زندگی، فینفسه، نه تراژیک است نه کُمیک، نه احساساتمدار است نه طنزآمیز؛ سلسلهای است از حسها، کنشها، افکار و رخدادهایی که میکوشیم با زبان رامشان کنیم. هر زمان که کلمهای درباره هستیمان بر زبان میآوریم، به زندگی دست یازیدهایم. هنر، آن هم طنزنویسی، روش بسیار پیشرفتهای است برای دستآموز کردن زندگی، که گذشته از دستآموز کردن، از آن میخواهد تا شیرینکاری هم بکند. این شیرینکاریها، اگر خوب اجرا شوند، به نحوی پیچیده، خوشایند ما خواهند بود؛ زیرا هم منظم و قابل درک بودنشان فرصت مغتنمی ایجاد میکند تا از آشفتگیها و فشارهای زندگی روزمره برهیم و هم میتوانیم بر این نظم مصنوع کاملاً مسلط شویم و از آن کمک بگیریم تا از تجربه خود سر دربیاوریم. مثلاً، وقتی آثار صلاحی و احترامی را میخوانیم، متوجه میشویم که برخی موقعیتها در آثار ایشان آنچنان شبیه موقعیتهایی در زندگی ما هستند که گویی از یک خانوادهاند.
این مجموعه، نمایهای است از داستانهای طنز جوانان در سالهای اخیر که آیندهای درخشان در داستان طنز را نوید میدهد.
بله






























اگه کتابو از آخر به اول بخونین خیلی بهتره
برای من بعضی از داستانها بسیار هیجان انگیز بود و بعضی داستانها هم کسل کننده بودن.