در طول چندین ماه گنگ که بدون رد و بدل شدن نامهای سپری شد، به مسائل بسیاری اندیشیدم، اما حتی فکرش را هم نمیکردم که شرور باشی! اما حالا که خودت به صراحت، وجود شرّ در جانت را مورد تأکید قرار دادهای، جز پذیرفتن آن راهی ندارم، زیرا به هر واژهای که به من میگویی، اعتقاد دارم و آن را باور میکنم. حتماً تو از این که خودت را شرور مینامی، افتخار میکنی و حق داری چنین باشی، اعتراف کنم که تو هر چقدر هم که شرور. باشی، حتی به نیمی از شر موجود در جان من دست نخواهی یافت، زیرا من به اندازهی اشباح ساکن در دخمههای دوزخ؛ و حتی همانند روح تیرهگونِ دربانِ دوزخ، شرور هستم! حتماً تو هم گفتهام را باور میکنی!
اما راستش را بخواهی، هنوز نفهمیدهام که چرا میخواهی علیه من نیز از نیروی شر استفاده کنی؟ ممکن است لطف کنی و برایم توضیح دهی؟ من هر نامهای را که از سر لطف برایم فرستادهای، پاسخ دادهام و در معنای هر واژهای که در گوشم نجوا کردهای، بسی اندیشیدهام. آیا کار دیگری هم هست که باید انجام دهم؟ آیا به تازگی، از هیچ، گناه و خطایی برایم تراشیدهای تا قدرت انتقامجوییات را به رخ من بکشی؟
بله






















