نقد، بررسی و نظرات کتاب بوف کور - صادق هدایت
4.4
6527 رای
Fateme Zarrin
۱۳۹۶/۱۰/۱۹
21
به نظرِ من صادقِ هدایت به دنیای بعد از مرگ اعتقادی نداشته برای همین این دنیا واسش پوچ بوده و همواره به فکرِ خودکشی بوده! درسته که الان آدما فقط دنبالِ شهوت وپول هستند و آدمی که به فکرِ انسانیت باشه از دنیای همچین آدمایی دور میشه و کم کم به انزوا کشیده میشه اما به جای اینکه به فکر خودکشی باشه بهتره که در خلوتِ خودش کارایی رو انجام بده که باعثِ آرامشِ روحش بشه!
به نظرم اینجوری کتابها یکبار باید خونده بشه اونم برای آشنایی با سبک نویسنده ولی یکبار با تمرکز. مثله کتابهای دکتر علی شریعتی. صادق هدایت قلم بسیار توانمند و استادانهای داره ولی درجهت منفی ازش استفاده میکرد که حسه پوچی وخود کشی به آدم القا میکنه. وخودش هم به خاطره همین تفکرات که در سرشتش بود سال هزاروسیصدوبیست خودکشی میکنه. ولی دکتر شریعتی درجهت درست استفاده میکنه وانسان روبه کمال میرسونه.
این کتاب به قدری توصیفات زیاد و تکراری داره که خواننده رو از خوندنش خسته میکنه و ناپیوستگیهای زیادی در روند داستان وجود داره که خواننده رو از رسیدن به یک نتیجهی کلی و فهم قابل قبول نا امید میکنه وهمچنین من مطمئنم نویسنده هدفی جز القای روحیهی یاس و ناامیدی از زندگی رو در نوشتن این کتاب نداشته.. امیدوارم با خوندن کتابهایی که این اثر رو تحلیل کردن دید بهتری نسبت بهش پیدا کنم
بوف کور رمانی کوتاه اما بسیار عمیق و نمادین است که فضای آن پر از تنهایی، اضطراب و سردرگمی است. داستان بیشتر از اینکه یک روایت معمولی باشد، وارد ذهن آشفته و درونی شخصیت اصلی می شود. هدایت در آن مرز میان واقعیت، خیال و کابوس را عمداً مبهم می کند. به نظرم بوف کور بیشتر از آنکه کتابی برای لذت بردن باشد، کتابی برای فکر کردن و کشف لایه های پنهان ذهن انسان است.
خیلی جلوتراززمان خودش بوده وقوه تخیل بسیارقوی داشته ازهمان ابتدای جوانی به دلیل زندگی پررنجی که داشته به فکرگرفتن جان خودبوده کتاب درعین حال که غیرواقعی می نمایدو باورناپذیراما آدمی رابه یک خلسه ای میبرد و برایت جالب به نظرمیرسدکه بخشهای واقعی زیستن یک نویسنده معروف و مغموم رامی خوانی وافکاراو را لمس میکنی روحش درآرامش ودرآزادی باد
هر آنچه که ذهن پریشان میتواند تراوش کند به قلم صادق هدایت در آمدهاست. بی پرده از آشفتگیهای ذهن خود و درگیریهای فکریاش سخن به میان آورده و ما نهایتا نمیفهمیم داستانی که تعریف میکند واقعیاست یا کاملا انتزاعی.
از بحث محتوا که بگذریم ویراستاری کتاب بسیار ضعیفه و بعضی جاها حروف پس و پیش میشوند که تشخیص دقیق کلمات رو با مشکل مواجه میکنند
از بحث محتوا که بگذریم ویراستاری کتاب بسیار ضعیفه و بعضی جاها حروف پس و پیش میشوند که تشخیص دقیق کلمات رو با مشکل مواجه میکنند
کتاب بوف کور و چندمرتبه خوندم بنظرم صادق هدایت نویسنده خوبی بوده اما بیشتر کتابهاش حس میکنی خیالی هستند بعضی از کتابهاش واقعا خوبن اما این بوف کور خیلی جالب نیست و حس میکنم نویسنده خودش دارای یک خلا خیلی بزرگ بوده یا کمبود محبت داشته یاهم کسی را دوست داشته که بهش نرسیده، نمیدونم دقیق مشکلش چی بوده همینو میدونم که خلا بزرگی داشته شایدم خالی از اعتقادات معنوی بوده
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته میخورد و میتراشد عبارتهایی در این کتاب وجود دارد که غیر قابل درک ما هست صادق هدایت نویسندهای فراتر از دوران خود بود بهترین کتابها رو نوشته پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونید من هیچ چیزی از این کتاب نمیتونم توضیح بدهم چون برداشت و درک هر فرد از این کتاب متفاوت است
خیلی مبهم و پیچیده بود، فضایی تلخ و کثیف و ملال اور. با جملات و شخصیتهایی که تکرار میشدند. بنظرم مفهوم پشت داستان اشاره به بدنیا اومدن ادم، و تناسخ بود... ادمهایی که میرن و میان و همه شبیه هم زندگی کسالت باری و تجربه میکنن. چندان خوشم نیومد. فضای ناسالم و چندش اوری داشت. هرمفهومی که مد نظر نویسنده بود، میشد با جملات و سیر داستانی بهتری میگفت.
عاالییییی
هرچقد بگم کم گفتم
بدون شک صادق هدایت یکی از قویترین نویسندههای ایران بودن، بی مثال، بی تشبیه
تنها دیدگاه ضعیف ایشون نسبت به زن اذیت کننده س، که خب اگر تنها سبک هنری و قدرت نویسندگی در نظر گرفته بشه میشه ازش چشم پوشی کرد
رمان کوتاه بوف کور در سبک سورئالیسم تحریر شده و در سبک خودش بی نظیره
حتما خوندنش رو توصیه میکنم، منتها نه فقط یک بار!
هرچقد بگم کم گفتم
بدون شک صادق هدایت یکی از قویترین نویسندههای ایران بودن، بی مثال، بی تشبیه
تنها دیدگاه ضعیف ایشون نسبت به زن اذیت کننده س، که خب اگر تنها سبک هنری و قدرت نویسندگی در نظر گرفته بشه میشه ازش چشم پوشی کرد
رمان کوتاه بوف کور در سبک سورئالیسم تحریر شده و در سبک خودش بی نظیره
حتما خوندنش رو توصیه میکنم، منتها نه فقط یک بار!
کتاب جالبی بود که نویسنده خواننده را بفکر وا میدارد و در دل هر کلمه و جملهاش معنی و مفهوم خاصی از جامعه و مردم و به کشور دارد این کتاب را باید کسانی بخوانند که درک بالای در تشبیه داشته باشند و گرنه موضوع داستان را متوجه نخواهند شد داستانش حقیقت تلخیست که بارها به چشم دیدهام ولی بیخیال گذشته ایم از کتابراه واز نویسنده این کتاب اقای صادق هدایت سپاسگزارم
با اینکه اکثریت پسندیدهاند و مطمئنم ۸۰ درصدشان بخاطر شهرت نویسنده ستاره دادهاند
ولی آقای هدایت هرچی رنجه رو ریخته رو کاغذ و همه با خوندنش سطح انرژیشون میاد پایین
انتقاد من این بود و حس بدی گرفتم و نصفه گذاشتمش
اصلا ادامه ندادم
نمیدونم چرا یه سریا به مردم همه جوره انرژی منفی ساطع میکنن و این امر به دنیای کتابها هم رخنه کرده
ممنون از کتابراه
ولی آقای هدایت هرچی رنجه رو ریخته رو کاغذ و همه با خوندنش سطح انرژیشون میاد پایین
انتقاد من این بود و حس بدی گرفتم و نصفه گذاشتمش
اصلا ادامه ندادم
نمیدونم چرا یه سریا به مردم همه جوره انرژی منفی ساطع میکنن و این امر به دنیای کتابها هم رخنه کرده
ممنون از کتابراه
من این کتاب رو قبلا دو بار خوندم، ولی الان به نظرم خیلی کتاب بیخودی میاد:) الان به نظرم نه اونقدر ابزورده که به تعمق وادارت کنه نه شگفتی خاصی در داستان وجود داره، متاسفانه دیگه انقدر خط روایتهای پیشرفته تو فیلم و رمانها دیدم این کتاب علیرغم اینکه بار اول من رو به گریه واداشت، این بار نسبت بهش بی حس بودم
شایدم بخاطر روحیات این روزا اینجوری فکر میکنم
شایدم بخاطر روحیات این روزا اینجوری فکر میکنم
با سلام، بهترین بهترین کتابیه که تابحال خوندم. کسانیکه میگن پوچ و باطل و ناامیدی و... در اشتباهن. اینکه کتاب دین نیست که امید بده، روشن کنه یا هرچی. شما به نحوه نوشتن به داستانش، به ادبیاتش دقت کنید. به اینکه اصلا خسته کننده نیست، یک خط اضافی نداره. بنظر من بهترین کتابه جهانه. شاهکاره. افسوس که نویسنده ش ایرانیه. اگه خارجی بود ببین چقدرررر حمایت میشد
انهای که میگوید کتابه پوچی است باید عرضم به حضورتون که سطح ادبیاتی شما خیلی پاییت است وگرنه عالیترین داستانی بود که من خوندم و این کتاب در مجاز به کار رفته استو نشان دهندهی دورهی ناصر دین شاه است که چادرها را به زور از سره زنان در میاوردند وان خانومی که با چادر وارد خانه مر شد و هنگام دست زد ن به زن نشاندهنده بیحیایو بیارزشی زن شد هنگامی که چادر برداشته, شد
این کتاب یک اثر فاخر ایرانیست و به شخصه خوندنش رو به خوانندگان مبتدی و نوجوانان و افرادی که از کتابخوانی هدفشون شاد شدن کاذب هست توصیه نمیکنم و جالبه که اگر این اثر یک کار اروپایی و یا امریکایی بود همه مفاهیم رو درک میکردند و ذوق زده میشدن. هدایت برای یک خواننده حرفهای که بهرهای از ذوق و هنر و ادب داره کارهاش یکی از یکی عمیق تره
چطور خواندن کتابی به این سطح آمال بسیاری از افراد میشود؟
کتابی بیهدف و سراسر ناامیدی که جز تباهی هیچ چیز در آن دیده نمیشود.
روحت شاد جلال که اگر قلمت نبود بوف کورها را با چه چیز باید فراموش میکردیم.
توصیه میکنم حتما بعد از این کتاب حداقل گلدستته و فلک جلال رو بخونید که بشوره و ببره.
کتابی بیهدف و سراسر ناامیدی که جز تباهی هیچ چیز در آن دیده نمیشود.
روحت شاد جلال که اگر قلمت نبود بوف کورها را با چه چیز باید فراموش میکردیم.
توصیه میکنم حتما بعد از این کتاب حداقل گلدستته و فلک جلال رو بخونید که بشوره و ببره.
من شیفته توصیفات جادویی و وهم آلودش تو این داستانم. خیلی ماهرانه رویا و بیداری رو درهم درآمیحته طوریکه واقعا نمیشه مرزی بین این دوتا قرار داد. تو حین خوندن همش گمان میکنی ک داری به یه جاهایی میرسی و یهو باز میفهمی که دچار وهم شده راوی سردرگم ما. اره راوی سردرگم و مدهوش و شاید مست. این یکی از ویژگیهای بارز خلق یه اثر فاخر تو این سبکه. روحش شاد
کاش برای نگاه عمیق صادق هدایت اونو دوست داشتیم... چه حیف که اکثرا برای بیاعتقادیش نسبت به اسلام این قدر دوستش داریم.. این روزها سادهترین راه برای محبوب شدن باید به اسلام بیاعتقاد شد و اون رو توی بوق و کرنا فریاد زد.. به قول خود صادق هدایت همه ما لکاتهها و رجالههایی هستیم که برای شهوترانی دست به هر کاری میزنیم، بیاعتقادی به اسلام هم یکی از این کار هاست
توصیفهای کتاب عالی هستن. تنفر خشونت مرگ همه و همه خوب بیان شدن ولی برای خواننده انگیزهای برای خوندن ادامه داستان رو نمیدن. مثل یک تصویر وحشتناک و غم زده است. سرتاسر داستان درمورد خواستن و نرسیدن و ناکامی. کتاب خوبی برای اوقاتی که ناراحت و یا غمگین هستیم نیست. از زیباییهای دیگه کتاب اینه که غم و اندوهش برای هر کس با هر زبان و نژادی قابل لمس
این کتاب خیلی قشنگه. نویسنده خیلی راحت تونسته توصیف کنه فضا رو جوری که فک میکنیم ما جایه صادق هدایت هستیم و در بعضی از قسمتاش بغض شدیدی به گلوی ادم فشار میاره…به نظرم این کتاب یک دیدگاه متفاوت رو بیان میکنه…دیدگاه بعضی از ادمهایی که بیزارن از رجاله ها… خوندن این کتاب اسیبی به من نمیرسونه اما دوست ندارم تحت تاثیر فضای غم بارش قرار بگیرم
بده. در حد هوگو و تولستوی و داستایوفسکی نیست. الکی بزرگش کردند. همچنان که عادت همیشگی ما ایرانی ها و انسان ها بوده. قلمش به شدت ضعیفه اگه آخر داستان کلمه پایان رو نمی دیدم فکر می کردم هندز می خواد سرم رو با توصیفات ضعیفش به درد بیاره. توانایی نویسندگی و رمان نویسی = صفر. نمادهایی که شما می گید ما بهش می گیم کلیشه ها
بوف کور صادق هدایت واقعا یکی از کتابهای ادبی فارسی با کلماتی که شاید به مرور زمان از یاد رفته مثلا ان زن لکاته چقدر روان و سلیس واقعا حیف که صادق هدایت خیلی زود به زندگی خودش پایان داد وکتابها و داستانهاو قصه ها ی کمی در دست خوانندگان و هواداران وی باقی ماند. من خود به شخصه از نوشته های صادق هدایت لذت میبرم. روحش شاد و یادشان گرامی
کتاب آسونی نبود برای خوندن. انگار نویسنده میخواسته صرفا بنویسه و فکرش تو نوشتن حرفاش به زبون خودش بوده تا اینکه به فکر خواننده ای باشه که قراره این کتابو بخونه. از قلم نویسنده خوشم نیامد یا شاید هم به خاطر مطالعه کمم در آثار این نویسنده، نتونستم ارتباط خوبی با کتاب برقرار کنم. یک سری ایرادات نوشتاری هم داشت کتاب. با تشکر از گروه کتابراه
شخصا از مطالعه این کتاب لذت بردم، به نظر من کسی که دچار افسردگی یا تنهایی یا اضطراب بوده این کتاب رو عمیقا درک میکنه و من به قدری برام جالب بود که خودم رو شخصیت داستان میدیدم و تو عمق حال و هوای نویسنده رفته بودم کتاب بسیار سنگین و مرموزیه که همزمان از چند احساس صحبت میکنه بعد از خوندن این کتاب و پایانش دچار یه حال و هوای عجیبی شدم
کتاب قلم بسیار زیبایی داره، غم و تنهایی خیلی خوب توصیف شده جوری که بعد خوندن این کتاب میشه شخصیت و اون حسی که داشته رو درک کرد، در کل جز کتابهایی بود که از خوندنش اصلا پشیمون نیستم. فقط چیزی که هست اینه که واقعا اینجور کتابها سلیقهای هستن، از نظر بعضیا کتاب جالبی نیست ولی برای کسایی که اهل این سبک رمانها هستن بوف کور بهترینه..
یک شاهکار از یک نویسنده ایرانی. هر بار که بخونینش به نکات جدیدی میرسین، حتی اگر نقدشو خونده باشین! که البته بهتره که حتما نقدشو هم بخونین. مطمئن نیستم ولی فکر میکنم از نظر نوع روایت برای زمان خودش در بین نویسنگان ایرانی که هیچ، حتی بین نویسنگان دیگر هم کم نظیر باشه.
واقعا میشه بارها خوندش و به ایرانی بودن نویسندهاش افتخار کرد.
واقعا میشه بارها خوندش و به ایرانی بودن نویسندهاش افتخار کرد.
من این کتاب رودوست داشتم و دارای کشش فوق العادهای بود که نتونستم کنار بگذارم تا پایان داستان. سبک داستان و فضای رمان منو یاد کتاب صد سال تنهایی گابریل گارسیا انداخت. به نظر من این رمان شاهکاره و هر کسی نمیتونه همچین چیزی خلق کنه و اینکه هر جمله و هر قسمت کتاب رو باید بارها توی ذهن تجزیه تحلیل کرد و درکل از خودنش لذت بردم.
«بوف کور» روایتی کابوسگونه از انزوا، جنون و فروپاشی ذهن انسان است که مرز خواب و بیداری را از بین میبرد. زبان نمادین و فضای تیرهی داستان، خواننده را به درون ذهنی بیمار و پریشان میکشاند. این رمان بیش از آنکه داستانمحور باشد، تجربهای روانی و فلسفی است. اثری ماندگار که هر بار خوانده میشود، معنایی تازه از دل تاریکی بیرون میآورد
بدون مقصود معینی از میان کوچه ها، بی تکلیف از میان رجاله هائی که همه آن ها قیافه طماع داشتند و دنبال پول و شهرت می دویدند گذشتم من احتیاجی بدیدن آن ها نداشتم چون یکی از آن ها نماینده باقی دیگرشان بود. همه آن ها یک ذهن بودند که یک مشت روده بدنبال آن آویخته و منتهی بآلت تناسلیشان می شد. توصیف رجاله ها توصیف اکثریت است.
کتاب بوف کور در عین حال که از نظر ساختار پیچیده است، به زیبایی در قالبی غیرخطی و با استفاده از نمادها و تصاویری غیرواقعی، ما را به دنیای درونی یک فرد تنها و پریشان میبرد. این اثر بیشتر از آن که داستانی ساده باشد، یک سفر به اعماق روان انسان است که خواننده را به تفکر دربارهی مسائل مرگ، هستی، تنهایی و بیمعنایی زندگی میکشاند.
کتابهای سورئال مخاطبان خاص خودش را دارد و اگر به این ژانر علاقهای ندارید احتمالا ازین کتاب هم لذت نمیبرید. چاشنی غم در تمام داستان همراهتونه و شاید همین، این کتاب رو خواندنی کنه. احتمالا چند لغت جدید هم پس از اتمام خواندن، به دایره لغاتتون اضافه بشه و ساختار ادبی این کتاب هم یکی از دلایلی بود که توجهم را جلب کرد تا آن را بخوانم.
قلم کتاب فوقالعاده اس، اما حس خوبیو به من منتقل نمیکنه که بدلیل موضوع کتاب هست... کتابیست که باید درش تفکر و تامل کرد اما بااین کار روح و روان درگیر میشه، با نهایت احترامم برای آقای هدایت اما این کتاب مورد پسند من نبود به عبارتی دیدن دنیا از نگاه صادق هدایت به نظر من دلچسب نیست و مشخصا در ژرف خودش پیامد مناسبی نداره...
این کتاب یک سم واقعیه که منشأ اون مشکلات روحی و شکستهای صادق هدایت تو زندگیشه و بزرگترین چیزی که خوانندگان این قبیل کتابها بدست میآورند هیچ گرایی محظه که در نهایت تبعات سنگینی همچون نابودی اخلاق انسانیت مذهب و.... میشود که البته در خصوص هدایت میبینیم که تفکراتش در نهایت به نتیجهای جز خودکشی در زندگیاش نرسید.
یکبار باید از اول تا اخر بخونید... هزاران سوال براتون پیش بیاد بعدش مجدد از اول به اخر بخونید یعنی اول داستان دوم و بعد داستان اول... حیرت انگیزه... هربار که میخونید ممکنه بتونید به جواب یکی از سوالاتتون طبق دیدگاه و برداشت خودتون از موضوع برسید... اگر صدتا سوال پیش بیاد مطمئنا صدبار با اشتیاق دوباره خواهید خوند
این داستان برای هرکسی قابل فهم و درک نیست، کتاب مرموزیه، یه خواننده سطحی وقتی میخونه میگه هیچ برداشتی ازش نداشتم و بسیار جملاتش پوچ بودن ولی تو کلمه به کلمه این کتاب داستانهای زیادیه، مثل همون گل نیلوفر یا همون پیرمردی ک بهش اشاره شدهفقط کاش به این درک برسیم تا چیزیو نفهمیدیم راجبش نظر ندیم و به نویسندش توهین نکنیم
چرنده چرند، ادبیات رو به لجن کشیده... او که ملعون ابدی هست، اونایی هم که در کار چاپ و نشر آثارش همکاری کردن، باید روز قیامت جواب پس بدن، چه جوونایی که با مطالعه این تألیفات چرت و مزخرف از راه به در شدن ویا خودکشی کردن، این آثار (حیف کلمهی اثر) در دورانی چاپ میشد که کتابی به اون صورت دم دست نبود، هم تعداد نویسندههای خوب کم بود هم بازار کتاب و کتابخوانی به دلایل بسیار، رونق نداشت. حیف قلم و مایسطرون😖😖😖😖😖
حالا یه عده میان برای اینکه مثل اون جریان پادشاه که لخت بود ولی از ترس اینکه نکن نجیب زاده نیست از لباس نداشتهاش تعریف میکرد. و به و چه چه میکرد. یه عده بخاطر اینکه خودشون رو روشنفکر نشون بدن از این رمان الکی تعریف میکنن و بقیه رو متهم به نفهمی میکنن. بابا هدایت خودش هم روحش از این چیزا که شما بهش نسبت میدید بیخبر بود. اینقدر که شما میگید فرهیخته نبود
من کاری به صادق هدایت و افکار ضد و نقیض و بعضا پوچش ندارم فقط اینکه این کتاب با توجه به گفتهی خود ایشون که یجورایی توی گلوش گیر کرده بوده که همچین چیزی بنویسه نشون میده که این نوشتههای درهم و برهم عقدههای تجمع کردهی یه نویسنده بوده که فقط سعی کرده اونارو با نوشتن تخلیه کنه.. من از افرادی که این کتاب رو بزرگ کردن در تعجبم
دفعه اول که این کتاب رو خوندم نزدیک ساعت۴ شروع به خوندن کردم
همینطور که داشتم به خوندن ادامه میدادم نگاهم به ساعت افتاد
ساعت ۷:۳۰ شب بود و من انقدر در کتاب فرو رفته بودم که متوجه گذر زمان نشدم
بعد از این کتاب دیگه با هیچ کتابی به اون حالت نرفته بودم واقعا محشر بود
اگر کتابی به این خوبی میشناسید لطفا معرفی کنین
همینطور که داشتم به خوندن ادامه میدادم نگاهم به ساعت افتاد
ساعت ۷:۳۰ شب بود و من انقدر در کتاب فرو رفته بودم که متوجه گذر زمان نشدم
بعد از این کتاب دیگه با هیچ کتابی به اون حالت نرفته بودم واقعا محشر بود
اگر کتابی به این خوبی میشناسید لطفا معرفی کنین
سلام کتابی خوب وسنگینی بودازادبیات خاصی استفاده کرده بود البته ایشون در زمان حیاط شون درد رنج زیادی داشتن، شوهرخواهرشو میکشن، تنها کسیام که براش پول میفرستاده شوهرخواهرش بوده، تواون برهه از زمان فشارهای سیاسی، فشارهای روانی زیادی داشته در اواخرعمرشم ب پاریس سفرمیکنه اونجا دیگه مرگ منتظرش میشه، ٤دوره ازعمر ایشون شورش میشه وایشون ب نوعی روزگاری
واقعا تاسف میخورم وقتی میبینم بعضی از دوستان کتاب خوان و اهل مطالعه! برای آثار نویسندههای بزرگی مثل مارک تواین، صادق هدایت، مارکز و... نظراتی میذارن که در خور شخصیت این بزرگان نیست.ای کاش تهیه کنندگان عزیز کتابراه برای هر کتاب گروه سنی شو مشخص میکردند تا دوستان وقتشونو برای کتاب مناسب سن و درک خودشون میذاشتن! ممنون از کتابراه عزیز
به نظرمن شبیه رمانهای هاروکی موریکامی و کافکا هست دو نویسنده مورد علاقهی من در ضمن متن کتاب خیلی تاریکه ودربارهی انزوا و گوشه نشینی ودرون بینی با بینش عمیق از خود همراه هنر نویسندگی هست که نقشهای نامفهوم ولی مرتبط این کتاب رو میسازه ومن عاشقشم و پیشرفت سریع کتاب رو دوست دارم توصیفات ظریف با جزیات کم نظر منو جلب کرد: )
با اینکه این کتاب آنقدر قابل فهم نبود اما قلم این کتاب نشان دهنده نا امیدی نویسنده این کتاب از زندگی و از دست دادن آرمانهایی بود که یک عمر برایش تلاش کرد و بیانگیزه بودن نویسنده برای زندگی را نشان میداد اما نکته اصلی اینجاست که خواندن این کتاب باعث بیانگیزگی از زندگی میشود مانند خود نویسنده اما در کل بد نبود
غالباً این کتابها یک نوع نقد اجتماعی دارند و از اسم آن نیز میتوان اینرا تشخیص داد. بوف یا جغد که نماد دانایی است و کور نیز میتواند کور بودن ظاهری و تجملاتی است و نگاه به باطن کوته فکری هاست که باعث رنجش راوی صادق هدایت می شده است. قلم این کتاب خیلی تیزه و باید در حین خواندن زیاد تو بهر روح و روان نویسنده فرو نروید.
غلط املایی و نگارشی کم نداره و یه سری اصطلاحات و کلمات داره که نیاز به گوگل پیدا کردم، نیاز به ویرایش مجدد لازمه واقعا. البته چیزی که از نظرات متوجه شدم، سانسور هم داشته. رمانی هست قوی و سنگین که چند لایه و مفهومی هست، با قدرت تخیل و تمثیلهای قوی. بعیده بدون شناخت هدایت و تنها با یکبار خوندنش بشه متوجهش شد
کاش میشد این یه ستاره هم نداد و نظر نوشت😐😂والا چیه اخه این کتابا رو میخونید خوشحالم هسید فلسفه زندگی میشناسید
اخه شما بگید ادمی که بعدش خودش خودکشی میکنه کتابش خوندن داره؟؟ من که چند صفحه اول خوندم بقیشو ورق زدم فقط برسه به اخر. البته از حق نگذریم ایرانو خیلی خوب توصیف کرده بود خیلیم متفاوت ولی خب...
اخه شما بگید ادمی که بعدش خودش خودکشی میکنه کتابش خوندن داره؟؟ من که چند صفحه اول خوندم بقیشو ورق زدم فقط برسه به اخر. البته از حق نگذریم ایرانو خیلی خوب توصیف کرده بود خیلیم متفاوت ولی خب...
من قبل از خوندن نظرات کسان دیگه داشتم به خودم میگفتم این چطور ممکنه، آیا همه اینها واقعیه؟ وقتی فهمیدم منظور اصلی آقای هدایت چی بوده و توی داستان به چی تشبیه شدن اولش خوشحال شدم نمیدونم چرا ولی احساس خوشایندی بهم دست داد. الان که بهتر فکر میکنم میبینم باید به ایشون بگم: ″منم همینطور منم همینطور″
این امتیاز رو برای توضیحات دوستانی میدم که خیلی لطف داشتند و موشکافانه کتاب رو مورد نقد قرار دادند،اگر بخواهم مانند همیشه زندگیام راستگو باشم حقیقت این هست که چیزی از کتاب نفهمیدم و گمانم وقتم رو هدر دادم، البته این نظر امروز بنده هست چه بسا بینش کم امروز من سبب نوشتن این نظر شده. با تشکر از کتابراه عزیز.
