کتاب درخت دوستی بنشان اثر اندرو متیوس و ترجمه وحید افضلی راد است. اغلب انسانها در یک ناامیدی خاموش زندگی میکنند. همهٔ ما ناایمنیهای خاص خود را داریم. اجازه ندهید زندگی شما در هراس از آدمهایی سپری شود که همانند شما، در ناامیدی خاموشند.
اغلب مردم ناایمنتر و هراسانتر از شما هستند. آیا هرگز از کسی هراس داشتهاید؟ شاید شنیدن این نکته تسکینی برای شما باشد که بسیاری از آدمهایی که ظاهرا آرام، خونسرد، مطمئن و سرشار از اعتماد به نفس به نظر میرسند، به شدت وحشتزده هستند.
یک تاجر بزرگ و موفق را میبینیم و با خود میگوییم: «خوش به حالش! هرچه میخواسته، بدست آورده.» ولی او به خودش نگاه میکند و ناراحت است از اینکه چرا شکمش بزرگ و بینیاش دراز است، چرا نمیتواند با بچههایش حرف بزند و از این درد به خود میپیچد که چرا استعدادها و پولهایش از دست میروند و چرا موهایش میریزند.
آیا به راستی زندگی یک شوخی بزرگ نیست؟ ما به دیگران نگاه میکنیم و تصور میکنیم که به همه چیز رسیدهاند. آنها به ما نگاه میکنند و تصور میکنند که به همه چیز رسیدهایم. از کسانی هراس داریم که خود از ما میترسند.
چند سالی است که اندرو متیوس (Andrew Matthews) اقدام به تشکیل کلاسهای کوچک آموزشی کرده است در آغاز این کلاسها از شرکتکنندگان میخواهد که به معرفی خود بپردازند و او پزشکان، معلمان، مادربزرگها، فروشندگان، نوجوانان و مدیرانی را دیده است که از تصور یک صحبت سی ثانیهای در مقابل یک جمع کوچک، به وحشت افتادهاند و از عرق، خیس شدهاند. دلیل این ترس چیست؟ باید به خاطر بسپاریم که این تفکر، تفکری همگانیست و هیچکس به تمام آرمانهای خود دست پیدا نکرده است.
صرفنظر از اضطراب، ترس از دیگران به سوء تفاهم نیز منجر میشود. شاید شما هم همسایگانی داشتهاید که هیچوقت با شما حرف نمیزدند و بنابراین شما هم با آنها حرف نمیزدید و بعد با خود نتیجهگیری کردید که آنها آدمهای خشک و مغروری هستند.
هربار که در کوچه و خیابان با هم روبرو میشدید، آنها ابرهای آسمان را نگاه میکردند و شما کاشیهای پیادهرو را میشمردید. سرانجام پس از مدتی کسی واسطهٔ آشنایی شما شد و از آن پس تبدیل به دوستانی صمیمی شدید. از «سلام» کردن میترسیدید و تصور میکردید که «آنها» مشکلی دارند.
آنها نیز از «سلام» کردن واهمه داشتند و خود را توجیه میکردند که «شما» مشکل دارید. اغلب آدمها فاقد آن اعتماد به نفسی هستند که ما تصور میکنیم. وقتی در حال مسواک کردن در آینهٔ دستشویی خود را نگاه میکنید ممکن است کاملا بیآزار به نظر برسید.
اما فریب این ظاهر بیآزار را نخورید. شما دیگران را میترسانید و خیلیها را عصبی میکنید. بنابراین اگر به خاطر ترس از دیگران شبهای درازی را به بیخوابی گذراندهاید، حالا دیگر بس است. از این لحظه به بعد هرگاه وسوسه شدید که دیگران را به خاطر خودخواهیها و خودرأییهایشان دور بیندازید احتمال خطای قضاوت را در نظر بگیرید چه بسا این رفتارها به خاطر وحشتیست که از شما دارند.
در بخشی از کتاب درخت دوستی بنشان (Making Friends) می خوانید:
هیچکس نمىتواند به تنهایى از عهدهى زندگى برآید، گرچه ما گاه چنین وانمود مىکنیم. تظاهر مىکنیم که مىتوانیم اما اگر تمام عمر خود را به این بازى بگذرانیم و بگوییم: «من خیلى خوب هستم و احتیاج به هیچکس هم ندارم»، آیا جایزهاى دریافت خواهیم کرد؟ چهقدر شرمآور است که غرور سد راه ما مىشود. جین مىگوید: «من مىخواستم به باب زنگ بزنم اما نمىخواستم فکر کند که دوستش دارم!» آنها هفتههاى خود را به تنهایى مىگذرانند، مغرور ولى تنها.
بله
























