

کتاب پدرم و درخت گیلاس
برای شنیدن کتاب پدرم و درخت گیلاس و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب پدرم و درخت گیلاس
کتاب پدرم و درخت گیلاس اثر فریدون آنداچ داستان مردیست که باغ بسیار بزرگی دارد. او از زمان کودکی فرزندانش این باغ را ایجاد کرده و آن را سر و سامان داده است. اکنون فرزند او پس از مدتها برای دیدن پدرش به باغ برگشته است و...
در قسمتی از کتاب پدرم و درخت گیلاس میشنویم:
صدایش غمگین و گرفته بود. میدانستم جایی میرفتیم که او برای اولین بار آنجا عاشق شده بود. در شهر، در یک مراسم حنابندان، زنی جوان با موهای سیاه و دراز و چشمان زیبا من و برادرم را در آغوش کشید و گریه کرد. چون بچه بودیم چیزی متوجه نشدیم. حتی متوجه پچ پچ های زنانی که ما را نگاه میکردند نشدیم… بعدها فهمیدیم آن زن زیبا که آبجی لیلا صدایش میکردیم اولین معشوقه پدرم بود. من به دره سبز، کندوهای عسل، باغ پر از میوه عمو بنیامین و نحوه شکار ماهی قزل آلا فکر میکردم. در حالی که پدرم زیر لب ترانه رسیدن به منزلگه عشق را سر میداد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب پدرم و درخت گیلاس |
| نویسنده | فریدون آنداچ |
| مترجم | صابر مقدمی |
| ناشر چاپی | خانه داستان چوک |
| سال انتشار | ۱۳۹۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 6 |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب الکترونیک | رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه خارجی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب پدرم و درخت گیلاس
در مورد یک پسر بچه بود که خاطرات کودکی اش را تعریف می کرد اینکه پدرش چقدر عاشق درخته گیلاس است آن ها در باغ خود در آلاچیق زیر سایه درخت گیلاس نشسته بودند واقع این باغ را پدرش دور از شهر جایی که دست هیچکس نمی رسد درست کرده بود همانطور که در ذهن خود درست کرده بود حوض آلاچیق و درخت ها را
اسم نویسنده در گوگل نبود امابا سرچ کلمههای دیگر متوجه شدم نویسنده اهل ترکیه است احتمالا.
اما کلمههایی در این کتاب بود گیج شدم نداشت
در قسمتی از کتاب پدرم و درخت گیلاس میشنویم:
صدایش غمگین و گرفته بود. که
در قسمتهایی اشتباه تایپی و قواعدی دستوری داشت مانند ص اول ک اسم کتاب بجای (داستان) نوشته شده استان، در پاراگراف اول باید بجای ترسیده ای؛ (می ترسیدی) نوشته شود، در ص دوم در جمله کتاب پدران و پسران را آورد بودم در
بله


















یعنی این بخش کتاب میتونه نقطه عطف داستان باشه:
وقتی به خود آمدم هرگز از کنار گل ریحان جلوی پنجره جم نخوردم. در آن لحظه به یاد باغ خانه، روزهای کتابخوانی با پدرم، مادرم و بازاروف میافتادم و بدون اینکه اجازه بدهم کسی اشکهایم را ببیند گریه میکردم.