کتاب درآمدی بر سواد رسانهای، هنرهای تعاملی و مخاطب شناسی نوشتهی فاطمه امیری، مفهوم نظری و اصول ساختاری تصاویر متحرک تعاملی را مورد بررسی قرار میدهد و علاوه بر تعریف معنای تعامل در انیمیشنها در بستر رسانههای نوین، منبع، پیامدها و اثرات تکنولوژی دیجیتال را در خلق این آثار تجزیه و تحلیل میکند.
با پیدایش رسانههای تعاملی، تصاویر متحرک دنیای جدیدی را به خود اختصاص میدهند. در این کتاب رسانههای تعاملی، آن دسته از آثار هنری را شامل میشود که در آنها روایت تعاملی امکاناتی است که به عنوان یک بانک اطلاعاتی در متن یک اثر حضور دارد و مخاطب به وسیلۀ رابطها، عناصر یا مسیرها، نمایش روایت را مشخص خواهد کرد و اثری منحصر به فرد خلق خواهد شد.
در کتاب در آمدی بر سواد رسانهای، هنرهای تعاملی و مخاطب شناسی، تلاش شده جایگاه هنرمند و مخاطب به عنوان پدیدآورندگان اثر تعاملی مورد بررسی قرار گیرد و میزان آزادی حقیقی مخاطب در این شرایط تحلیل شود. هنگام مطالعه و بررسی ساختار انیمیشنهای تعاملی، به تعاریفی مانند واقعیت مجازی، موقعیت مخاطب آگاه و مقایسه با آثار کلاسیک انیمیشن پرداخته میشود.
رسیدن به تعریفی درست از روایت با مسیرهای موازی، احساس عاملیت مخاطب و تأثیرات روانی که در مواجه شدن او با احتمالات از پیش تعیین شده ایجاد میشود، از مسائل اصلی در انجام این مطالعه است و در اصل هدف از بازبینی این مفاهیم، تشخیص موقعیت واقعی مخاطب و بررسی وضعیت او در مواجهه با مفهوم نوین تصویر متحرک میباشد.
انیمیشن تعاملی را نمیتوان جدا از سینمای تجربی، دیجیتال و رسانهها، مورد بررسی قرار داد. در نتیجه تمام کتابهایی که به مفهوم تماشاگر آگاه در دنیای رسانههای نوین میپردازند، در به انجام رساندن این مطالعه ارزشمند و مفید خواهند بود.
در بخشی از کتاب درآمدی بر سواد رسانهای، هنرهای تعاملی و مخاطب شناسی میخوانیم:
در این اثر مؤلف با الهام از نظریهی «انتخاب طبیعی» داروین، محیطی را برای رشد ارگانیسمهای ژنتیکی در فضای کامپیوتر خلق کرده است. مخاطب یکی از تصاویر را انتخاب میکنند و تغییرات تصادفی رنگ، بافت، ترکیب شکل و دیگر پارامترها منجر به نسل دیگری از مخلوقات میشوند.
در هر حال شواهد دال بر آن است که تعاریف از هنر تصویر نسبت به آغاز قرن بیستم تغییر کرد و پویایی تصویر جزو اصول اولیهی فرهنگ بصری قرار گرفت. البته در این کتاب مجال پرداختن به پیوند تنگاتنگ فرهنگ تصویری انسانها و موج فناوری دیجیتال نمیباشد و تنها به بررسی آن دسته از تلاشهای هنرمندان که مبتنی بر امکانات کامپیوتر بودند، میپردازیم. نکتهی قابل توجه برای ما تغییر روند فعالیت هنرمند و مخاطب در مسیر تغییر عصر صنعتی به عصر الکترونیک است. به طوری که میتوان نتیجه گرفت هنرمند دیگر محدودیتهای جهان تصاویر ثابت را نمیپذیرد و از امکانات گستردهی رسانههای نوین به عنوان توانایی در بیان متقابل استفاده میکند. ویژگی تعاملی بودن رسانهها او را به سمت تولید نوعی سینمای تعاملی یا سینمایی میبرد که متکی بر بازتاب و شناخت عملکرد مخاطب است.
بله























