جلد کتاب کتاب بیراهه‌های زندگی
۱۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب بیراهه‌های زندگی

کتاب بیراهه‌های زندگی

نویسنده: معصومه حبیبی
کتاب الکترونیک
77 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب بیراهه‌های زندگی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب بیراهه‌های زندگی

کتاب بیراهه‌های زندگی نوشته‌ی معصومه حبیبی، در مورد پسری به نام علی است که در گذشته مادرش را از دست داده و حالا با پدرش زندگی می‌کند. پدرش اخلاق تند و تیزی دارد و علی او را در مرگ مادر مقصر می‌داند. آشنا شدن با دخترکی بی‌خانمان او را وارد ماجراهایی می‌کند.

در بخشی از کتاب بیراهه‌های زندگی (Bypaths of life) می‌خوانیم:

سرما غوغا کرد و با لشگری تمام قد به داخل سالن هجوم آورد، دندان‌ها به هم خورد، یقه‌ها بالا رفت، کلاه‌ها از بناگوش‌ها پایین‌تر کشیده شد، صدای تیک تیک کفش‌های پاشنه بلند خانم‌ها، صدای کشیده شدن کفش‌ها بر روی سرامیک‌های راه راه کف سالن، علی در فکر و خیال غوطه‌ور بود، فکرهای آزار دهنده‌ای که هر روز و هر شب او را در آغوش می‌گرفتند، فشار می‌دادند و تا مغز استخوانش نفوذ می‌کردند، به هر جا نگاه می‌کرد، هر صدایی که می‌شنید، او را به یاد خاطره‌ای می‌انداخت، خاطر ه‌ای از گذشته، دستی او را کشید و بر روی نیمکت سرد کنار راهرو نشاند.

سرباز کلاه سبزش را تا نیمه توی سرش فرو کرد، یقه‌های کاوشنش را بالا داد، و سرش را به دیوار سرد راهرو گذاشت و زیر لب به آرامی گفت: امشب حتما برف می‌یاد،

علی به این دستبندهای آهنی عادت نداشت، مچ دستش را فشار می‌داد.

سرباز چشم از علی برنمی داشت.

- بهتره پاتو به یه دکتر نشون بدی، بدجوری ازش خون می‌ره" زمزمه‌هایش در گوشم است، پلک‌های چشمم سنگین و سنگین تر می‌شدند، چشمم را تا نیمه بستم.

صدیقه: "ظهر شده، نمی‌خوای بلند شی".

روی تخت نشستم، نگاهی به خودم انداختم، با لباس خاکی و کفش‌های پر از خاک و گل توی رختخواب، روی ملافه‌های سفیدی که دیگر سفید نبودند، خوابیده بودم، یک لحظه جا خوردم "حالا جواب صدیقه را چی بدم" صدای قدم‌های کسی را از پشت درب شنیدم، کسی به اتاقم نزدیک می‌شد "حتماً صدیقست، اگه این جوری منو ببینه " کفش‌هایم را از پا در اوردم و به طرف کمد لباس‌ها دویدم، خودم را در میان لباس‌ها انداختم، از پایین تا بالا پر از لباس بود، لباس‌هایی در انواع رنگ، زرد، سفید، صورتی، .... این لباس را هفته‌ی پیش برای جشن تولد محمد پوشیدم، این لباس را شب جمعه وقتی می‌خواستم برم خونه‌ی بابا بزرگ پوشیدم، این لباس را برای عروسی فرید پسر عموی پدر پوشیدم و و و...

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب بیراهه‌های زندگی
نویسندهمعصومه حبیبی
سال انتشار۱۳۹۶
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات77
زبانفارسی
شابک978-600-481-072-2
قیمت کتاب الکترونیک
۱۰,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب بیراهه‌های زندگی بر اساس قرارداد رسمی با در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب بیراهه‌های زندگی

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟