اوستا با تصنیف مجموعهی «روش تحقیق» بر آن است که بار مصطلحات را از دوش تحقیق بردارد و بیرون از پردههای جادویی و فریبای «الفاظ» حرمت «معانی» را عزیز دارد. او همواره از دو گروه مینالد؛ ادیبانی که دربند قوانین و دستور زبان (تلفظ کلمات) اند نه در اندیشهی معانی و داعیهداران معانی که ترکیب موسیقی کلمات و تألیف هندسی الفاظ را به هیچ میگیرند، لیکن نه همین راهی از عالم صورت به معنی دارند، که یکسر از هر چه ادراک بیگانهاند و ناآشنا.
نخستین کالبدِ مجموعهی «روش تحقیق»، که استاد اوستا نَفَس قلم و روح رقم را در آن دمانیده، همین «روش تحقیق در منطق کلمات» است، که دریغا ناتمام! و آنچه میخوانید دیباچهای است بر آن. و این دیباچه، بیشتر، واگوی تألماتِ اوستا است از ناسازگاری زمان و کسان و البته جلوههایی از تأملات وی از پردههای این تألمات میتابد.
چنان که ذکر شد، اثر حاضر، و در واقع دیباچهی آن، از جنس تحقیق نیست و قلم شیوای اوستا، بیشتر، قصهی غصهی او را روایت نموده و به همین دلیل نثر روایت کرشمهباز است و غمزهطراز. اوستا خود بر آن بوده است این رهآورد را به شیواترین بیان و نگارینتر عبارت در چشم مردم صاحبنظر بیاراید.
بله

















