کتاب الفبای اخلاق تجارت و کسب و کار اثر نورمن بووی و مگ اشنایدر، به مبحث اخلاق در تجارت و کسب و کار که یکی از موضوعات داغ مورد علاقۀ رسانهها در طول سالهای اخیر بوده، پرداخته است.
هر چند که هر انسانی موافقِ فلسفۀ اخلاقی خویش بوده و به آن پایبند است؛ اما اطلاعاتی که در کتاب الفبای اخلاق تجارت و کسب و کار (Business Ethics) عرضه میشود، و به ویژه نکات و توصیههای کاربردی معرفی شده، برای همگان قابل استفاده است و لذا نوعِ فلسفۀ اخلاقی خوانندۀ کتاب، اصلاً مهم نیست. به بیانی دیگر، این کتاب اصلاً قصد ندارد تا شما را به سوی باورهای اخلاقی خاصی هدایت کنید و در عوض تنها به شما نشان میدهد که فلسفههای اخلاقی متفاوت، چگونه به پرسشهای اخلاقی مشخص و متفاوت پاسخ میدهند و راهکارهای هر یک را تشریح میکند.
نورمن بووی (Norman E. Bowie) یکی از محققین پیشگام در کاربرد فلسفۀ اخلاقی کانت است و کتاب الفبای اخلاق تجارت و کسب و کار او به زبان ژاپنی و چینی نیز ترجمه شده است. او تا کنون تألیف و ویرایش بیش از شانزده عنوان کتاب و هفتاد و پنج مقالۀ مرتبط با اخلاق و تجارت را بر عهده گرفته است.
مگ اشنایدر (Meg Schneider) یکی از نویسندگانی است که موفق به دریافت جوایز متعددی در زمینۀ خبرنگاری شده و سابقهای بیش از دو دهه در زمینۀ رسانههای رادیویی، تلویزیونی و چاپی و روابط عمومی دارد. او تألیف یازده عنوان کتاب را بر عهده داشته و یا در تألیف آنها همکاری داشته است.
مانند سایر کتابهای سری الفبا، کتاب الفبای اخلاق تجارت و کسب و کار نیز به گونهای سازماندهی شده است که شما بتوانید اطلاعات مورد نیاز خود را پیدا نموده و از مابقی مطالب چشمپوشی کنید. شما مجبور نیستید که فصلهای مختلف را به ترتیب ارائه شده در این کتاب بخوانید؛ زیرا هر فصل حاوی اطلاعاتی است که موضوع خاص آن فصل را پوشش میدهد. اگر مایل به مطالعۀ بیشتر دربارۀ یک موضوع خاص هستید، میتوانید به منابع موازی معرفی شده در بخشهای مختلف این کتاب مراجعه نمایید. اگرچه به شما پیشنهاد میکنیم که تمام این کتاب را مطالعه کنید؛ اما شما باید بدانید که مجبور به پذیرش آن نیستید و میتوانید صرفاً فصلها یا بخشهای مورد نظر خود را بخوانید.
در بخشی از کتاب الفبای اخلاق تجارت و کسب و کار میخوانیم:
اخلاق فمینیستی از جنبش حقوق زنان در قرنهای هجدهم و نوزدهم میلادی برخاست؛ زمانیکه هوادارن حق رأی و حامیان آنها تلاش کردند تا آنچه که زنان را به اعضای ارزشمند جامعه تبدیل میکند، تعریف کنند و لذا به آنها اجازه داده شد تا از تمام حقوق شهروندی که قبلاً در انحصار مردها بود، بهرهمند شده و لذت ببرند.
در نیمۀ دوم قرن بیستم میلادی، تئوریهایی توسط اخلاقیون فمینیست ارائه شد که از دیدگاه فمینیسم به تشریح آنچه که یک اقدام یا عمل مفروض را درست یا نادرست جلوه میدهد، پرداختند. هر چند که سایر تئوریهای اخلاقی بر عناصری مانند بیطرفی و استانداردهای همگانی تأکید دارند که برای هر فردی قابل استفاده است؛ تئوری اخلاق فمینیستی که حول موضوع فضیلت توجه میگردد، بر ارتباطات و اهمیت آنها در یک جامعۀ اخلاقی تأکید میکند.
بله





















