تاریخ ستایش گری شاعران نسبت به چهره های مورد علاقه شان، تاریخی است به طول تاریخ شعر و شاعری؛ و همچنان که اصل شعر در میان افراط و تفریط سرگردان بوده و به دشواری به حیّز اعتدال درمی آمده، شعر مدح و ستایش هم به قیاس مخاطبان خود و تعبیرات و ترکیباتی که در آن به کار می رفته، دائماً در فراز و نشیب بوده و هست.
تاثیر عمیق فرهنگ و معارف اسلام و کلام رسول(ص) و اهل بیت(ع) در افکار و اعتقادات مردم ایران زمین بیش از آن است که بتوان حق مطلب را ادا کرد و از سوی دیگر عشق و محبت و ابراز ارادت این مردم نسبت به اسلام و یکان اسلامی نیز خارج از حدّ توصیف است. برای اثبات این حقیقت اگر در میان آثار مکتوب این سرزمین پهناور سیری بکنیم، آنگاه به ابعاد وسیع این عشق و آن تأثیر واقف می شویم.
شهریار ذاتا شاعری مسلمان بود. ایمان مذهبی که بعدها در او تلطیف شد و تبدیل به عشق عرفانی گردید، نهایت مهرورزی و ایمان به خداوند بود. این ستایش و ایمان به خداوند با او زاده شده بود و با او رشد کرده و تا آخر عمر با او همراه بود. در دیوان شهریار بدون اغراق هیچ نامی، به اندازه ی نام خدا تکرار نشده حتی حافظ که مقتدای شعر او بود و شاعر به هر مناسبتی یادی از او میکرد در این مورد حدف روتری را صاحب است. خدا و یاد خدا ورد زبان شهریار بود و در سختی های زندگی از او کمک میخواست و در پیروزی ها نیز شکرگزار او بود.
دین برای شهریار صرفا عمل به واجبات نیست. او ایمان به خدا و سرچشمه ی نور ازل را هرگز از دست نمی دهد. بنابراین استاد شهریار پیام آور اندیشه در مدح و ستایش پیامبر(ص) و خاندانش بهترین روش ممکن را پیش برد و از شعرای دیگر گوی سبقت را ربود.
اشعار استاد شهریار علاوه بر این که نشانگر عشق و ارادت شاعر به اولیای دین می باشد در مفهومی وسیع تر بیانگر اعتقاد و ارادت مردمی است که شاعر در دوران حیات خود مشاهده کرده و فراتر از این در مفهومی عام تر نشان دهنده ی اعتماد و ارادت او به خاندان عصمت و طهارت می باشد.
بله

















