کتاب مسائل توسعه در دولتهای رانتیر و توسعهگرا نوشتهٔ بهمن نوربخش دربارهٔ تفاوت اقتصاد کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته سخن به میان میآورد، در این کتاب عمده تلاش نویسنده نشان دادن علل تجارب متفاوت توسعه با کارگزاری دولتها در جهان سوم است.
در سی سال آخر قرن بیستم بسیاری از کشورهای جهان در حال توسعه با رشد اقتصادی بسیارکندی مواجه بودند. در واقع نرخ رشد بسیاری از کشورها منفی بوده است. در بسیاری از این کشورها تعداد زیادی از مردم غرق در فقر مطلق بودند. تلخی موضوع در این بود که این فقر و نابرابری معمولاً به نحوی تراژیک سطوح بالای مرگ و میر کودکان، مادران در دوران بارداری و هم چنین سوء تغذیه کودکان را به همراه داشت.
در این حال برخی از جوامع در جهان سوم از دهه ۱۹۷۰ به نرخهای رشد چشمگیری دست یافته و آنها را حفظ کردند و برخی از آنها از این رشد برای ارتقای وضع زندگی بسیاری از مردم و رهایی آنها از وضع فلاکت بار استفاده کردند. اگر چه تعداد این کشورها انگشت شمار است، اما دستاورد این کشورها به اندازه کافی برای توجیه توجه دقیق به آنها مهم است. نه تنها به خاطر موفقیت آنها در امر توسعه، بلکه به خاطر اینکه آنها احتمالاً درسهایی برای سایر کشورها دارند.
برخی کشورها با دستیابی به سطح مناسب رشد قادر شدند برخی از شاخصهای انسانی و اجتماعی مانند سطح امید به زندگی، میزان سواد و بهداشت کودکان را افزایش دهند. این واقعیت که کشورهای فوقالذکر با داشتن سیاستهای متفاوت دموکراتیک و غیردموکراتیک به موفقیتهای توسعهای دست یافتهاند اما کشورهای دیگر علیرغم داشتن منابع زیر زمینی عظیم و درآمدهای ناشی از آن نتوانستهاند به چنین رشدی دست یابند، امری است که این کتاب در پی یافتن دلایل آن است و به طور مشخص به سراغ کشورهای صادرکننده نفت رفته و آنها را در قالب دولتهای رانتیر بررسی میکند؛ همچنین کشورهای موفق را تحت عنوان دولتهای توسعه گرا مورد واکاوی قرار میدهیم.
بله

















