کارل گوستاو یونگ در کتاب خود ناشناخته (فرد در جامعۀ امروزی)، به مباحثی نظیر گرفتاری فرد در جوامع امروزی، خویشتنشناسی و مذهب مردم مغرب زمین میپردازد. همچنین مذهب را نوشدارویی برای تفکرات تودهای میداند.
کتاب خود ناشناخته (فرد در جامعۀ امروزی) (Undiscovered Self)، کتابی است مشتمل بر ۷ فصل که در ابتدا از کمونیسم و حکومتی که در شوروی برقرار است به تندی انتقاد میکند.
در فصلهای دوم به بعد از نقش خود فرد در جامعه سخن گفته و اینکه فرد به جای اینکه تفکر تودهای داشته باشد و به این و آن بپیوندد، باید خود را شناخته و طبق شعور ناخودآگاه خود عمل کند.
به نظر کارل گوستاو یونگ (Carl Gustav Jung)، هر علمی حد و حدودی دارد و نباید از آن حدود تجاوز کرد مثل روانشناسی که وقتی رابطه دو طرفه پزشک و مریض بیش از حد میشود کار خراب میشود و صورت ذهنی و خیالی به خود میگیرد.
برای همین است که هم روحانیون مسیحی و هم مادهگراها به جای صرف وقت جهت راهنمایی فرد فرد جامعه سعی میکنند تودهها را به سمت خود بکشند و پس از حل شدن آنها در خود میتوانند هر کاری میخواهند بکنند. ولی مذهب با نمونهسازی میتواند این مشکل را حل کند.
در بخشی از کتاب خود ناشناخته (فرد در جامعۀ امروزی) میخوانیم:
حقیقت مطلب این است که بشر برده و محکوم ماشینى شده است که زمین و زمان را براى او تسخیر کرده است. بشر از طرف تکنیک جنگى خود که براى محافظت خود تهیه کرده است مورد مخاطره قرار گرفته است. آزادى روحى و اخلاقى او تا حدى در نیمى از جهان مراعات مىشود؛ با در نظر داشتن اینکه در همین نیمه از جهان روانپریشى و پریشان حالى او را تهدید مىکند؛ و در نیمه دیگر دنیا صحبت از بشریت و ارزش فردى اصلاً در میان نیست.
بله






















