نقد، بررسی و نظرات کتاب بوف کور - صادق هدایت
4.4
6527 رای
کتاب خاص و متفاوتی بود، یاس و ناامیدی در متن موج میزد، برام جالبه که چطور یه انسان سالم که از نظر روحی و روانی مشکلی نداره چطور تونسته این کتاب رو بنویسه، یا شاید هم خودش مشکل داشته، یا از علم روانکاوی چیزهایی میدونسته، در هرصورت من که بای بار خوندن چیز خاصی دستگیرم نشد باید یکی دو تا نقد در موردش بخونم و بعد دوباره کتاب رو با دقت بخونم
با سلام
سبک سورئال سبک بیمفهومی هست به نظرم کسی که حتی 10 درصد حرفهای نیچه رو خونده باشه بعدش هدایت بخونه حرفهای هدایت براش کودکانه میرسه و به این نتیجه میرسه که آقای هدایت که حتی تفکرش رشد یافته تر از یک کتابخون معمولی امروزی هم نیست بیمفهوم به نظرش میرسه اینکه حالا مثلا فلان نویسنده سورئال هم کار آقای هدایت رو قبول داشت حجتی بر نبوغ ایشون نیست چون اصلا سورئال به نظرم سبک نیست و فلسفهای هم پشتش نهفته نشده حالا اگه دوستان طرفدار این سبک اگر فقط یک مفهوم جدید از این نوشته بیمفهوم سراغ دارن بنده حاضرم نظرم رو عوض کنم و حرف جدید رو بپذیرم!
سبک سورئال سبک بیمفهومی هست به نظرم کسی که حتی 10 درصد حرفهای نیچه رو خونده باشه بعدش هدایت بخونه حرفهای هدایت براش کودکانه میرسه و به این نتیجه میرسه که آقای هدایت که حتی تفکرش رشد یافته تر از یک کتابخون معمولی امروزی هم نیست بیمفهوم به نظرش میرسه اینکه حالا مثلا فلان نویسنده سورئال هم کار آقای هدایت رو قبول داشت حجتی بر نبوغ ایشون نیست چون اصلا سورئال به نظرم سبک نیست و فلسفهای هم پشتش نهفته نشده حالا اگه دوستان طرفدار این سبک اگر فقط یک مفهوم جدید از این نوشته بیمفهوم سراغ دارن بنده حاضرم نظرم رو عوض کنم و حرف جدید رو بپذیرم!
همه می گویند صادق هدایت پوچ گرا بود. آیا اگر ما جای نویسنده ی کتاب بوف کور بودیم؛ به چیزی غیر از پوچی اعتقاد داشتیم ؟ هیچ کس نمی داند یک انسان به چه مرحله ای می رسد و چه چیز هایی را پشت سر می گذارد که مرگ را یک موهبت می داند و تنها آرزویش نیستی و نابودی همیشگی می شود. خواندن این کتاب فقط به کسانی توصیه می شود که از مرحله ی من خوبم و دیگران بد اند؛ عبور کرده است و دنبال یادگیری و تجربه است نه قضاوت کردن. روح صادق هدایت شاد.
این کتاب رو ۲بار خوندم. طبق نظر شخصی این کتاب واسه کسایی خوبه که دوست دارن تو تنهایی خودشون بمونن و هیچ دست آوردی توی زندگیشون نداشته باشن. هرچند از لحاظ فن نویسندگی بسیار بسیار قوی هست و آدم رو میبره توی داستان ولی به درد کسی نمیخوره که میخواد دست آورد مهمی توی زندگیش داشته باشه. صرفا یک داستان گنگ و نسبتا منفیه. یه زمانی زیاد میخوندم داستاناشو ولی الآن به ارتباطات زیاد نیاز دارم نه به انزوای زیاد!
دراین ک این رمان بامهارت نویسندگی بالانوشته شده شکی نیست. درعین پراکندگی نظم خاصی هم دارد. انگاربین حالت عادی وحالت گیجی بیان شده. امامتاسفانه افکارضددینی ب طورواضح بیان شده اینکه دین ناکارامدجلوه داده شده وروی قاری بودن پیرمردی ک بالکاته هست مانورداده شده. درهمه ادیان همه افرادخوب نیستند. امااین برچسبی نمیشه برای بقیه افراداون دین. واینکه نویسنده این دیدوداره ک بقیه احمق وسطحی نگروخودش بادرک وفهمیه. ب نظرم افکاردرستی بیان نشده.
جوری سانسور شده که مشخص نیست چی به چیه، مقدمه واول داستان که نویسنده برا فریب دادن خواننده تدارک دیده تا به لپ کلام وهدف ومقصدش از گفتار برسه با آخر داستان همخوانی نداره واین ضعف نویسنده نیست بلکه اعمال سانسور براین قبیل کتابهاست، دوست داشتم بقیه کارهای صادق هدایت رو بخونم ولی چون ایشون خداناباور وآتئیست هستن منصرف شدم، چون تزریق روح افسرده به جامعه برای مردمان این نسل ما که پر از مشکل و معضل اجتماعی هستیم خوب نیست، ومن الله توفیق
بوف کور مثل یک کابوسِ بیدار است؛ روایتی که از همان جملههای اول، خواننده را در فضای وهمآلود و تبدار خودش زندانی میکند. هدایت با زبانی شاعرانه و تیز، ذهن را میخراشد و لایههای تاریک روان انسان را ورق میزند. این کتاب را نه برای “داستان” بلکه برای حسّی که در وجودت میکارد باید خواند—حسی که بعد از تمام شدنش هم مدتها رهایت نمیکند.
اگر دنبال تجربهای متفاوت، تلخ و تکاندهنده هستی، بوف کور انتخابی بیرقیب است.
اگر دنبال تجربهای متفاوت، تلخ و تکاندهنده هستی، بوف کور انتخابی بیرقیب است.
اول از همه اینکه حتما کتابای هدایت رو بدون سانسور و اصلی بخونید، معمولا بخاطر بعضی مسائل کتابهای این نویسنده رو سانسور میکنند یا نسخه اصلی رو در دسترس نمیذارن. اما اگر نو خوانندهای هستید که تازه به آثار این نویسنده روی اوردید بنظرم منصرف بشید و از کتابهای آسون تر شروع کنید! تلفیق منطق و پوچ گرایی این نویسنده واقعا عجیب و شاهکاره اما کمتر کسی میتونه باهاش ارتباط بگیره. خود من تا مدتها توان هضم کتابهاش رو نداشتم...
کتابی بود که در نوجوانی با آن آشنا شدم. یک کتابفروشی متعلق به آشنایان بود که من اوقات فراغتم میرفتم و ضمن اینکه وقت گذرانی و کمی هم کمکش میکردم سرکی هم به کتابها میکشیدم و تورقی میکردم. نام هدایت را از چند نفر که با حرارت درباره او بحث میکردند شنیدم. پس با دیدن بوف کور آنرا برده و خواندم. دوباره خواندم تا سالها بعد که توانستم بفهمم چه خوانده بودم. و بفهمم هدایت که بود و چه تاثیری بر ادبیات ایران گذاشت.
من نتونستم با این کتاب خیلی ارتباط بگیرم و به سختی تمومش کردم.
در انتهای کتاب متوجه شدم که چرا خوندن این کتاب اینقدر سخت بود. بعد از خوندن نقدها و نظرات مختلف، همچنان متوجه درون مایههای نمادین داستان نشدم و نتونستم چنین ارتباط عمیقی با کتاب برقرار کنم.
فکر نمیکنم بتونم مجدد بخونمش تا این تحلیلها رو ازش برداشت کنم. ضمن اینکه متن تایپ شده بسیار پر از اشکال بود که خوندن چنین کتاب سختی رو چند برابر سخت تر کرده بود.
در انتهای کتاب متوجه شدم که چرا خوندن این کتاب اینقدر سخت بود. بعد از خوندن نقدها و نظرات مختلف، همچنان متوجه درون مایههای نمادین داستان نشدم و نتونستم چنین ارتباط عمیقی با کتاب برقرار کنم.
فکر نمیکنم بتونم مجدد بخونمش تا این تحلیلها رو ازش برداشت کنم. ضمن اینکه متن تایپ شده بسیار پر از اشکال بود که خوندن چنین کتاب سختی رو چند برابر سخت تر کرده بود.
در این که هنر برای هرکس معنی متفاوت دارد جای بحث نیست، برای من بوف کور آنقدر ها هم که میگفتند خفن است خفن نبود تمامی مفهوماتی که کتاب میخواست به خواننده القا کند شاید برای زمان خودش خیلی خوب بوده ولی برای من در این زمان چیز خاصی نبود اما طرز نوشتن کتاب جالب است و ارزش خواندن را دارد. و برای کسایی که روحیه ضعیفی دارند پیشنهاد نمیشود سعی کنید در زمانی که روی خودتون کنترل دارید و روحیه ی قوی ای دارید بخوانید.
این کتاب رو افراد زیادی به من توصیه کردن و از اونجایی که امتیاز بالایی داشت و به زبانهای زیادی ترجمه شده بود تصمیم گرفتم بخونمش، کتاب تفکر برانگیزی بود، در ابتدا حین خوندنش کمی گیج شده بودم و نمیتونستم درک کنم ولی کمی که پیش رفت به عمیق بودن داستان پی بردم و تحت تاثیرش قرار گرفتم، امکان داره هر کسی از داستان این کتاب و قلم صادق هدایت خوشش نیاد و در کل از نظر من جزو اون کتابهایی هست که از یکبار خوندنش سیر نمیشم.
این کتاب عالی بود. کمی آدم رو سردرگم میکرد و ارزش یک بار خوندن رو داره و کتاب بوف کور معروفترین اثر صادق هدایت
صادق هدایت رو معمولا نویسندهای پوچ اندیش بیان میکنن اما جالب بدونین صادق هدایت عضو گروه نویسندگان روشن فکر بود و صادق هدایت اولین نویسندهای بود که آثارش سانسور شد
اگر از این کتاب خوشتون اومد خواستین آثار دیگیه صادق هدایت از جمله: زنده به گور، سه قطره خون، حاجی آقا، سگ ولگرد رو حتما بخونید
صادق هدایت رو معمولا نویسندهای پوچ اندیش بیان میکنن اما جالب بدونین صادق هدایت عضو گروه نویسندگان روشن فکر بود و صادق هدایت اولین نویسندهای بود که آثارش سانسور شد
اگر از این کتاب خوشتون اومد خواستین آثار دیگیه صادق هدایت از جمله: زنده به گور، سه قطره خون، حاجی آقا، سگ ولگرد رو حتما بخونید
جالب بود اما جایگاه نداشت مفهوم داشت اما پوچ نشون دهنده افسردگی و توهمات یه ادم پوچ کل کتاب توهم کسی بود که از پوچی کیف میکرد و با هر تب و لرزی تسلیم میشد و لذت میبرد از تحقیر و تسلیم
درکل با این که خودمم میگم خوندن بهتر از نخوندنه اما دوباره خوندن این کتاب شاید باعث درک کلی مطلب میشه اما ذات ادم بیشتر نیاز داره به این که فهمیده بشه نه این که مخاطبشو بفهمه و برای فهمیده شدن نباید بشینه و منتظر اتفاق باشه
درکل با این که خودمم میگم خوندن بهتر از نخوندنه اما دوباره خوندن این کتاب شاید باعث درک کلی مطلب میشه اما ذات ادم بیشتر نیاز داره به این که فهمیده بشه نه این که مخاطبشو بفهمه و برای فهمیده شدن نباید بشینه و منتظر اتفاق باشه
من نسخه دیگهای از این کتاب رو نخوندم که بدونم چقدر سانسور شده یا نشده بعد از داش اکل که مختصری ازش تو کتاب درسی ادبیات خوندم اولین کتاب از صادق هدایت بود که خوندمش چنان وقایع زندگیشو با خیالات و توهم زمان نشعه یا مست بودنش گره زده که باید مثل قطعات پازل با ظرافت بهم بچسبونیش چقدر با درایت و ذکاوت تفاوتهای عالم خواب با بیداری رو به رشته تحریر درآورد ه روحش شاد منکه مو رو تنم سیخ شد.
شاید میتونم بگم یکی از کتابهای هست که هیچوقت از ان یادی نکنم چون هیچ مطلب جذاب و اموزندهای ندیدم وای کاش این کتاب را نمیخواندم چون قبل از خواندن این کتاب تصور زیباتری نسبت به جناب اقای هدایت داشتم اگر این بهترین کتاب ایشان باشد شاید دیگر هیچ زمانی در اینده تلاشی برای خواندن کتابهای ایشان نکنمنمیدانم، کسی باید انرا تفسیر کند که چیزمفید درموردش دستگیرم شود و نظرم تغییر کند ولی در مجموع پیشنهاد به دوستان نمیکنم
بوف کور پریشان خاطری کسیو نشون میده که در زمان گم شده و در این گم بودن دنیای اطرافش به حد بینهایتی گنک و نامفهوم شده براش. کسی که به ظاهر بزرگترین دلخوشی که الان براش تبدیل به حسرت شده دوست داشته شدن از طرف به ظاهر نزدیکترین کسش هست.
خب اعتراف میکنم طرفدار این چنین سبک ادبی نبوده و نیستم و صرفا ایندفعه رو از روی کنجکاوی خوندم. ولی خوندن هرنوع کتابی توصیه شده اس حتی اگه باب میل افکارت نباشه.
خب اعتراف میکنم طرفدار این چنین سبک ادبی نبوده و نیستم و صرفا ایندفعه رو از روی کنجکاوی خوندم. ولی خوندن هرنوع کتابی توصیه شده اس حتی اگه باب میل افکارت نباشه.
با خوندن چندتا کتاب صادق هدایت کنجکاو شدم زندگی واقعی ایشون چطور بوده. رفتم و زندگینامشو خوندم. شخصیتی که مدام در حال تغییر بوده مدام شغل عوض میکرده دو بار دست به خودکشی زده. کلا پوچی و نا امیدی تو زندگی ایشون بوده. شایدم نوشته هایش روی شخصیتش اثر گذاشته. در کل کتاب بدی نبود ولی نکته خاصی که آدم ازش یاد بگیره نداشت. کلا چیزی به داشتههای آدم اضافه نمیکنه. نا امیدی و پوچی خاصی داره.
البته کتابها و روشنفکریهای صادق هدایت جهت اطلاع رسانی بوده. خوب حالا این سوال پیش میاد که چه راه حلی براش پیشنهاد شده؟؟هیچ.... خوب جناب هدایت اینارو خودمون هم میدونستیم راه حل بگو.. کاش میتونستی.. روحت شاد....
من هم گاهی انعکاس سایه روحم رو تو آینه میبینم ولی فقط انعکاسش نه خودش
من هم گاهی انعکاس سایه روحم رو تو آینه میبینم ولی فقط انعکاسش نه خودش
کتاب بوف کور بسیار سردر گم و نامفهوم بوده و نویسنده دارای ذهن پریشان می باشد و به عقیده بنده مشکل روانی حاد دارد. کتاب فضایی بسیار سیاه و ناامیدی از زندگی را بیان می کند و در اصل بر پایه نظریه نهیلیسم استوار است افرادی که می خواهند در مورد صادق هدایت و نظرات و افکارش بدانند این کتاب را مطالعه کنند و کاملا دین گریزی و مرتد بودن این شخص در آثارش هویدا می باشد اما در این کتاب به اوج می رسد
درباره بوف کور انقدر نظرات متفاوته و حتی صفر و صدی که نمیشه راحت نظر داد. به عنوان یک کتابخوان حرفه ای توصیه می کنم تا حداقل به سطح آشنایی خوب از فلسفه، تاریخ، جامعه شناسی، روانشناسی و مخصوصاً ادبیات نرسیدید سراغ این کتاب نرید. سطح بسیار بالایی داره و سلیقه هر کسی نیست و نکته مهم اینجاست که اصلاً نمیشه سلیقه ای قضاوتش کرد. ولی درنهایت به نظرم هر ایرانی باید این کتاب رو بخونه حداقل یک بار.
قلم صادق هدایت فوق العادست، منو کاملا همراه خودش برد توی داستان و من این داستان را در دو شب تمام کردم، شب اول انقدر منو در خود فرو برده بود که خوابش را دیدم و واقعا هم خواب عجیب و جالبی بود. اما به شخصه خیلی از این سبک لذت نمیبرم چون خیلی قلم گیرایی داره این بزرگوار و از طرفی کاملا سیاهیارو میاره جلوی چشمای آدم، یکم برای آدم های حساس تری مثل بنده شاید یک بار خواندن کافی باشه و بعد گذر کردن.
من واقعا تعجب میکنم در سال 1405 کامنت ها میخونم و این همه نقد میشه به صادق شما ببینید 100 سال پیش چی میکشید از دست این جماعت، متنقدی موردی نیست ولی یک استاد فاخر مثل هدایت زیر رادیکال میبری واقعا درد آوره. کسایی صادق نقد میکنند و القابی بهش نسبت میدن که توی زندگیشون تنها نوشته ای که داشتن یک پیامک به مادرشون بوده. بس کنید از این همه قضاوت بیجا در مورد چنین شخصیت بزرگ و تکرار نشدنی
ذهن صادق هدایت عجیب و جالب بوده ما نمیتونیم قضاوتش کنیم و صرفا میتونیم از نوشته هاش لذت ببریم به عنوان اولین کتابی که از صادق هدایت خوندم، اوایل کتاب گیج کننده بود ولی نحوه بیانش، کلماتی که به کار برده، نوع داستان سرایی و... همهاش واقعا جالب و میشه احساسات نویسنده رو ازش فهمید بین این همه کتابها، نویسندههای و داستانهای خارجی که این روزها ترند شدن خوندن این کتاب حس عجیبی و متفاوتی داشت....
صادق هدایت را همه با بوف کور میشناسند و متاسفانه میگویند قبل از مرگش یا به قولی انتحاری همین کتاب در دستش بوده! به هرحال ایشان نویسندهای توانا و داستان نویسی ماهر بوده است. چندین بار کتاب بوف کور را خواندهام اما نسخه کاغذی که سال 1373 خواندم فکر کنم طولانی تر بود. فکر کنم این متن کوتاه شده بوف کور هست. به هرحال خواندن و فهمیدن اصل داستان و هدف آن کار همه نیست و باید برایش وقت گذاشت. سپاس
در ابتدا چیز زیادی از داستان نفهمیدم. ولی با خوندن نظرات درک کتاب برام راحتتر شد. قلم صادق هدایت معجزه گر هستش خیلی سنگین و خیلی متبحرانه. مدتها بود که میخواستم این کتاب رو بخونن طرح جلد این کتاب وقتی که من یه بچه دبستانی بودن هم همینطور بود. این کتاب روخیلی خیلی وقت پیش در دوران کودکی توی خونمون دیده بودم. از همون موقع دلم میخواست بخونم ولی بزرگترها اجازه نمیداند. ممنون از کتاب راه عزیز.
راستش برای من این این کتاب بحدی سنگین و پیچیده بود که تا نقدهارو نخوندم، نتونستم از احساساتم بعد از خواندن این کتاب به درکِ روشنی برسم، ولی هم از کتاب راه ممنونم و هم از نقد نویسان برای این کتاب، که در مورد بنده باعث شدن، بتونم درک روشنی از این نوشته پیدا کنم و بغهمم هدایت چه منظوری از این داستانِ بظاهر پر از سیاهی داشته، روحش شاد و سپاس از همه کسانی که آگاهی رو به اشتراک میگذارن.
سالها تعریف این رمان تاریک صادق هدایت رو شنیده بودم. این رمان شاهکار، از نگاه مردی هست که اصلا در فضای حقیقی زندگی نمیکنه، تمام زندگیش کابوس و توهم و تخیل و عشق به زنان غیر واقعیه و توی این کتاب با حس انزوا و پوچی، غم و نفرت و وحشت طرفیم و بیماریهای روانی مثل پارانویید، پارانویا و فوبیا رو به خوبی توی کتاب میشه حس کرد.
مرسی از کتابراه برای رایگان کردن نسخه متنی این کتاب جذاب.
مرسی از کتابراه برای رایگان کردن نسخه متنی این کتاب جذاب.
سلام. کتاب جالبی نبود. از نظر من صادق هدایت ادمی ضعیف، بیاراده بوده. فردی بوده که اصلا اعتماد به نفس نداشته. (به همین دلیل خودکشی کرد) همه میدانیم در این دنیا انسانها دچار مشکلاتی میشن که باید درمقابلش ایستادگی و باهاش دست و پنجه نرم کرد. ولی صادق هدایت ادم به قول معروف (ترسو) بوده و میخواهد عقاید خودش رو به انسانهای دیگه تحمیل کنه. از نظر من اینجور افراد برای جامعه امروزی بسیار خطرناک هستن. باتشکر
این یک کتاب سورئال هست که در اون به جزعیات خیلی اهمیت داده شده است با اینکه متن کتاب اشکالاتی از لحاظ دستوری دارد اما باز هم کتاب تحسین بر انگیزی است و به قدری سنبلها باهم امیخته شده و در کنار هم به خوبی معنی پیدا کردهاند که میتوان ذهن هدایت را یک ذهن مریض پروسواس تلقی کرد که به قول خودش فقط برای سایه خود مینویسد. من این کتاب را سه بار خواندهام واقعا خارق العاده است.
به نظر من اون حتما مشکل روانی داره چون از یه طرف گیاه خوار هست و ادعا میکنه که از جنگ و نامساوات بین مردم بدش میاد و از یه طرف از اعراب و اسلام خیلی متنفره
بعد همه دارن میگن که روشنفکر هست!!!
کسی که روشنفکر و ادم نرمالی باشه در عین داشتن عقیدهی خاص خودش به عقیدهای بقیه هم احترام میزاره
نه اینکه فقط به خاطر اینکه یکی عرب باشه یا مسلمان باشه یا گوشت خوار ازش متنفر بشه
بعد همه دارن میگن که روشنفکر هست!!!
کسی که روشنفکر و ادم نرمالی باشه در عین داشتن عقیدهی خاص خودش به عقیدهای بقیه هم احترام میزاره
نه اینکه فقط به خاطر اینکه یکی عرب باشه یا مسلمان باشه یا گوشت خوار ازش متنفر بشه
سلامعزیزان من، از شما تقاضا دارم این کتاب رو نخونیدمن در نوجوانی این کتاب رو مطالعه کردم و بسیار پشیمانم، در این کتاب همونطور که آقای قنبرین گفتن فضای گنگ و عجیبی رو ایجاد میکنه و مطالب و داستانها رو به هم ربط میده و بعضی جملات رو هم مدام تکرار میکنه (برای نفوذ در ذهن) و ته قصه هیچ چیز مشخصی جز نا امیدی و وحشت واسه خواننده به جا نمیذاره که هدفش هم همین بوده ممنون
من حس میکنم همهی چیزایی که تو این کتاب هست فقط بخاطر حالت نعشگی و مستی نویسنده بوده من راجع به آقای هدایت اطلاعات درستی ندارم ولی اگر این کتاب واقعا شرح زندگی ایشون باشه میتونم بگم زندگی تنفربرانگیزی داشته و هیچوقت واقعیت عشقو درک نکرده و زندگیش فقط تریاک بوده... حالت بدی بهم دست داد😓
عجیبه هرکسی اسم خودش رو میذاره خواننده و میاد هر کتابی رو میخونه. وقتی کسی از کتاب چیزی نمیدونه نباید بخونه. یا بره کتاب قصههای بچهها رو بخونه. این کتاب درک بالایی میخواد و به نظر من فقط کسانی که ادبیات رو حرفهای دنبال میکنند میفهمند. افرادی که سواد خودشان مشکل دارد و در سطحی نیستند که نظر بدهند و نقد کنند اینجا نظر میدهند و فکر میکنند مشکل از نویسنده است.
نوشتاری هنرمندانه سرشار از تمثیل و فضاسازیهای رمزآلود و افکاری عمیق که بیانگر نبوغ نویسنده است، قلم صادق هدایت مثل شمشیر در دست جنگجویی میمونه که مهارت فوق العادهاش در رزم تحسین برانگیزه همه رو حیرت زده میکنه. اما سوال اینکه هدفش از این جنگ چیه؟ آیا به آبادانی ختم میشه یا به ویرانی؟ نویسنده هنرمندانه داره بهمون سرکوفت میزنه که بشر هرگز به سعادتی که آرزوشو داره نمیرسه
من این کتاب رو زمانی که نوجوون بودم خوندم اون زمان خیلی طبیعتا درکش نکردم و دسترسی به اینترنتم زیاد نبود که بتونم نقدی راجع بهش بخونم الان دوباره خوندمش برام قابل درک تر شد فضای کلی کتاب کمی سیاه هست و پر از نماد که باید با مطالعه عمیق درک بهتری ازش پیدا کرد در کل نثر صادق هدایت طرفدارای خودشو داره من هم نثر نویسنده و کتاب رو دوست داشتم و نظرم مطالعه اون خالی از لطف نیست
ریسک خوندن این کتاب مثل ریسک تماشای فیلم ترسناک هست انتظار هر چیزی رو باید داشته باشی این از اون کتابها نیست که نویسنده میاد خیلی شیک و رسمی و مودبانه مینویسه هدایت اینجوری نیست یجایی حرف از تریاک کشیدنه یجا دیگه حرف از بریدن دست و پای یک جسد و اگه دلشو ندارین نخونین بنظرم؛ ازون کتاب هاست که همه پسند نیست و سلیقه خاص خودشو میخواد درکل بنظرم هدایت انسان گُنگی هست.
این رمان از نخستین نثرهای داستانی ادبیات ایران در سدهٔ بیستم میلادی و شناختهشدهترین کار هدایت است. همچنین این کتاب بلندترین کار داستانی هدایت پس از حاجی آقا است این رمان به سبک فراواقع نوشته شده و تکگویی یک راوی است که دچار تَوَهُم و پندارهای روانی است. بوف کور در هفتاد کشور، از فارسی به ۳۲ زبان زنده از جمله انگلیسی، فرانسه، آلمانی و عربی ترجمه شدهاست. [۱]
حقیقتا اظهار نظر هدایت راجع به مذهب تو میانهی داستان پیچیدهی این کتاب کوتاه و کامل و بی نظیر بود. همه میدونن صادق هدایت یه روحیه تسلیم شده و منفی تو کتاباش داره، شما وقتی اسم کتاب رو هم بخونی متوجه میشی که اگر دنبال پایان خوب و خوشب نباید این کتابو بخونی. پس بجای تحقیر نویسنده و کتاب سعی کنید دنبال کتابهایی برید که باب سلیقتون باشه. از نظر من یه کتاب بی نظیر بود
این کتاب واقعا بسیار تا بسیار عالی است واقعا کسی نیست که از خواندن این کتاب صر نظر کند.
من به سرزمینم ایران و مردم ایران تبریک میگم که چنین نویسندهای در کشور ایران است.
آقای صادق هدایتی واقعا کتابهای زیبایی مینویسید.
بگذریم حالا در مورد کتاب بگم:
کتاب بوف کور عالیه توصیه میکنم به همه ایرانیان و اینکه تقریبا آخرهای کتاب عالی بود در مورد پیرمرد.
پایان
من به سرزمینم ایران و مردم ایران تبریک میگم که چنین نویسندهای در کشور ایران است.
آقای صادق هدایتی واقعا کتابهای زیبایی مینویسید.
بگذریم حالا در مورد کتاب بگم:
کتاب بوف کور عالیه توصیه میکنم به همه ایرانیان و اینکه تقریبا آخرهای کتاب عالی بود در مورد پیرمرد.
پایان
چنان این کتاب عمیق بود و دردناک که واقعا احساس خفقان کردم... صادق هدایت اون زمان همچین چیزی برای ایران نوشت اگر الان قرار بود بنویسه چقدر دردناکتر میشد... حس واقعی میهن پرستی که عمیقا بهش آسیب زد و شاید تو عصر حاضر هم به خیلی از ماها داره آسیب میزنه... کتاب رو که تموم کردم غم سنگینی وجودمو گرفت و واقعا اشک ریختم و برای ایرانی که بوده و ما ندیدیم حسرت خوردم. شاهکار بود کتاب
انسان را رو به پوچی میبره و واقعا ممکن است افراد نا اگاه را به فکر خودکشی و... بیندازد
من این کتاب را به افرادی که کمتر کتابهای روانشناسی خواندهاند توصیه نمیکنم
ولی متن گیرای ان نشان از قدرت قلم نویسنده دارد
چرا که با کلمات سنگین خودش حتی میتواند فردی را به فکر خودکشی بیندازد
گردش قلم و فکر پر تخیل صادق هدایت مرا به خود بیستر از داستان کتاب جذب کرد
با تشکر
من این کتاب را به افرادی که کمتر کتابهای روانشناسی خواندهاند توصیه نمیکنم
ولی متن گیرای ان نشان از قدرت قلم نویسنده دارد
چرا که با کلمات سنگین خودش حتی میتواند فردی را به فکر خودکشی بیندازد
گردش قلم و فکر پر تخیل صادق هدایت مرا به خود بیستر از داستان کتاب جذب کرد
با تشکر
چرا همه فکر میکنن بوف کور پوچ گراست یا پیرو مکتب داداایسمه؟
بوف کور داره درد جامعه را طبق دیدگاه خاصی با استفاده از مفاهیم کنایی بیان میکنه
دقیقا همونطوری که انتظار میره که یه سو رئالیسم حرفهای کتاب بنویسه
بعضی از دوستان دارن تعریف این کتابو میکنن ولی بازم فکر میکنن کتاب پوچیه و معنی نداره در حالی که این کتاب همش معنیه و باید در موضوعش بحث بشه
بوف کور داره درد جامعه را طبق دیدگاه خاصی با استفاده از مفاهیم کنایی بیان میکنه
دقیقا همونطوری که انتظار میره که یه سو رئالیسم حرفهای کتاب بنویسه
بعضی از دوستان دارن تعریف این کتابو میکنن ولی بازم فکر میکنن کتاب پوچیه و معنی نداره در حالی که این کتاب همش معنیه و باید در موضوعش بحث بشه
زیبایی این کتاب از جایی آغاز میشود که انتهای آن را در ابتدا میخوانیم... او شراب مرگ را به زنش میخوراند و خودش را از این درد چندین و چند ساله میرهاند. بندنش را تکه تکه میکند و با دستهای خودش در جایی دور دفن میکند که مبادا دیگر نگاه غریبهای به او بیفتد! آنگاه آرام شراب مرگ موروثیش را مینوشد و تمام...
نوشتههای صادق رمز و رازهای پیچیدهای در درون خود دارند...
نوشتههای صادق رمز و رازهای پیچیدهای در درون خود دارند...
اگر پای بفشارید و از جای جنب نخورید و از شادمانه دویدن سر باز زنید، راهی جز رفتن از پهنه هستی ندارید. درمان ناپذیران را دوایی نیست پس باید که از زندگی بکوچند. زندگی چشمه سار شادمانی ست. اما کسی گوش که به اندرون آشفته خویش میسپارد در نگاهش چشمهها، سراسر، زهر آگینند. بشکنید. بشکنید آن الواحی را که آموزهایش را مردان همیشه ناشادمان نوشتهاند.
به نظرم این کتاب برای کسانی که در بازهای خودشون رو گم کردن یا دوران سیاهی تو زندگیشون داشتن (یا هنوز هم دارن و درگیرش هستن) پر مفهومه چون اکثر حالاتش رو تجربه کردن. اون حالت شیدایی... پاره شدن رشته افکار... پوچ گرایی... بدنبال فراموشی بودن... و خیلی چیزای دیگه که صادق هدایت خیلی خوب اونو نشون داده. کتابی نیست که هر کسی اونو درک کنه یا دوسش داشته باشه.
بااینکه در طی داستان همش از ناامیدی حرف زده میشد ولی یجورایی غیر قابل پیش بینی بودن اتفاقات و توصیفهای خاصی که کرده بود ادم رو مشتاق به خوندن میکرد. این کتاب انقدر پر مفهوم و سنگین بود که کاملا شخصیت صادق هدایت رو نشون میداد که چطور ادم پُر و حرفهای بوده. بنظر من که ارزش خوندن داره و درعین ناامیدیی ک ممکنه به خواننده القا کنه ولی بازم نمیتونی از خوندنش دست بکشی!
صادق هدایت از چندین جهت برای ما اهمیت داره
اول اینکه در سطح جهان نماینده نویسندگان ایرانه
دوم اینکه در زمینهها و رشتههای مختلف اثار مختلف خلق کرده برای مثال:
در زمینه فلسفی کتاب ترانههای خیام
در زمینه علمی کتاب فوائد گیاهخواری
در زمینه عاشقانه و رمانتیک عروسک پشت پرده
در زمینه ضد خرافی کتاب حاجی آقا و...
و در زمینههای مختلف دیگر آثار فراوانی در کارنامه خویش ثبت کرده
اول اینکه در سطح جهان نماینده نویسندگان ایرانه
دوم اینکه در زمینهها و رشتههای مختلف اثار مختلف خلق کرده برای مثال:
در زمینه فلسفی کتاب ترانههای خیام
در زمینه علمی کتاب فوائد گیاهخواری
در زمینه عاشقانه و رمانتیک عروسک پشت پرده
در زمینه ضد خرافی کتاب حاجی آقا و...
و در زمینههای مختلف دیگر آثار فراوانی در کارنامه خویش ثبت کرده
من نسخه دستنویس این کتاب رو خوندم. ارزش خوندن رو داره. هر آدمی (که دنبال حقیقت باشه توی زندگی) با این حالات همیشه دست و پنجه نرم میکنه و اون روزنه رو اولین میبینه (بصورت اتفاقی یا با مواد مخدرو.. ) ولی میترسه نزدیک بشه. بنظرم توصیف سایه و این حالات و احوال درونی خیلی قشنگ بود چیزی که کمتر نویسندهای جرئت میکنه اشاره کنه تا طبع دل خوانندهها باشه

همچنین از طرفدارا عذر خواهی میکنم ولی خواستم نظرمو بگم