در کتاب رژیم مصرف رسانهای اثر معصومه نصیری از سری مجموعه کتب شهروند هوشمند، خلاصهای از آنچه در حوزه سواد رسانهای نیاز تک تک افراد جامعه برای کسب مهارتهای مواجه با محتوای تولید شده از سوی رسانهها تهیه شده است.
راه غلبه بر هر هراسی، فهم و آگاهی است. همانطور که به فرزندانمان شنا کردن را میآموزیم و دیگر از رفتنشان به استخر نمیترسیم، به آنها مهارتهای حضور در فضای مجازی را بیاموزیم و لحظه به لحظه نگران آنها نباشیم. شناگران، غرق نمیشوند.
در دنیایی که به هر سو روی بگردانید با انبوهی از پیامهای رسانهای مواجه میشوید که هر کدام با مقصودی خاص برای تحت تأثیر قرار دادن شما تولید و ارسال شدهاند، سادهانگارانهترین کار پذیرش بدون بررسی و تحلیل این پیامهاست. شاید برای همین باشد که تا چند سال آینده دیگر مدرک تحصیلی و توانایی خواندن و نوشتن، شما را در زمره باسوادان قرار نمیدهد و اگر مهارت یا سواد استفاده و تحیل پیامهای رسانه را نداشته باشید جزو بی سوادان محسوب میشوید.
اهمیت این امر سالها پیش برای سایر کشورها مبرهن شده است و آنها سعی در تربیت شهروندان هوشمند در مواجه با رسانهها داشتهاند چراکه میدانستند آسیبهای مترتب از ناآگاهی از این فضا چگونه میتواند سبک زندگی و فرهنگ یک کشور را تحت تأثیر قرار داده و پله پله آن را به سمت نابودی سوق دهد. ارتقاء سواد رسانهای ارتقاء آموزشی نیست بلکه از طریق آن مهارتهای مواجهه، تحلیل و مصرف رسانه تقویت شده و شما قدرت انتخاب بهتر متن رسانهای را خواهید داشت.
ما باید یاد بگیریم در پرتو برخورد هدفمند با رسانه میتوان به ایجاد ارتباط دوسویه و مشارکتجویانه با رسانهها از یکسو و تقویت ساختارهای دموکراتیک جامعه در راستای مباحث نقد، مشارکت فعالانه در حوزه رسانه در بین شهروندان از سوی دیگر دست مییابیم، بنابراین آنچه در «سواد رسانهای» میتواند مطرح باشد، آموزش مهارتهای لازم برای برقراری ارتباطی متفکرانه و آگاهانه با رسانهها و در عین حال به وجود آوردن نگاهی دقیق، نقاد و تحلیلی به پیامهای رسانهای (نوشتاری، دیداری و شنیداری) است.
به زبان ساده اگر بخواهیم بگوییم، سواد رسانهای مثل یک رژیم غذایی است که هوشمندانه مراقب است که چه موادی مناسب هستند و چه موادی مضر؛ چه چیزی را باید مصرف کرد و چه چیزی را نه و یا اینکه میزان مصرف هر ماده بر چه مبنایی باید استوار باشد. سواد رسانهای میتواند به مخاطبان رسانهها بیاموزد که از حالت انفعالی و مصرفی خارج شده و به معادله متقابل و فعالانهای وارد شوند که در نهایت به نفع خود آنان باشد. به دیگر سخن، سواد رسانهای کمک میکند تا از سفره رسانهها به گونهای هوشمندانه و مفید بهرهمند شویم فرد بدون داشتن مجموعه مهارتها، شناخت و سواد لازم در مسیر گرداب آگاهی کاذب سیل مطالبی که در طول روز به سوی او از طریق همین ابزارهای ارتباطی اینترنتی سرازیر میشود، قرار میگیرد و در کنار تشخیص ندادن صواب از ناصواب، دچار آسیبهایی همچون هدر رفتن وقت، کنارهگیری از زندگی روزمره، اعتیاد به اینترنت، دامنزدن به شایعههای شکل گرفته در فضای مجازی، جایگزینی ارتباطات مجازی به جای ارتباطات چهره به چهره میشود.
نکته مهمی که باز باید بر آن تاکید کرد این است که تشخیص و اتخاذ راهکارهای نظارتی و تربیتی درباره ارتباط فرزند با فضایمجازی مانند دیگر رسانهها و تکنولوژیهای نوین ارتباطی، نیازمند آگاهی والدین به ویژه مادران درخصوص ویژگیهای فضای مجازی، فرصتها و آسیبها و آثار حضور و فعالیت در فضای مجازی به علاوه استراتژیهای نظارتی و مدیریتی مناسب و کارآمد برای هر گروه از فرزندان است.
تکنولوژیها معمولاً مانند شمشیری دو لبه هستند که افراط و تفریط در استفاده از آن میتواند ما را اسیر و برده این دستاورد بشری کند. ما باید بدانیم تکنولوژی باید در خدمت ما باشد نه ما در خدمت تکنولوژی. برای اینکه به برده مدرن در عصر مدرن تبدیل نشویم باید یاد بگیریم و تکرار کنیم و بخواهیم که هوشمند باشیم و نه یک مخاطب منفعل که مثل برگی در مسیر هر بادی ممکن است تغییر مسیر داده و در نهایت هم زیر پا له شود.
لطفاً به مطالب موجود در کتاب بسان واکسنی برای محافظت از بیماری بنگرید. این نکات شما را واکسینه خواهد کرد تا قربانی بی اطلاعی خودتان در فضاهای آنلاین و مجازی نباشید. آمار هم تاکید دارد اکثر کسانی که در این فضا قربانی شدهاند یا فاقد اطلاع و دانش در این زمینه بودهاند یا آنچه بلد بودند را به موقع استفاده نکردند.
بله





















