حسن مطلع کتاب وحی و نبوت: مقدمهای بر جهان بینی اسلامی، بحث «هدایت عامّه» است، که توسط استاد مرتضی مطهری به رشته تحریر درآمده است. اختصاصات پیامبران (اعجاز، عصمت، خلوص نیت...)، نقش تاریخى پیامبران و هدف نبوتها و بعثتها، از دیگر مباحث روشنگر این کتاب است.
در بخش دیگرى از کتاب وحی و نبوت: مقدمهای بر جهان بینی اسلامی، قرآن به عنوان معجزه ختمیه و جنبههاى اعجاز آن به دقت، مورد بررسى قرار گرفته است. مشخصات شناختشناسى، جهانبینى و ایدئولوژى اسلامى و نیز سیره پیامبر اسلام و صفات ممتاز آن حضرت در ابعاد گوناگون حیات فردى و اجتماعى، پایانبخش این کتاب است.
کتاب مقدمهاى بر جهانبینى اسلامی که شامل شش مجلد است، آخرین اثر قلمى شهید آیتاللّه مطهرى است. این کتاب در واقع یک دوره اصول عقاید اسلامى است و مطالعه آن براى عارف و عامى سودمند و فرحزاست. در اصل، مجموعه مقدمهای بر جهان بینی اسلامی شامل هفت مجلد بوده که استاد شهید فرصت نگارش جلد ششم آن یعنى امامت و رهبرىرا پیدا نکردند. البته مباحث «امامت» آن شهید در انجمن اسلامى پزشکان پس از شهادت آن بزرگمرد علم و ایمان و مجاهدت، با نوشتهاى از آن شهید در این باب به عنوان پیشگفتار، به صورت مستقل تحت عنوان «امامت و رهبرى» توسط «شوراى نظارت بر نشر آثار استاد شهید مطهرى» منتشر شد.
مجلدات کتاب مقدمهاى بر جهانبینى اسلامی عبارتند از: انسان و ایمان، جهانبینى توحیدى، وحى و نبوت، انسان در قرآن، جامعه و تاریخ، زندگى جاوید یا حیات اخروى.
مجموعه کتابهای مقدمهاى بر جهانبینى اسلامی، براى همه اقشار به ویژه دانشجویان و طلاب علوم دینى مفید و حاوى نکات بدیع و جالب توجه است. نثر روان و شیواى آن نیز به جاذبه این کتاب افزوده است، همچنان که استحکام و اتقان مطالب کتاب که توسط یک اسلام شناس مسلّم به رشته تحریر در آمده است از امتیازات این کتاب است.
مقدمهاى بر جهانبینى اسلامی نظام هماهنگ تفکر اسلامى را به مطالعهکننده ارائه مىدهد و قوّت فکر اسلامى را در قیاس با مکاتب بشرى آشکار مىسازد.
وحى و نبوت که جلد سوم این مجموعه است، همانطور که در اول معرفی کتاب آمده، به بحث هدایت عامه میپردازد. اعتقاد به وحى و نبوت، از نوعى بینش درباره جهان و انسان ناشى مىشود، یعنى اصل هدایت عامه در سراسر هستى. اصل هدایت عامه لازمه جهانبینى توحیدى اسلامى است؛ از این رو اصل نبوت لازمه این جهانبینى است. خداوند متعال به حکم اینکه واجبالوجود بالذات است و واجبالوجود بالذات واجب من جمیعالجهات است، فیّاض علىالاطلاق است و به هر نوعى از انواع موجودات در حدى که براى آن موجود ممکن و شایسته است تفضّل و عنایت دارد و موجودات را در مسیر کمالشان هدایت مىکند.
این هدایت، شامل همه موجودات است، از کوچکترین ذره گرفته تا بزرگترین ستاره و از پستترین موجود بیجان گرفته تا عالىترین و راقىترین جاندارها که ما مىشناسیم یعنى انسان. از این روست که قرآن واژه «وحى» را همچنان که در مورد هدایت انسان به کار برده در مورد هدایت جمادات و نباتات و حیوانات به کار برده است.
هیچ موجودى در این جهان، ثابت و یکنواخت نیست؛ دائما منزل و جایگاه عوض مىکند و به سوى مقصودى روان است.
از طرف دیگر، همه علامتها نشان مىدهد که نوعى «میل» و «کشش» در هر موجودى به سوى مقصدى که به آن مقصد روان است وجود دارد؛ یعنى موجودات با نیروى مرموزى که در درونشان هست به سوى مقصدشان کشیده مىشوند. این نیرو همان است که از آن به «هدایت الهى» تعبیر مىشود. قرآن کریم از زبان حضرت موسى نقل مىکند که به فرعون زمان خویش گفت:
پروردگار ما همان است که به هر موجودى آن آفرینشى که شایسته آن بود عنایت کرد و سپس آن را در راه خودش هدایت نمود.
جهان ما جهانى هدفدار است؛ یعنى در درون موجودات، کششى به سوى هدف کمالىشان موجود است و هدفدارى همان هدایت الهى است.
کلمه «وحى» در قرآن کریم مکرر به کار رفته است. شکل استعمال این کلمه و موارد مختلف استعمال آن نشان مىدهد که قرآن آن را منحصر به انسان نمىداند، در همه اشیاء و لااقل در موجودات زندهسارى و جارى مىداند؛ از این رو در مورد زنبور عسل به «وحى» تعبیر مىکند. چیزى که هست درجات وحى و هدایت برحسب تکامل موجودات متفاوت است.
عالىترین درجه وحى همان است که به سلسله پیامبران مىشود. این وحى بر اساس نیازى است که نوع بشر به هدایتى الهى دارد که از طرفى بشر را به سوى مقصودى که ماوراى افق محسوسات و مادیات است و خواه ناخواه گذرگاه بشر خواهد بود راهنمایى نماید، و از طرف دیگر نیاز بشر را در زندگى اجتماعى که همواره نیازمند به قانونى است که تضمین الهى داشته باشد برآورد. قبلاً در بحث «مکتب، ایدئولوژى» نیاز بشر را به یک ایدئولوژى کمالبخش، و ناتوانى او را براى تنظیم و تدوین ایدئولوژى صحیح روشن کردیم.
بله






















