کتاب تحفه نه طنز (جلد اول)، شامل: طنز اجتماعی، اجتماعی، داستان کوتاه، مقاله و خاطره است که توسط رضا سلیمی همدانی نوشته شده است.
اگر انتقاد در لفافهای از طنز و شوخی و مطایبه باشد، هم حسن نیت انتقاد کننده را بهتر میرساند و هم شنونده آنرا بهتر میپذیرد. البته طنز هم یک هنر به تمام معناست که طنز پردازان معروف در قله آن و کسانی مثل نویسندۀ این سطور در پایینترین درجۀ آن واقع هستند. همانطور که از فهرست برمی آید، قسمتی از مطالب طنز این مجموعه به علم شیمی اختصاص دارد و من به عنوان یک معلم شیمی دبیرستان، معتقدم باید در شیوههای آموزشی تحولی در خور پیشرفتهای امروزی انجام پذیرد و علاوه بر بهره مندی از امکانات روز دنیا در جهت انتقال علوم و مطالب علمی، نحوۀ بیان آنهم میتواند به بهترین صورت باشد. همانطور که شما اگر در یک مجلس باشکوه و بیاد ماندنی و دوست داشتنی با کسی آشنا شوید، چون خاطرۀ آشنایی و دوستی شما با خاطره آن مجلس به هم آمیخته است، از او خاطرۀ خوشی خواهید داشت و بالعکس اگر در یک تصادف وحشتناک جادهای، با کسی برخورد کنید، این پس زمینۀ ذهنی درد ناک، امکان آن را به شما نخواهد داد که خاطرۀ خوشی ازایشان داشته باشید. منظور این است که اگر دانش آموزی با مفهوم "مول" و یا "باران اسیدی" و ... در متن یک طنز علمی و اجتماعی برخورد نماید، همین باعث خواهد شد که آن مطلب را در کتاب درسی هم دوست داشته باشد. البته برخی مطالب این مجموعه هم در قالبهای مقاله و داستان کوتاه و خاطره و ... میباشد ولی در تمام این مطالب، هدف همانست که بیان شد.
تحفه نه طنز بازگویی از خاطرۀ دوران نوجوانی نویسنده است که اینگونه از زبان رضا سلیمی همدانی میشنویم: خوب یادم هست، چند سالی قبل از رسیدن به سن تکلیف، انجام فرائض دینی را شروع کرده بودم. در مسجد و منزل، به صورت جماعت و فرادی نماز میخواندم. یک شب پس از نماز عشاء، پیر مردی که کنار من نماز میخواند، گفت: پسرم تسبیحات اربعه را نباید بلند بگویی، نمازت اشکال پیدا میکند. عجب! چرا تا آن وقت من به این موضوع دقت نکرده بودم؟ چرا کسانی که تاکنون نماز خواندن مرا دیده بودند، این اشکال را به من گوشزد نکردهاند و باعث شده بودند زحماتم هدر برود؟ در آن لحظه احساس کردم از تمام کسانی که اشکال مرا دیدهاند و تذکر ندادهاند، ناراحت و گله مندم... از آن پس تصمیم گرفتم اگر اشکالی، قابل توجه، در رفتار و اعمال کسی دیدم، به نحو مطلوبی به او تذکر دهم و خودم را هم تشویق به انتقاد پذیر بودن بکنم و می دانم که هر کس از نصیحت گریزان باشد، سعادت از او خواهد گریخت.
بله


















