موضوع کتاب درآمدی بر رابطه اخلاق و سیاست، نقدی بر ماکیاولیسم نوشته عماد افروغ، جستارهایی در نقد اندیشههای ماکیاولیستی در سیاست و تبیین رابطۀ اخلاق و سیاست است.
این کتاب با طرح پرسشهای اساسی دربارهی تشریح حکومت عملی و رابطه اخلاق و سیاست آغاز میشود و با گفتارهایی با عنوانهای «ماکیاولیسم مذهبی» و «حکومت، عرفان و اقتدارگرایی قدسی» ادامه مییابد.
عماد افروغ در ادامه با تبیین مسئله مصلحت و تأثیر آن بر اخلاق سیاسی، مفهوم حریم خصوصی و قوانین و حقوق آن را تشریح میکند. کتاب با طرح گفتارهایی با عنوان «صوری بودن وحدت و نفاق» و «ضرورت تکثر و اختلاف نظر» به پایان میرسد.
بهترین پاسخ به سؤال رابطه اخلاق و سیاست، مشابه دانستن این دو در یک سطح (اختیاری بودن) و دفاع از حیات یکپارچه انسانی و متفاوت دیدن آنها در سطحی دیگر، هدف فی نفسه اخلاق و ارزشهای متعالی به رغم توجه به ضرورت هستی شناختی و غایت شناختی آن (تقدم ارزشی) و مشروط و وسیله بودن افعال سیاسی یا قدرت (تقدم رتبی) است.
از بین گونه شناسی قدرت، اگر فعل مشروط سیاسی یا قدرت به طور عمده دایر مدار اقناع و نفوذ باشد، گرایش آن به اخلاق در مقایسه با زمانی که بر مدار زور، تهدید و اغوا دایر باشد، بیشتر است. اطمینان از جهات اخلاقی سیاست نیز در گرو نقد فعال و نظارت مستمر نهادهای مدنی، به ویژه اخلاقی و دینی در جامعه است.
بله






















