داستان کوتاه در واقع زندگی روزمره است: آنچه دیروز معلم به ما گفت، شادی و غمی که هفتهی گذشته تجربه کردیم، اتاقی که اجاره میکنیم، گم کردن راه، بیخوابی دیشب، خسته از خواب بیدار شدن امروز، مسافرتها، مراجعه به پزشک، خرید یک عینک، وضعیت اشتغال و بازار کار، عصبانیت سر چهارراه و پیش آمدهای پیشپاافتاده دیگر... و برای روحیه و حوصلهی بعضیها خواندن این اتفاقات کوتاهِ روزمره راحتتر است. اساساً من خودم نه تمرکز خوبی برای خواندن و نوشتن داستانهای بلند دارم و نه تند میخوانم، و بیشتر اوقات وقتیکه سرم را در کتاب فرومیبرم خیلی زود خسته میشوم و حتی پس از خواندن چندین صفحه متوجه میشوم که اصلاً توجهی به خواندن نداشتهام و تنها به دهها موضوع دیگر غیر از آنچه میخواندم فکر کردهام.
این مجموعه عمدتاً یکصفحهای یا دوصفحهای هستند و زمینهی این داستانکها اکثراً مسائل اجتماعیست. تمام این داستانهای کوتاه، اندیشههای ناگهانی در گوشهوکنار بوده و همه بهطور ناخودآگاهانه و غریزی بهصورت پراکنده و تکهتکه در حین کارهای روزانه یا در قطار و اتوبوس و کلاس و غیره در قالبی عمیقتر و پرمحتواتر نوشتهشده.
شخصیتها و نامهای مندرج در این کتاب زاده تخیل هستند.
بله



















