کتاب داستان و داستاننویسی در مصر با نگاهی گذرا به آثار نجیب محفوظ اثر اعظم رادمهر، تحلیل و نقدی در حوزۀ داستان و داستاننویسی معاصر مصر و همچنین تعدادی از مهمترین آثار نجیب محفوظ به نامهای عبثالاقدار، ثلاثیه، زقاقالمدق، شحاذ، اللص و الکلاب است.
در بررسی داستاننویسی در آثار نجیب محفوظ (Naguib Mahfouz) ابتدا اشارهای به داستاننویسی در مصر و سپس به زندگی و فعالیتهای ادبی و سبک نویسنده و پس از بیان خلاصهای از داستان، به نقد و بررسی آن پرداخته میشود.
در بخش نقد محتوا، عناصر فنی داستان، شامل شخصیت و شیوۀ شخصیتپردازی و زمان و مکان و در نقد اسلوب، شاهد به کارگیری شیوههای نقل و گفتوگو در وصف و مونولوگ داخلی و شواهد قرآنی و شعری که صحنههای زیبایی را خلق کرده است، میباشیم.
اعظم رادمهر در کتاب داستان و داستاننویسی در مصر با نگاهی گذرا به آثار نجیب محفوظ، تلاش نموده در حد توان فکری و اطلاعاتی خود، نقد و تحلیلی از مطالب داستان به همراه ارجاع به اصل متن را ارائه دهد.
نجیب محفوظ، همان قدر که نویسندهٔ خلاقی بود، همان اندازه هم در کشف شکلهای نوین در عرصهٔ رمان عربی و تجربههای تازه سهم فراوانی داشت. نویسندهای که تا کنون کمتر کسی در رمان عرب توانسته است از او فراروی کند و حتی کسانی چون جمالالغیطانی، الیاسی خوری و یوسفالعقید که توانستهاند به نحوی از نجیب محفوظ فراتر بروند، هنوز به گونهای او را تحسین میکنند و تأثیرات بنیادین او را در رمان عربی معترف هستند. یکی از نویسندگان دربارهٔ او میگوید: «فراروی امری طبیعی است، اما با آن نمیتوان باعث نفی یا تقلیل جایگاه محفوظ شد. چون او پدر و مؤسی زمان عرب است.»
در بخشی از کتاب داستان و داستاننویسی در مصر با نگاهی گذرا به آثار نجیب محفوظ میخوانیم:
آغاز آشنایی مصر با غرب و فرهنگ غربی، به حملۀ فرانسه به مصر توسط ناپلئون بناپارت در سال 1798 باز میگردد. در اواخر قرن هجدهم، فرانسه برای گسترش نفوذ خود و بستن راه هندوستان به روی انگلستان، مصر را تسخیر کرد. سپس بر اسکندریه نیز تسلط یافت. این حمله که حدوداً سه سال به طول انجامید، باعث پایان یافتن حکومت ممالیک گردید. این حکومت در مصر از هیچ ستمی بر رعایا خودداری نمیکردند و بر حسب میل خود به هر نحوی که میخواستند، خراج میگرفتند و جان و مال و ناموس مردم را به بازی گرفته بودند.
بله

















