



برای خواندن رمان مرز بین دو جهان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی رمان مرز بین دو جهان
رمان مرز بین دو جهان نوشتهٔ معصومه حبیبی داستانی افسانهای است، در اطراف ما موجوداتی عجیب زندگی میکنند که تعدادی کمی از انسانها قادر به دیدن این موجودات هستند، آنها در دنیای دیگری زندگی میکنند، و گهگداری به جهان ما هم سری میزنند.
در این داستان سه دنیا مطرح میشود، دنیای انسانها، دنیای ارواح و دنیایی فراتر از این دو دنیا، دنیای فرشتهها، اتفاقاتی که بین این سه دنیا در حال شکلگیری است، قهرمانی از جنس آدم و دوستانی از پریان و ارواح که با کمک خدای پاکیها به جنگ با سیاهیها برمیخیزند.
در بخشی از رمان مرز بین دو جهان میخوانیم:
باران شدیدتر شد، صدایی به گوشش میرسید، صدایی آرام بخش و دلنواز، صدایی که شنیدنش قدرتش را زیادتر میکرد، جای قطرههای باران که به صورتش میخورد را احساس میکرد، چشمانش را نیمه باز کرد، نوری اطراف او را گرفته بود، نور زیادتر شد چشمانش را بسته نگه داشت.
فکر کرد مرده و پای در جهان دیگری گذاشته، صدای قدمهای کسی را از رو به رو میشنید، چشمانش را باز کرد، موجوداتی نورانی اطراف او را گرفته بودند. یکی از آنها آهسته آهسته جلوتر آمد و به او نزدیک و نزدیکتر میشد. موجود سفید با چشمانی آبی، نور سفید و درخشانی اطراف او بود. سارا سعی داشت خودش را از او دور کند.
موجود کنار بدن او ایستاد، ناگهان درد شدیدی بدن سارا را گرفت. دستش را روی شکمش گذاشت و بلند فریاد کشید.
ترس و درد امانش را بریده بود چشمانش را بست و دیگر هیچ چیز ندید.
درست نمیدانست، چند ساعت خوابیده است. سوزش و گرمای خورشید را روی پوستش حس میکرد. چشمانش را کم کم باز کرد، نور خورشید چشمش را اذیت میکرد، با دست جلوی چشمش را گرفت، میخواست بلند شود ولی دردی در قسمت پایین تنه ی خود احساس کرد.
نمیتوانست تکان بخورد، دستش را به شکمش گرفت تا بچه را لمس کند، ولی بچهای در شکمش نبود. فریاد زد.
- خدایا بچهام، بچهام
سرش را بالا آورد و نشست، چیزی از گوشه ی پیراهنش افتاد، چشمانش را باز کرد. نوزادی در گوشه ی پیراهنش دست و پا میزد. نگاهی متعجب به نوزاد انداخت.
برهنه بود نه لباس به تن داشت و نه رواندازی، دستش را دراز کرد نوزاد را برداشت و به آغوش گرفت. متعجب مانده بود. ولی آن نوزاد خودش بود.
سارا به اطراف نگاه کرد تا شاید کسی را در نزدیکی خودش ببیند. هیچ کس نبود، ایستاد و از میان سنگها به اطراف نگاه کرد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | رمان مرز بین دو جهان |
| نویسنده | معصومه حبیبی |
| سال انتشار | ۱۳۹۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 224 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-04-7722-6 |
| قیمت کتاب الکترونیک | رایگان افزودن به کتابخانه |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات رمان مرز بین دو جهان
بیشتر از هرچیزی موضوع خاص کتاب توجهم را جلب کرد٬ اسطورهها و افسانهها...
اما متاسفانه غلطهای املایی و نگارشی بیشمار رغبت مرا به عنوان خواننده برای ادامه کم کرد. با این حال جلد اول را تا پایان خواندم و امیدوارم ویراستار در جلد دوم به وظیفه خودش به درستی عمل کرده باشد!
ضمن اینکه پرداخت بیشتر به جزئیات داستان میتوانست هیجان آن را بیشتر کند تا خواننده با آن همذاتپنداری داشته باشد.
مازیار بارها اشخاصی را برای نابودی بکروکس فرستاد اما آریا، مشاور اورمزد و جلوی آنها را میگرفت و تمام وقت مراقب بکروکس بود تا آسیبی به او نرسد و نیروهایش شکوفا شود
به این علت من ۴ ستاره بیشتر ندادم البته باز هم میگم که اصل داستان خوب بود اما زیادی بچه گانه نوشته شده امیدوارم که در قسمت بعدی داستان بهتر و جوانانهتر نوشته بشه تا بتونه ضعف و کاستی جلد اول را بپوشونه
با سپاس بیکران
پیشنهادم به نویسنده اینه که یک مقدار بیشتر کتاب مطالعه کنید و سعی کنید با مفاهیمی مثل پیرنگ و درون مایهی داستان و طرح و صحنه پردازی و... همهی چیزایی که مربوط به داستان نویسی هست بیشتر آشنا بشید
واقعا کتاب اشکالات فراوانی داشت
بله











