تحسین مخاطبان را برانگیخته و بسیاری از خوانندگان طنز اجتماعی و زبان این کتاب را پسندیدهاند.
کتاب گچپژ برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به طنز اجتماعی علاقه دارید و دوست دارید مسائل روز را با زبانی متفاوت بخوانید، این کتاب را از دست ندهید که با آن بسیار خواهید خندید.
در بخشی از کتاب گچ پژ: عصفوریههای محسن رضوانی میخوانید:
معقول که نگاه میکنم میبینم تو پای من غنچه سوز میشوی. سوخت میروی. خاصه حالیه که بیکار شدهام و دریچۀ همان آب باریکه را هم گِل مال کردهاند. این شبها تفریح و تفرجم شده است ولگردی، حوالی سه راهِ «پیاله». کاج و بوتههای بزک شدۀ ارمنیها را تماشا میکنم. یک سیر لبو میخرم و منفردا بنا میکنم به گز کردن طول کوچهها. حالا اگر قدر چینهدان گنجشک عقل معاش داشته باشی میروی سراغ کسی که لولهنگش بیشتر آب بردارد. باور کن عشق و عاشقی قدر عرقگیر اخوی شیرین عقلت کارایی ندارد. دست کم آن عرقگیر آبی آسمانی به یک دردی خورد. هواکش خانهتان را کور کرد بلکه دیگر مکتوبه نفرستم. عاشقی مال از ما بهتران است شازده. این زیاده خوریها به ما نیامده عزیز! باور کن...
بله


















