

کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟
برای شنیدن کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟
کتاب "چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟" اثر دکتر اسپنسر جانسون، راهی شگفتانگیز برای سازگاری با تحولات در کار و زندگی را به شما نشان می دهد.
"چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد؟" داستانی است درباره تغییراتی که در یک راهروی پیچ در پیچ اتفاق میافتد و در آن چهار شخصیت وجود دارد که به دنبال پنیر هستند پنیر استعارهای است از آن چه میخواهیم در زندگی داشته باشیم که ممکن است شغل، روابطمان با دیگران، پول، خانهای بزرگ، آزادی، سلامتی، آگاهی، آرامش روحی یا حتی ورزشی همچون دو یا بازی گلف باشد.
هر کدام از ما در مورد پنیر دلخواه خود نظر خاصی داریم و برای به دست آوردن آن تلاش میکنیم، زیرا بر این باور هستیم که رسیدن به آن، ما را در زندگی به خوشبختی و سعادت خواهد رساند. اگر آن را به دست آوریم، اغلب دلبسته آن میشویم و اگر آن را از دست بدهیم یا کسی آن را از ما بگیرد، شوکی بزرگ و تکان دهنده به ما وارد میشود.
در این داستان، راهروی پیچ در پیچ نمایانگر مکانی است که شما برای رسیدن به اهداف خود در آنجا وقت میگذرانید. این مکان ممکن است محلی باشد که در آن کار میکنید، جامعهای باشد که در آن زندگی میکنید یا روابطی باشد که در زندگی خود با دیگران دارید.
داستان پنیر، که شما در صدد خواندن آن هستید، در سراسر دنیا بارها در سخنرانیهایم بازگو کردهام و بعد به کرّات از مردم شنیدهام که این داستان چه تأثیری در زندگی آنها داشته است و تحولات زیادی را در زندگیشان به ارمغان آورده است.
چه باور کنید چه نه، این داستان کوچک تاکنون باعث نجات بسیاری از افراد در زمینه شغلی، روابط زناشویی و زندگی شده است.
تغییر همیشه اتفاق خواهد افتاد. در تمام این تغییرات شرایط عوض میشوند. گاها ممکن است تصور کنیم که این تغییرات بر ضرر ما میباشند و جایگاه قبلی که داشتهایم را از دست دادهایم. داستان پنیر به ما کمک میکند تا با تغییرات روبرو شویم، از آنها استفاده کنیم.
این کتاب برای کسانیکه در شرف تغییر هستند یا اینکه در جا میزنند قابل کاربرد می باشد. این کتاب میتواند زندگی شما را تغییر دهد.
فهرست مطالب کتاب
داستان پشت داستان
گردهمآیی: شیکاگو
چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟
گفتگو: یک روز بعد
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ |
| نویسنده | اسپنسر جانسون |
| مترجم | جمشید هاشمی |
| ناشر چاپی | انتشارات تجسم خلاق |
| سال انتشار | ۱۳۸۷ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 80 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-8561-60-9 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۵۰۰۰ ۷,۵۰۰ تومان ۵۰% |
| موضوع کتاب | کتابهای موفقیت شغلی کتابهای موفقیت شخصی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟
داستان کتاب درمورد دو موش که زندگی را ساده میگیرند اما بسیار تلاش میکنند و دو موجود با خصایص شبیه انسانها ک اتفاقات پیرامونشان را بشدت تجزیه و تحلیل میکنند میباشد، هردو گروه به دنبال پنیر هستند، در بین داستان یکی از موجودات تصمیم میگیرد که مانند موشها برای پیدا کردن پنیر
دیروز سرما خوردگی داشتم و بدن درد شدیدی رو تحمل میکردم
5 تا بشقاب کثیف و چرب تو ظرف شویی جمع شده بود
ناهار نداشتم و لباسای کثیف تو لباس شویی مونده بودن
خونه گرد و غبار بود و نیاز به گرد گیری داشت
به حدی بیحوصله بودم که به زور یه بشقاب میشستم و و از
چرا؟
یک شب پر گریه رو سپری کرده بودم از کسب و کارم نتیجهای نگرفته بودم و تجربه تلخی برام داشت از خدا کمک خواستم...
از کتاب خوندن بدم میومد
یه جایی خوندم یه کاری کنید حالتون خوب بشه دیگه حوصله فیلم و سریال و بیرون رفتن و گوش
من تو زندگیم از تغیر نمیترسیدم و نخواهم ترسید ولی خوندن کتاب باعث شد به فکر پیدا کردن پنیرهای جدید باشم درحالی کهپنیرهای قدیمیم رو هم دارم
باعث شد دلم یک تغیر اساسی تو زندگیم بخاد حتی یک تغیر کوچیک که مقدمهای
و همچنین پیکربندی و تقسیم بندی کتاب، نقد و تفسیر داستان به وسیله کاراکترهای دوستان، تمامی اهداف داستان نقل شده رو صریح تر و بار دیگر بازگو کرد که این و
در قسمت نظرات ۴۴۳۰ نفر در مورد این کتاب نظر دادند و مسلما این کتاب رو خوندن
خب به طور تقریبی میشه گفت شاید ۴۰۰۰ نفر از این داستان خوش شون اومده و کتاب رو پسندیدند
اما نکته مهم اینجاست که همهی این ۴۰۰۰ نفر واقعا مثل {ها} شروع به حرکت کردند و به ترسهای خودشون غلبه کردند
مهمترین چیز در
طبیعتا اگر ما ترس از شکست رودر درون خودمون بکشیم، قادر به رسیدن به موفقیتهای چشمگیری هستیم...
چه بسا همواره در زندگی ترسیدیم، در آزمون کنکور، در انتخاب رشته مورد علاقه اما بدون بازار کار!، مستقل شدن، در شهر دور تحصیل کردن و... بسیاری دیگر که اگر
بله




























چون معمولاً کتابهای انگیزشی تعداد صفحات کمی ندارن؛ یعنی نویسنده کتاب انقدر حرفهای عمل کرده که این همه بازخورد از این کتاب هست.
حالا درباره داستان: موضع داستان واقعاً یکی از موضوعاتی هستش که هیچ موجودی تکرار میکنم هیچ موجودی تو دنیا از اون در امان نیست و اون، چیزی نیست جز تغییر. تغییری که همیشه به سراغ همه موجودات میاد و نکته دیگه اینکه چندین بار هم میاد.
این کتاب به ما یاد میده چطور از تغییر نترسیم و از طرفی چطور خودمون خودمون رو تغییر بدیم قبل از اینکه سرنوشت ما رو تغییر بده و اگه تغییر نکنیم چه کسی ضرر میبینه.
در حالی که داشتم این کتاب رو میخوندم لحظهای نبود که به جملات فکر نکنم و با خودم گفتم این کتاب از اون کتابهایی هست که وقتی تموم شد دوباره میخونمش.
برای من بهترین جملهای که از این کتاب یاد گرفتم جمله “اگر نمیترسیدید چه میکردید؟ ” بود که واقعاً یکی از بهترین سوالایی هست که تا به حال ازم پرسیده شده.
در آخر من هم مثل بقیه که به من پیشنهاد کردن این کتاب رو بخونم به شما پیشنهاد میکنم حتماً این کتاب رو بخونید؛ چون اگر نخونید تو زندگیتون شکست میخورید.