کتاب معرفتشناسی و فلسفه علم نوشتۀ محمود رضاقلی، به فهم و ارزیابی بینشها، مواضع و روشهای گوناگون سیاسی و اجتماعی موجود بدون شناخت و فهم مبانی معرفت شناختی و فلسفی آنها در یک نگرش سیستمی میپردازد.
بنبست نظری در جهان امروز و ناتوانی مکاتب اعتقادی موجود در پاسخگویی به مسائل و معضلات عدیده و بغرنج بشری، پژوهش و بازنگری انتقادی در اصول و مبانی معرفت شناختی و فلسفی این مکاتب را جهت شناخت حقیقت ضروری ساخته است. اما آنچه این پژوهش و بازنگری انتقادی را در شناسایی حقیقت توانا میگرداند، روش مقایسهای است. انصاف و واقعبینی حکم میکند که هیچ مکتبی جداگانه مورد سنجش و نقد و بررسی قرار نگیرد؛ هر مکتبی باید با مکاتب رقیب و منافی خود در مبانی معرفت شناسی (روش شناسایی جهان) و پاسخهایی که هر یک به پرسشهای فلسفی مربوط به هستی، تاریخ و انسان میدهند، مقایسه شود.
شناخت و فهم مبانی و اصول نظری مکاتب عقیدتی رقیب در یک نگرش سیستمی، و سنجش انتقادی و مقایسهای آنها، همچنین پیش نیاز فهم و تحلیل و ارزیابی بینشها، مواضع و روشهای گوناگون سیاسی و اجتماعی باورمندان (واقعی و ادعایی) این مکاتب است؛ زیرا آنچه ماهیت و جهت کارکردی این بینشها، مواضع و روشها را تعیین میکند، اصول راهنمای اندیشه یا دستگاه معرفت شناختی و فلسفی مکتب است.
معرفت شناسی و فلسفه (تبیین جهان، انسان و تاریخ) ستون پایه و سنگ زیرین هر دستگاه نظری، ارزشی (ایدئولوژی = مکتب اعتقادی = اندیشه راهنما) است که به نوبه خود تعیین کننده رویکرد سیاسی و اجتماعی پیروان آن است. میزان کارآمدی، پایداری، واقعبینی و انسجام درونی دستگاه نظری، ارزشی را نیز این سنگ زیرین تعیین میکند؛ هر چه اصول و مبانی اندیشه راهنما تطبیق بیشتری با جهان واقعی بیرون از ذهن داشته باشد، دستگاه نظری، ارزشی منسجمتر، پایدارتر و کارآمدتر خواهد بود. در نبود روش درست شناسایی و فلسفه منطبق بر واقعیت، انسان به تولید نظریههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کارآمد و راهگشا توانا نخواهد بود.
معرفتشناسی از روشها و منابع و مراحل شناخت هستی و روند دریافت حقیقت سخن میگوید و راه تحقیق و تفکر صحیح علمی و فلسفی را میگشاید؛ فلسفه علم نیز ساماندهی شناختها و تکملهای ضروری بر معرفت شناسی است که از فلسفه وجودی، ماهیت، کلیات، تاریخچه و روش شناسی ویژه علوم و معارف بشری بحث میکند. پیش از نقد و ارزیابی جهانبینیهای گوناگون و بینشهای سیاسی و اجتماعی باید دید آگاهیهای انسان درباره جهان پیرامون چگونه به دست آمده و تحول نموده است. معرفت شناسی به سنجش انتقادی دیدگاههای موجود فلسفی و اجتماعی کمک میکند و به فرد منتقد نشان میدهد که هر کدام از این دیدگاهها چگونه و در چه مرحلهای از پروسه شناخت شکل گرفتهاند؛ فلسفه علم نیز رابطه متقابل این دیدگاهها با علوم و معارف بشری و روشهای آنها را کشف میکند. در این کتاب همچنین فلسفه معارف بشری، اصول فلسفی شناخت، دیالکتیک و مبانی معرفتشناختی قرآن و نهجالبلاغه مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
بله












