کتاب بختک مجموعهای از 39 داستان کوتاه از نویسندگان جوان سراسر کشور است که تحت عنوان جلد دوم مجموعه کتاب مهر منتشر شده است. داستانهای این مجموعه از میان 250 داستان کوتاهی که در پی فراخوان کارگاه قصه و رمان از طرف مراکز آفرینشهای ادبی حوزههای هنری استانها در بهار سال 85 ارسال شده بود انتخاب شده است.
داستانهای منتشر شده در مجموعه «بختک» از میان آثار ارسالی به کارگاه قصه و رمان، کارشناسی شده و مورد ارزیابی قرار گرفته و طی سه مرحله انتخاب شده است. مجموعه داستان «کتاب مهر» معرف داستاننویسان مستعد و توانای جوان کشورمان بوده و نمایانگر حاصل تلاش هنرمندانه و خلوت اندیشه و نوع نگاه آنان به زندگی و انسان در عرصه داستان کوتاه است. داستانهای این مجموعه غالبا حاوی مضامین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.
هرگاه به نسل جوان اعتماد کردیم، حداقل فرصت و امکانی در اختیارش گذاشتیم، آنگاه همگی شاهد بروز و ظهور شایستگیهایشان بودیم؛ بروز و ظهوری باشکوه و بایسته، از میادین المپیاد گرفته تا میادین ورزشی و مراکز تحقیقاتی.
در بخشی از کتاب بختک میخوانید:
در خانه را آهسته میبندم تا پسرم از خواب بیدار نشود و داخل ماشین شوهرم مینشینم. حرکت که میکند میگویم: «راستش رو بخوای از وقتی که اون حرف رو بهم زده این دردم برام مونده. ببین اینجا، پوست سمت چپ سرم، اونقدر درد میکنه که انگار من رو با موهام از یه جایی آویزون کردن.»
شوهرم پوزخندی میزند و با سرعت به خیابانی که مطب دکتر در آنجا قرار دارد میپیچید. میگویم: «اون حق نداشت اون طوری با من حرف بزنه، حق داشت؟ نداشت. دیشب هم که دیدی کی برگشت خونه؟» شوهرم در حالیکه دنده عوض میکند میگوید: «ممکنه یه روزی اینا رو به من هم بگه.» میگویم: «اون دفعه که تا به دکتر گفتم: آقای دکتر پوست سرم درد میکنه، شروع کرد به نوشتن دارو. بهش گفتم: شما هم فکر میکنین که زیر پوست سرم عفونت کرده؟ گفت: نه خانم! گفتم: اما من فکر میکنم که اون زیر عفونت کرده باشه. صبر کنید. الان مقنعهام رو در میآرم تا شما پوست سرم رو ببینید.»
بله

















