سوّمین رمان خانم کریستی، هیستینگز مرد جذاب و خوش بیان ماجرای اسرار آمیز استایلز، این بار هم روایت داستان را بر عهده دارد. هیستینگز در ابتدای رمان از فرانسه به مقصد لندن برای دیدار دوست عزیزش پوارو در حرکت است که در قطار با دختری پرشرو شور و امروزی برخورد میکند و دلباختة او میگردد امّا دیدار پوارو واجبتر است و او را از این دختر که سیندرلا نام دارد جدا میکند.
این رمان از ماجرایی بسیار پیچیده برخوردار است ولی نویسنده تا حد زیادی از عهده خلق آن بر میآید و یک اثر جذاب و روان را به خواننده عرضه مینماید. از نکات مورد توجه داستان میتوان به آشنایی هیستینگز و سیندرلا اشاره کرد. شخصیت هیستینگز بر خلاف پوارو که مردی متین، کم سر و صدا و فکور است مردی احساسی، عجول و اهل عمل را به تصویر میکشد. هیستینگز در این رمان شخصیت بسیار جا افتادهتری را نسبت به ماجرای اسراآمیز در استایلز دارد و این مطلب نمایانگر تصمیم نهایی نویسنده برای خلق شخصیت هیستینگز با این روحیات است. از اینجا است که یک شکاف عمیق میان پوارو و هیستینگز به وجود میآید زیرا از این پس هیستینگز به زنان جوان توجه خاصی نشان میدهد ولی پوارو در شخصیت قهرمانانة خود کاملاً جا افتاده است و نفس خویش را کاملاً در کنترل دارد.
حوادث رمان کاملاً مشخص و منطقی به نظر میرسد و شاید بتوان گفت ضعف بزرگ این رمان نقشة غیر عاقلانه پل رنو است که اگر چه نویسنده خاطر نشان میکند که بسیار زیرک بوده ولی به هر حال نقشة بسیار احمقانهای برای حل مشکل خود و خانوادهاش در پیش میگیرد.
جالبترین بخش رمان، مصاف میان پوارو و ژیرو فرانسوی است که همانطور که از قبل هم قابل پیشبینی است به سود پوارو خاتمه مییابد.
بله



























