رساله حاضر، با مثالها و حتی عکسهایش، تفسیر همین جمله کلیدی آدام اسمیت است. او موضوع «بهترکردن شرایط» را به صورت فرضی بدیهی مطرح میکند که میل انسان به رهایی را توضیح میدهد. ظاهرا خود واژه «بهترکردن شرایط»، مانند تعبیر متاخر «پیشرفتن روبهجلو» یا «ساختن»، به تلاش فردی اشاره میکند. اما سایر الگوهای کنش و تلاش که در راستای دسترسی به همان هدف هستند نیز باید مد نظر قرار گیرند: این کنشها دربرگیرنده اقداماتِ ابتکاریِ جمعی مانند شکلگیری گروههای ذینفع یا تعاونیها، اعتراض به وضع مالیاتهای جدید یا قیمتهای بالاتر، یا حتی تصرف مشترک بعضی زمینهای بایر دولتی یا خصوصی واقع در حومه شهر توسط گروهی از مردم است که مسکن مناسبی برای سکونت و زندگی ندارند. اینها همچنین کنشهایی هستند که مردم برای «بهترکردن شرایط خود» بهکار میگیرند و شمار قابلملاحظهای از چنین کنشهایی با ابعاد جمعی نیز در زمان آدام اسمیت اتفاق میافتاد (برای مثال، آشوبهای ویلکس1). اما در کتاب ثروت ملل، این قبیل کنشهای جمعی مورد بیتوجهی یا ــ در مورد تبانی بازرگانان ــ بهمثابه «توطئههایی علیه مردم» مورد انتقاد قرار گرفتهاند.1
درواقع، طیفی از این کنشها وجود دارد- از کنشهای کاملاً شخصی تا کنشهای صراحتا همگانی، همراه با گوناگونی بینابینی و دورگه و ترکیبی در میان آنها- که همگی تحت عنوان مورد نظر اسمیت قرار میگیرند: مشارکتکنندگان با پذیرش این کنشها برآنند تا از آنها بهمثابه ابزاری برای نیل به هدف «بهترکردن شرایط» استفاده کنند. بنابراین، سوالی که میتوان مطرح کرد این است که تحت چه شرایطی، هرگزینه خاصی در طول این طیف- از کنش کاملا شخصی گرفته تا کنشهای کاملا همگانی- انتخاب خواهد شد. این رساله اساسا، چندان بلندپروازانه نیست بلکه میکوشد برمبنای ارائه شماری از تلاشهای شخصی و همگانی مردم برای بهترکردن شرایطشان، صرفا به تشریح داستان تلاشهای مردمی بهترتیبی خاص و با توجه به ویژگیهای مشترک و الگوهای مقایسهای آنان بپردازد.
بله






















