در این داستان مرد جوونی بعد از مرگ پدر متوجه رابطهی عاشقانهی مادر با مردی دیگه میشه و این مسئله باعث افسردگیش میشه و.....،
عاشقی و دلبستگی اونقدرها هم ناشایست نیست که باعث بهم ریختگیِ شدیدِ یک نفر بشه اونهم برای انسان که موجودی اجتماعیه.
اما در فرهنگ ایران اینطور جا افتاده که سالها باید عزادار همسر باشی، مرد و زن نباید حداقل بزودی تجدید فراش کنن، یا وارد رابطهی جدید بشن خصوصا اگر بچه هم داشته باشن. بعبارتی تا جای ممکن بهتره که فداکاری و از خودگذشتگی کنند یا حداقل چند سالی صبر کنند جسد میت که پوسید و بچهها رفتن سر خونه زندگیشون اونموقع فکری بحال خودشون کنند!
اونکه وفات یافته از همه چی فارغ شده، اما انسان زنده نیاز داره بلند شه و به زندگیش ادامه بده. فرزند هر چقد هم عزیز باشه نمیتونه یه همدم و مونسِ مطلق بشه برای پدر و مادر، شور شوق انگیزه دلخوشی لازمه برای ادامه،
پس حق شقایق و امثالش چی میشه که ناخواسته پا بدنیا میذارن و باید رنج و عذاب این ولادت ناخواسته رو به جون بخرن؟ حالا که بدنیا اومدن حقشونه لذت ببرن. اما چند میلیون نفر از زندگی لذت میبرن و میمیرن؟! غربیها به بی عاطفگی و بی احساسی متهم میشن چون مثل ایرانیا با این قبیل مسائل برخورد نمیکنن و درستش هم همون طرزِ برخوردِ غربه. آستانهی تاب آوری رو باید بالا برد و با گرامیداشت یاد درگذشته به روال عادی زندگی برگشت. منصور جای مادر بود چه رفتاری نشون میداد از خودش؟!
سپاس.
«قهر و مهر»، نوشته ی فریبرز یدالهی، رمانی عاشقانه است که به سرگردانی انسان معاصر می پردازد. این اثر با تمرکز بر عدم قطعیت، تفاوت فرهنگ ها، شتاب زدگی زندگی امروز و پشیمانی، داستانی تأثیرگذار را روایت می کند. نقاط قوت: پرداختن به موضوعات معاصر مانند تفاوت فرهنگ ها و شتاب زدگی زندگی. روایت داستانی که احساسات و تجربیات انسانی را به خوبی منتقل می کند. نقاط ضعف: برخی خوانندگان ممکن است با سبک نوشتاری یا روایت داستان ارتباط کمتری برقرار کنند. جمع بندی: «قهر و مهر» رمانی است که با پرداختن به موضوعات معاصر و روایت داستانی تأثیرگذار، می تواند برای علاقه مندان به ادبیات عاشقانه و اجتماعی جذاب باشد. نظرات دیگران: برخی خوانندگان از پرداختن به موضوعات معاصر و روایت داستانی تأثیرگذار تمجید کرده اند. با این حال، برخی دیگر ممکن است با سبک نوشتاری یا روایت داستان ارتباط کمتری برقرار کنند.
کتاب به نظر من یک اثر ساده و در عین حال موثر است که به بررسی عواطف انسانی میپردازد. یکی از نقاط قوت کتاب، سبک نوشتاری روان و قابل فهم آن است که مخاطب را به راحتی با خود همراه میکند. موضوعات مطرح شده در کتاب مانند قهر و آشتی، مهر و محبت در روابط انسانی، در زندگی روزمره افراد بسیار کاربردی هستند و خواندن این کتاب میتواند به بهبود روابط فردی کمک کند.
با این حال، برای کسانی که تجربه یا دانش بیشتری در زمینه روانشناسی دارند، این کتاب شاید کمی سطحی به نظر برسد و نکات جدیدی برای ارائه نداشته باشد. برخی از بخشهای کتاب، ممکن است به دلیل سادگی بیش از حد برای برخی خوانندگان جذاب نباشد. در نهایت، "قهر و مهر" بیشتر مناسب کسانی است که به دنبال راهکارهایی ساده و کاربردی برای بهبود روابط خود هستند، اما ممکن است برای علاقهمندان به تحلیلهای عمیقتر روانشناسی کافی نباشد.
شرمنده نویسنده میشم ولی خیلی گنگ تموم شد!
اخر هم مشخص نشد که احساس بین شقایق و افشین دقیقا چه بوده؟
ایا کار منصور به همون اوارگی ختم شد؟
در واقع داستان مثل چای بود که از کتری به فنجان ریخته شده!!
فقط ظرف ماجرا عوض شد... و الا شرایط از ابتدا تا اخر داستان یکنواخت بود!
باز هم شرمنده نویسنده میشم ولی بنظرم حتی اگر قصد داشتن که پایان داستان باز باشه، دیگه خیلی زیاد باز شده!
اگر داستان رو به شکل یک قیف در نظر بگیریم، اول واخر داستان اینطوره هست:
اول داستان=دهانهی تنگ قیف
اخر داستان=دهانهی گشاد قیف
!!
نمیدانم ولی با اینکه من به داستانهایی با پایان باز علاقه دارم، این داستان فقط باعث درگیری ذهنی من شد و هیجانی برای تصور اخر داستان در من ایجاد نکرد...!
داستان بی سر و ته بود، نه ابتدا، نه انتها و نه حتی بدنهی درستی داشت. اول داستان که اصلا نمیشد تشخیص داد راوی کیست. ناراحتی منصور هم یک موضوع کلیشهای بود که تا حد زیادی برای کسی که از کودکی خارج از کشور بزرگ شده عجیب هست که تا این حد افکار سنتی داشته باشه. اصلا مشخص نشد چطور رمز ایمیل مادرش رو پیدا کرد و تونست پی به ارتباط اون با افشین ببره. آخرش هم اهدا عضو یک پایان تکراری مثل خیلی از داستانهای دیگر را رقم زده بود. در کل، تمام این صد و خردهای صفحه یک جور آب بندی با توصیفات حوصله سربر و اشعار این شاعر و آن شاعر بود. اصلا توصیه نمیکنم، وقت تلف کردن هست.
باسلام، باید بگم چندین بار تصمیم گرفتم داستانو ادامه ندم بس که گنگ و نامفهوم بود شورو ذوق و از خواننده میگرفت، بنظرم خود منصور ازاول هم یه آدم عقدهای با مشکلات روانی بود، بنظرم کارشقایق و افشین همچین اونقدر وحشتناکم نبود ک بخاطرش اومده ایرانو دست ب چنین کاری زده، عاقبت حسن دراز و خواهرش و اون ماشین پیکان چیشد!!! اینکه خودشم آخرش دیوانه شد خیلی دلگیر بود
در کل خوب و قابل قبول است. اما اشکالات و انتقادات جدی هم به آن وارد است. از نظر دیدگاههای اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی و... و دینی خواننده را سر در گم میکند. از نظر نگارشی، از علائم «، » ) (؛:!؟ استفاده لازم و به جا صورت نگرفته است. همچنین پاراگراف بندی هم ندارد. فصل بندی و عناوین فصلها مشخص نیست. (در نسخه موبایل)
باسلام و تشکر از آقای یدالهی، من کتابهای شمارو خیلی دوست دارم، یه داستان گنگ در انبوهی از کلمات که بطرز ماهرانهای دست بهم دادند، باخواندن این کتاب یکبار دیگر به این باور رسیدم که نباید در زندگی اطرافیان کنجکاوی کرد، اگه منصور سراغ پیامهای مادر نمیرفت، اینهمه باعث عذاب روح خود نمیشد، در کل داستان قشنگی بود، قلمتان شکوفا
جملات و متون زیبا و دلنشینی داشت اما خود داستان گنگ بود خواننده سردرگم بود در ابتدا هم که مدام باشخصیتهای جدید آشنا میشدیم و زمان میبرد تا متوجه شویم که چه ارتباطی با داستان داره و چه نسبتی دارند
در کل متن زیبا و دلچسب بود اما داستان خسته کننده و در ابتدا حالت معمایی داشت
کتاب قهر و مهر اثر فریبرز یدالهی، عاشقانهای است که سرگردانی انسان معاصر را بیان میکند با بیان عدم قطعیت، تفاوت فرهنگها، شتابزدگی انسان امروز و پشیمانی او را تصویر کرده است. کتاب قهر و مهر عشق، هوس و شک و تردید و نگاههای متفاوت افراد را با...
عاقبت شخصیتهای داستان گنگ و نامفهوم تمام شده است و سرگردانی در شخصیت اصلی که همان منصور است مشهود است یکبار از نیچه میگوید یکبار از مولانا یکبار ازعقاید مذهبی. به نظر میرسد که نویسنده صرفا خواسته با اشعارو سرودههای معروف شاعران مختلف داستانی جور کند.
داستان خوبی بود اما یه جاهایی خیلی نامفهوم و خسته کننده میشه به طوری که خواننده رو ترغیب به خوندن ادامه داستان نمیکنه!
آخرش خیلی گنگ تموم شد.
یه سری علائم نگارشی نا بجا استفاده شده بودن
درکل داستان بدی نبود.
به نویسنده محترم خسته نباشید میگم
قلمتون مانا🌱
ده صفحه بیشتر نتونستم بخوونم. بیشتر خطوط رو رها کردم و نخوندم. این پرتوپلاها چیه خداییش اینا چیه نوشتی؟ داستانه یا پریشونیه روانیه؟ درست و حسابی داستانتو بنویس دیگه. چقدر جملههای بدرد نخور نوشتی. حیف اینترنتم. سرسام گرفتم. حذفش کردم.
بر شقایق در کتاب قهر و مهر، تالیف فریبرز یدالهی، چه گذشته؟ نمیشود باور کرد. حقیقتی بود تلخ، تلختر از زهر. برخی از دردها قابل گفتن نیستند. حتی فکر کردن به آنها هم دشوار است. عشق و نفرت، مرگ و زندگی چه به هم نزدیک و درهم تنیدهاند.
خیلی کسالت اور بود من همش خودمو مجبور کردم تا اخر بخونمش از داستان نصفه خوندن بدم میاد ولی داستان خودش به شکلی مطرح شده ک ادم وسطش میخاد دیگ ادامه نده هیچ جذابیتی نداره مثل حسن تو داستان وراجی زیاد داره واقعا ارزش وقت گذاشتن نداشت
یک داستان بی سروته و نامفهوم و از همه بدتر سوم شخص نوشته شده که بیشتر مبهمش میکنه واقعا مغز ادم درد میگیره از خوندنش فقط میخواستم بخونم تموم شه از بس نامفهوم بود ارزش خوندن نداره اصلا
با عرض معذرت از نویسنده محترم ولی ایقد گنگ بود و اسامی مختلف قروقاطی تو همون چند صفحه اول بود که ترجیح دادم ادامه ندم داستان رو اصلا چندصفحه اول مشخص نبود چی به چیه من که نخوندمش
این داستان مخلوطی است از روده درازیهای خسته کننده و واگویه های کلافه کننده، جملات مبهم و توصیفات غیر ضروری! بله توصیفات ذهنی خوبه ولی دیگه شورش که دربیاد باعث دلزدگی میشه.
داستان خوبی بود اما کمی آخرش و بعضی از قسمت هاش ادمو ب گمراهی میکشوند گاهی وقتا هنگ میکردی که این قسمت چی شد و خب به نظرم میتونست ادامه داشته باشع ولی خب بازم خوب بود من راضی بودم
بسیار خوب روابط خانوادگی، اجتماعی و شغلی و پیوند و عدم پیوند این موارد را شرح داده است. یک جاهائی احساسات کارسازاست وجاهائی دیگر، عقلانی باید فکر کرد. سپاس
مثل همیشه عالی بود، چه بسیار جملات کوتاهی که مدتها ذهن رو درگیر میکنه، آقای فریبرز یداللهی همیشه پیروز باشید، به امید روزی که لایق هم نشینی با شما باشم
عاشقی و دلبستگی اونقدرها هم ناشایست نیست که باعث بهم ریختگیِ شدیدِ یک نفر بشه اونهم برای انسان که موجودی اجتماعیه.
اما در فرهنگ ایران اینطور جا افتاده که سالها باید عزادار همسر باشی، مرد و زن نباید حداقل بزودی تجدید فراش کنن، یا وارد رابطهی جدید بشن خصوصا اگر بچه هم داشته باشن. بعبارتی تا جای ممکن بهتره که فداکاری و از خودگذشتگی کنند یا حداقل چند سالی صبر کنند جسد میت که پوسید و بچهها رفتن سر خونه زندگیشون اونموقع فکری بحال خودشون کنند!
اونکه وفات یافته از همه چی فارغ شده، اما انسان زنده نیاز داره بلند شه و به زندگیش ادامه بده. فرزند هر چقد هم عزیز باشه نمیتونه یه همدم و مونسِ مطلق بشه برای پدر و مادر، شور شوق انگیزه دلخوشی لازمه برای ادامه،
پس حق شقایق و امثالش چی میشه که ناخواسته پا بدنیا میذارن و باید رنج و عذاب این ولادت ناخواسته رو به جون بخرن؟ حالا که بدنیا اومدن حقشونه لذت ببرن. اما چند میلیون نفر از زندگی لذت میبرن و میمیرن؟! غربیها به بی عاطفگی و بی احساسی متهم میشن چون مثل ایرانیا با این قبیل مسائل برخورد نمیکنن و درستش هم همون طرزِ برخوردِ غربه. آستانهی تاب آوری رو باید بالا برد و با گرامیداشت یاد درگذشته به روال عادی زندگی برگشت. منصور جای مادر بود چه رفتاری نشون میداد از خودش؟!
سپاس.