اقتصاد فعلی پاره پاره و تکه تکه شده است. شغلهای امروزی شبیه به یک دردسر بزرگ هستند. چرا؟ چرا هر سال وضعیت بد و بدتر میشود.
بحران مالی جهان را فراگرفته و مسالهای همه گیر شده است. این کتاب در مورد چگونگی و چرایی به وجود آمدن این وضعیت جهنمی است. تیتر اخبار، خبرهای بدی در مورد وضعیت اقتصادی اعلام میکنند ما میخواهیم کاری کنیم که این تیترها برای ما تغییر پیدا کنند و تبدیل به خبرهای خوب اقتصادی بشوند.
پدرم فردی با سواد و تحصیل کرده بود، کارمند دولت بود. ولی پدر دوستم در کلاس هشتم مدرسه را رها کرده بود و حالا تبدیل به یک میلیونر شده بود. او یک میلیونر خودساخته بود. من در مسیر زندگیام و در حوزه کسب و کار دو الگو داشتم. یکی پدر واقعیام که دچار مشکلات مالی بود و تمام عمرش را با سختی و فشار مالی زندگی کرده بود و دیگری پدر بهترین دوستم که یکی از ثروتمندترین مردان هاوایی بود. این دو مرد یکی "پدر فقیر" من بود دیگری "پدر پولدار" من. من پدر واقعیام را واقعاً دوست داشتم و همیشه او را تحسین میکردم ولی دردها رنجهایی که متحمل شده است را نمیتوانم فراموش کنم.
بله






















