وقتی سخن از «ما» پیش میآید بحث هویت شکل میگیرد و مرز «ما» از دیگران نیز توسط همین خطوط ترسیم شده توسط «هویت ما» عینیت مییابد. بررسی هویت ملی یکی از مباحثی است که از اهمیت تاریخی و جامعه شناختی فراوانی برخوردار است. اهمیت تاریخی آن به این جهت است که اولاً این پدیده در فرایند زمان در جامعه شکل گرفته و از رویدادها و تغییر و تحولات تاریخی تأثیر میپذیرد. ثانیاً هر هویتی که امروزه در جامعه و میان گروههای اجتماعی مشاهده میشود، برگرفته از جریانهای تاریخی ادوار مختلف است. اهمیت هویت ملی از منظر جامعهشناختی آن بدین لحاظ خواهد بود که یکی از عوامل مهم انسجام اجتماعی و وفاق ملی در هر جامعه تلقی میگردد و هر اندازه یک ملت از هویت محکمتر و منسجمتری برخوردار باشد، به همان اندازه در تحکیم پایههای همبستگی و وفاق اجتماعی موفقتر خواهد بود. پس در نگاهی دقیقتر هویت تابع عوامل تاثیرگذار متعددی مانند خانواده، زبان، دین و آئین، زادگاه و سرزمین، تاریخ، ایدئولوژی، سنتها و ارزشها، باورها، رفتارها، دانش و فنون، وجدان و خرد جمعی و... خواهد بود که نوع و سطح ارتباطی هرفرد با هریک از این عناصر، میزانی برای شناسائی لایههای درونی هویت وی تلقی میگردد. امروزه با جدیتر شدن مبحث جهانی شدن، شاید بتوان معانی واژههایی نظیر مهاجر و مهاجرت را در قاموسی نوین باز تعریف نمود ولی «هویت» شناسهای است که به سادگی قابل تجمیع با شاخصهای دنیای پر سرعت ارتباطات نبوده و حرکت به ظاهر آرام آن تحولات بنیادینی را در همان راستا به دنبال خواهد داشت.
بله
















