کتاب سند چشم انداز و رویکرد تحلیل پوششی، به تالیف عباس کسایی پور، به سنجش وضعیت محیط میپردازد. اولین گام در حرکت به سمت مقصد، موقعیتیابی است و گام بعدی در تجزیه و تحلیل محیط منطقه و شناسایی وضعیت است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با ابلاغ سند نهایی چشمانداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران به سران سه قوه و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، افق روشن ایران را در ١٤٠٤ هجری شمسی ترسیم نمودند. در این سند داریم:
* چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق ١٤٠٤ هجری شمسی
با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه ریزی شده و مدبرانه جمعی و در مسیر و اصول قانون اساسی، در چشمانداز ٢٠ ساله، ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی وانقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بینالملل.
اولین گام در حرکت به سمت مقصد، موقعیت یابی است؛ اینکه بفهمیم کجا هستیم و به کجا میخواهیم برویم. پس از آن نوبت به اتخاذ تصمیم در مورد چگونگی حرکت و تصمیمات راهبردی میرسد. همانطور که در سند چشمانداز بیست ساله ذکر شده، مقصد ما به عنوان کشور اول منطقه در زمینههای اقتصادی و علمی مشخص شده است و گام بعدی در تجزیه و تحلیل محیط منطقه و شناسایی وضعیت خودمان و کشورهایی که ازما پیشی گرفته اند، میباشد.
از دیر باز رصد کردن وضعیت محیط، جهت برنامه ریزیهای کلان دولتی مورد توجه سیاست گزاران کلان کشوری بوده است. این رصد از دوایر نزدیکتر شروع و درخاتمه کل محیط را در بر میگیرد. یکی از مهمترین اسناد کشوری، سند چشمانداز بیست ساله میباشد. در این سند ازبین کشورهای حوزهی نفتا برای جمهوری اسلامی ایران چنین آیندهای را مجسم نموده است: «ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بینالملل».
ابتدائیترین گام جهت سنجش وضعیت محیط، تعریف محکها و شاخصهای اساسی است که به بهترین نحو بیان کنندهی وضعیت موجود باشند. شاخصهایی که آرمانهای کشور را به درستی و حتی الامکان نزدیک به واقعیت بیان کنند. پس از مشخص شدن شاخصها نوبت به بررسی وضعیت محیط بر اساس شاخصهای میرسد و تعیین نقاط قوت و ضعف براساس یک مدل.
در راستای فرآیند رصدکردن محیطی تلاشهای زیادی شده است؛ و انواع روشهای کمی ابداع و اجرا شده اند. بیشتر روشها با یک پارامتر خاص شروع به رصد کردن و بالطبع رتبهبندی محیطی میکنند؛ و در نهایت آمار و اطلاعات استخراج شده ازدادههای اولیه را در کنار یکدیگر و گسسته ارائه میکنند.
روش تحلیل پوششی دادهها از روشهای ناپارامتریک میباشدکه محدود به یک پارامتر خاص نیست. قدرت این روش در ادغام پارامترهای مختلف کارائی و سنجش هم زمان آنها با یکدیگر است. بنابر این با قدرتی بیشتر به تحلیل انواع شاخصهای محیطی به صورت همزمان و غیر پارامتریک میپردازد.
در مدلهای مختلف تلاش میشود هر چه بیشتر به واقعیت نزدیکتر شد، ولی خود مدل در تضاد با هدف آن است، چنانچه راسل میگوید: «تمام منطق سنتی بنا بر عادت، فرض را بر آن میگذارند که نمادهای دقیقی به کار گرفته شده است. به این دلیل موضوع در مورد این زندگی خاکی قابل بکارگیری نیست، بلکه فقط برای یک زندگی ماوراء الطبیعه معتبر است». در ادامه جان لوکاسیه ویچ، ماکس بلک، لطفی زاده و دیگران به این ابهام و چند ارزشی بودن اشاره کردند و مفهوم اولیه «فازی» در 1937 میلادی شکل گرفت و به سرعت تا کنون درعلوم مختلف سایه افکنده است.
بله






















