شاهزاده و پرنده یکی از داستانهای کلیله و دمنه است که در خصوص حذر کردن از دشمن به نگارش درآمده است. بدینترتیب که شاهزادهای با جوجه مرغی دوست بوده و مادر مرغ، که قبره نام دارد، هر روز دو دانه میوه نادر برای آن دو میآورده است. روزی شاهزاده از دست جوجه مرغ عصبانی شده و او را خفه میکند و قبره زمانی که از این موضوع مطلع میشود چشمان شاهزاده را کور میسازد. در این حال شاه از قبره میخواهد تا به او نزدیک شود، اما قبره که میداند شاه کینه او را به دل دارد از این کار پرهیز کرده و به جای نزدیک شدن به شاه به آسمان پرواز میکند.
بله

















