کتاب شبیه صدام مجموعهای از خاطرات یک معلم عراقی به نام میخائیل رمضان (بدل صدام حسین) است که به خاطر شباهت زیادش به صدام حسین، در سال 1979 توسط یکی از نزدیکانش به حزب بعث معرفی شد.
میخائیل رمضان پس از انجام یک عمل جراحی، تا سال 1997 نقش بدل صدام را در عرصههای اجتماعی، سیاسی و نظامی بازی میکرد. رمضان در این کتاب اسرار زیادی را فاش کرده است. او دیدارهایی با حسنی مبارک و یاسر عرفات داشت که آنها متوجه نشدند که او صدام نیست. رمضان در نهایت با کمک نیروهای کرد و سازمان سیا به ترکیه فرار کرد. سپس از ترکیه به آمریکا رفت.
از آغاز خلقت تاکنون، شکل رژیمهای حاکم و نوع آنها متفاوت بوده است؛ تا آنجا که انواع حکومتها و رژیمهای حاکم، به نحوی، بیانگر پذیرش جامعه از این نوع حکومت یا آن نوع دیگر است. بررسیهای متعدد در این زمینه نشان میدهد که در دوران گذشته نیز شیوههایی مشابه شیوههای معاصر از جمله در زمینه انتخاب نوع حکومت و حاکم وجود داشته است. سپس نظریات اولیه افلاطون درباره ایجاد جمهوریتی مطرح شد که بعدا جمهوری افلاطون نام گرفت. افلاطون در جمهوریت خود تأکید کرد که حاکم باید فیلسوف باشد.
بعد از افلاطون، نوبت به فارابی رسید تا در «مدینه فاضله» بیش از دوازده ویژگی را مطرح کند. این ویژگیها باید در کسی که در این شهر حکومت میکند، وجود داشته باشد. این نظریات آنگاه افکار و اندیشههای زیادی را در پی داشت که بیشتر آنها حول محور چگونگی انتخاب نوع حکومت، حاکم و صفاتی که لازم است حاکم دارای آن باشد، دور میزد. اینک در جهان معاصر و در آستانه ورود به هزاره سوم، انواع متعددی از رژیمهای حاکم وجود دارد که بیشتر آنها به شیوه دمکراتیکی که اقوام و ملتهای مختلف آن را اتخاذ کردهاند، عمل میکنند؛ به نحوی که این دموکراسی به شمشیری در مقابل همه طاغوتیان حاکم تبدیل شده است.
دولت و جامعه ملت عراق به دلیل داشتن سوابق تاریخی و ریشهدار، برای ملتهای جهان شناخته شده و پیوسته یکی از ملتهایی بوده است که مشعل نور و هدایت را برای دیگر ملتها بر دوش داشته است. این ملت گرفتار دورانهای تاریک بسیاری شده است؛ اما دوران سیاه حکومت طاغوتی «صدام»، دردناکترین دورانها برای این ملت است؛ چرا که صدام هیچ یک از صفاتی را که در گذشته و حال برای حاکم قائل شدهاند، نداشت. او تنها از راه سرنیزه و به شیوهای روی کار آمد که برای جوامع جدید و قدیم پذیرفته نیست.
درد و رنجهای ملتی را تصور کنید که در سایه حاکمیت رژیمی به سر میبرد که در آن فقط به زور ایمان دارد؛ در حالی که دیگر ملتها از نعمت آزادی و دموکراسی برخوردارند. هرچند این آزادی و دموکراسی در بعضی نظامها جزئی است، اما وجود دارد.
ولی در عراق هیچ خبری از آزادی نبود. انسان عراقی فقط نامی از آزادی و دموکراسی شنیده بود. صدام، به زور سرنیزه، کوشیده بود تا شخص عراقی را از مفاهیم انسانی و اخلاقی، که میان این ملت ریشهدار است، تهی کند. این از پستی دنیا است که انسانی مانند صدام بر ملتی چون ملت عراق مسلط شد. چگونه است مردی که از کوچکترین ملاکهای فرهنگی برخوردار نبود، بر ملتی حاکم شد که حداقل درباره آن میتوان گفت که ملتی با فرهنگ است.
چگونه است که نادانی برتر از علم میشود و تاریکی پسندیدهتر از نور است؟ در چه دورانی و در کجا این گونه بوده است؟ در چه زمانی شیران تحت حاکمیت سگان بودهاند و عقابها از کلاغها میترسیدهاند؟... و چرا چنین بود؟ چرا؟
هنگامی که هرودوت از این منطقه دیدار کرد در کتاب تاریخ خود درباره برگ جو نوشت که پهنای آن به اندازه گوش فیل است. او مینویسد: «درختان خرما را ملاحظه میکنیم که مرکز و جنوب عراق را پوشاندهاند؛ به نحوی که خرمای عراق از نظر قیمت معادل با فلزات گرانبها است.» ادبا در کتابهای خود و شعرا در قصیدههایشان از بغداد سخنها گفتهاند.
آنها درباره دجله سرشار از خیر غزلها سرودهاند. ادبیات در عراق با خون فرزندان آن آمیخته شده است. در بغداد و دیگر شهرهای عراق مجالس ادبی با شکوهی برگزار بوده و ادب عرب، درخششی را که در عراق شاهد آن بوده است، در جای دیگری سراغ ندارد. عراق، مهد همه هنرها و ادبهاست. عراق سرچشمه همه خوبیهاست. اصول ارزشمند و گرانبها ریشه در عراق دارد. عراق، مثل همه خوبیهاست. البته همه این ویژگیها به قبل از کودتای سال ۱۹۶۳ باز میگردد.
در بخشی از کتاب شبیه صدام میخوانید:
تاریخ تولد صدام نیز ساختگی است؛ زیرا تا سال ١٩٧٥، تاریخ ولادت کودکان به دقت ثبت نمیشد. تاریخ تولد متولدان ژانویه تا جولای، در ماه جولای با عنوان متولدان نیمۀ اول سال، و تاریخ تولد کسانی که از جولای تا ژانویه به دنیا میآمدند، با عنوان متولدان نیمۀ دوم سال به ثبت میرسید. در واقع، صدام در نیمۀ دوم سال ١٩٣٩ به دنیا آمد و پس از ازدواج اولش تصمیم گرفت دو سال به سن خود اضافه کند تا با همسرش، ساجده خیرالله، هم سن و سال شود؛ زیرا در عراق این یک امر نامتعارف است که مردی با زنی بزرگتر از خود ازدواج کند. به همین دلیل و به خواستۀ خودش، تاریخ تولدش دو سال قبل از آن و در ماه آوریل ثبت شد. همچنین او میخواست میان تاریخ تولد خود از نظر تقویم سال هجری با میلاد حضرت رسول اکرم تناسب و ارتباطی پدید آورد.
بله






















در انقلاب انتفاضه عراق که بعد از جنگ کویت اتفاق افتاد مردم عراق در یک قدمی شکست صدام بودند اما همین آمریکا با برداشتن تحریمهای نظامی و رساندن مهمات به نیروهای بعثی مانع این پیروزی شد ولی حالا اولاً میخائیل را نجات میدهد در صورتیکه او شهروند آمریکایی نیست بلکه یک عراقی است در کشور خودش و بعد هم ملت عراق و بلکه مردم منطقه را و تفکر یا اوللا الباب والسلام.