آشنایی با هزارتوِ پیچیدهی ذهن بزرگان آن هم از پسِ متونی که بهنوعی بیانگر آراء و عقایدشان است کار سادهای نیست اما نویسندگان مجموعهی یک «فنجان قهوه با...» از پسِ این کار مهم بهخوبی برآمدهاند. نویسندگانِ این کتابها جملگی در زمرهی سرشناسترین کارشناسان عرصهای هستند که دربارهاش نوشتهاند. آنچه این مولفان پیش روی مخاطب قرار دادهاند گفتوگویی است خیالی با پاسخهای مستند و تأملبرانگیز.
مارک تواین، مهارتهای شفاهیاش را در مکالمههاش با گزارشگرها و در تورهای سخنرانیاش، ارتقا داد. در تورهای سخنرانی، حاضران را با اجرای قطعاتی برگزیده از کتابهاش سرگرم میکرد. از دید تواین نوشتن، ارتباط نزدیکی با صحبت کردن داشت. او چه در نوشتههاش و چه در صحبتهاش روی لحن محاورهای و گویا بودن مکالمه تأکید داشت و از همین روی به صدایی دوستانه، خودمانی و دوستداشتنی بدل شد. همیشه حافظهی شگفتانگیزش، مجموعهای کامل از بهترین قطعاتی را که نوشته بود، در اختیارش میگذاشت. استعدادش در ارائهی پندهای طنزآمیز و بداهه و تیزبینیاش او را محبوبِ قلبِ گزارشگرها کرده بود. در آخرین دهههای عمرش یادداشتها و اظهارنظرهای فراوانی دربارهی زندگی آن دوران نوشت، این مطالب را در دفترچههایی که خودش آنها را «خویشنگاری» مینامید، ثبت کرد. آنها نیز نوعی دیگر از سخنرانی هستند، گویی همزمان با خودش و با ما صحبت میکند.
«یک فنجان قهوه با مارک تواین» قرار است مکالمهای از همین سبک باشد، این متن نمونهی دیگری از آثارِ استاد خودافشاگری است که در آن از خود و فرهنگِ جامعهاش میگوید.
بله






















