کتاب «شگرف و شگفت: جستارها و نوشتارهایی در فرهنگ و ادب ایران» اثر میرجلال الدین کزازی دربردارنده مقالاتی در زمینه ادبیات و فرهنگ ایرانی است.
در بخش "چگونه کتاب بخوانیم" می خوانید:
آیین و «فرهنگ» خواندن کتاب، بسته به چرایی و چگونگی آن، دیگرسان میتواند بود. دستکم، شیوه و آیین کتاب خواندن را در سه سویمندی میتوانیم گنجانید و بازنمود:
1ـ کتاب خواندنِ یکسره سویمند: در این شیوه از کتابخوانی، خواننده، آگاهانه و با برنامهریزی و پیشاندیشی، کتابهایی را برمیگزیند و میخواند که او را در رسیدن و دست یافتن به خواست و آماجی (= هدف) که بدان میخواهد رسید، یاری میرسانند. پژوهندگانی که میخواهند جستار یا کتابی بنویسند، در شمار این گونه و گروه از خوانندگانند.
2ـ کتاب خواندنِ کمابیش سویمند: این شیوه در کتابخوانی با شیوۀ پیشین کمابیش یکسان است. آنچه آن را از شیوۀ پیشین جدا میدارد، آن است که خوانندهی کتاب را برای رسیدن به آماج و خواستی ویژه نمیخواند و نمیخواهد از خواندههای خویش در پژوهش و نگارش جستار و کتاب بهره ببرد. خواست او از خواندن تنها گسترش آگاهی است یا گذران دلپذیر زمان و سرگرم داشتن. اینگونه از خوانندگان کتابهایی را که در زمینهای یکسان یا یکی از گونههای ادبی نوشته شدهاند، هر زمان که آنها را فرادست بیاورند، میخوانند.
3ـ کتاب خواندنِ رها و ناسویمند: این شیوه در خواندن کتاب شیوهای است کنجکاوانه و «ماجراجویانه» و تنها کسانی آن را میورزند و به کار میبرند که دلبستۀ خواندنند و سودایی کتاب. آنچه آنان را به خواندن برمیانگیزد کتاب است، نه کتابی ویژه و برگزیده که در زمینهای یا گونهای دلخواه نوشته شده است. کتاب ناگزیرِ این خوانندگان است و به دلداری دلارام میماند که دلشده او را به هرگونه که باشد و هرکردار و رفتاری با وی داشته باشد، دوست میدارد و دل از او برنمیتواند گرفت. اینگونه و گروه از خوانندگان دوستداران راستین و سرشتین کتابند و کتاب را از آن روی میجویند و میخواهند و میخوانند که کتاب است.
بله




















