برای آشنا شدن با دیدگاههای مکتب اتریشی کتاب حاضر نقطه آغاز خوبی است. این کتاب از پانزده مقاله تشکیل یافته که نویسندگان آنها همگی خود از برجستگان مکتب اتریشی هستند و در مقالات خود به معرفی پیشگامان و نیز نمایندگان قدیم و جدید مهم این مکتب پرداختهاند. اگر آغاز شکلگیری تاریخ مکتب اتریشی را دهههای 1870 و 1880 میلادی یعنی سال انتشار نوشتهها، مقالات و مجادلات قلمی کارل منگر بدانیم، این کتاب را میتوان به نوعی بررسی اندیشه اقتصادی مکتب اتریشی از ماقبل تاریخ آن تا زمان حاضر دانست زیرا این کتاب نه از زمان منگر بلکه سه سده پیش از آن آغاز میشود، و نشان میدهد که نطفههای فکری این مکتب، به ویژه نظریه ذهنی ارزش، در مباحثات کلامی متالهین مسیحی، در سدههای شانزده و هفده میلادی بسته شده است.
این کتاب با بررسی اندیشههای اقتصادی مدرسیان متاخر اسپانیایی مکتب سالامانکا و به طور مشخص خوان دو ماریانا آغاز میشود. در این بخش نشان داده میشود که بسیاری از مباحث مهم اقتصاد اتریشی برای بار نخست، در نوشتههای این مدرسیان آمده و در واقع الهامبخش کارل مِنگر در ارائه نظریات خود بوده است. نویسنده این بخش که خود اسپانیایی است و با مراجعه به متون اصلی آن را نوشته، تذکر میدهد که این سنت فکری کاتولیکی- یسوئی برای انگلیسیها عمدتا ناشناخته بود و اغلب، متفکران اروپای قارهای بودند که به اهمیت این نوشتهها پی بردند و سنت فکری آنها را تعمیق بخشیده و ادامه دادند. ریشار کانتیون، تورگو، ژان باتیست سه و فردریک باستیا از آن جملهاند که در بخشهای بعدی کتاب به آنها پرداخته شده است. در چهار فصل اختصاص یافته به این نویسندگان فرانسوی، چگونگی شکلگیری مفاهیم اساسی اندیشه اقتصادی مدرن، از نظریه ارزش گرفته تا تئوریهای مربوط به پول، بانکداری، نقش آنترپرنرها در نظام بازار و جایگاه دولت در اقتصاد آمده است.
بله


















