کتاب آیینهای استارلینگ اثر دونی پری، کتاب پرفروش نیویورک تایمز و جلد دوم مجموعهی سپر اسپاروها، ماجراجویی تازهای را در سرزمینی پر از جادو، هیولا و رازهای خانوادگی آغاز میکند. این رمان فانتزی عاشقانه ادامهی ماجراهای اودسا و رنسام در سرزمینی نفرینشده است؛ جایی که قهرمان داستان میان سرنوشت، قدرت و عشقی بزرگ گرفتار شده است و برای نجات دیگران شاید لازم باشد با تاریکترین بخش وجود خودش روبهرو شود.
دربارهی کتاب آیینهای استارلینگ
کتاب آیینهای استارلینگ ادامهی داستانی است که دونی پری در جلد نخست، یعنی کتاب سپر اسپاروها، بنا کرده است. در آن داستان، اودسا، شاهزادهای که قرار نبود چیزی بیش از یک مهرهی سیاسی باشد، ناگهان وارد جهانی از پیمانهای جادویی، هیولاهای مرموز و روابطی پرتنش میشود. او در کنار جنگجویی قرار میگیرد که قرار نبود دوستش داشته باشد و کمکم میفهمد افسانههایی که از کودکی شنیده، ممکن است بیش از آنچه تصور میکرد به واقعیت نزدیک باشند.
در این کتاب، اودسا پس از حوادث ویرانگر گذشته از مردی که قلبش را به او سپرده جدا افتاده و در میان سرزمینی نفرینشده سرگردان است. پنج پادشاهی کالاندرا در آستانهی نابودی قرار دارند و مهاجرت کراکسها نزدیک است؛ موجوداتی که آمدنشان چیزی جز ویرانی به همراه ندارد. اودسا در حالی که از هیولاها فرار میکند و از ترس و خستگی به ستوه آمده، مسئولیت حفاظت از دختربچهای را نیز بر دوش دارد و برای اولین بار معنای واقعی نگهبان بودن را درک میکند.

کتاب آیینهای استارلینگ؛ جایی میان عشق و جادو
در جهان مجموعه کتاب سپر اسپاروها افسانهها صرفا داستانهای قدیمی نیستند. در کتاب آیینهای استارلینگ جادو، موجوداتی افسانهای، آیینها و مناسک اسرارآمیز و گذشتهی پنهان خاندانها بیش از گذشته به مرکز داستان میآیند. اودسا با جهانی روبهرو میشود که هر چه بیشتر در آن پیش میرود، مرز میان آنچه تا این زمان میدانسته و حقیقت باریکتر میشود.
کتاب آیینهای استارلینگ فقط دربارهی جنگ با هیولاها یا نجات پادشاهیها نیست؛ قلب داستان همچنان با رابطهای عاشقانه و پرتنش میتپد. دونی پری در این فانتزی عاشقانه، عشق را در برابر خطر، فاصله و انتخابهایی قرار میدهد که هیچکدام ساده نیستند. اودسا باید میان چیزی که از او انتظار میرود و چیزی که خودش میخواهد انتخاب کند؛ در حالی که سرنوشت مردی که دوستش دارد نیز به تصمیمهای او گره خورده است. همین ترکیب عشق آرام و تدریجی، خطر و جادو به داستان حال و هوایی هیجانانگیز میدهد.
آیندهی کالاندرا در کتاب آیینهای استارلینگ
در این رمان فانتزی، دنیای داستان گستردهتر میشود و گذشتهای که مدتها در سایه مانده بود، آرام آرام خودش را نشان میدهد. این جلد با شخصیتها و رازهای تازه، ماجرا را از یک داستان عاشقانهی فانتزی به روایتی حماسیتر دربارهی قدرت، خانواده، هویت و بهای نجات دیگران تبدیل میکند. اگر مجموعهی سپر اسپاروها را با دلبستگی به اودسا و دنیای عجیب کالاندرا دنبال کردهاید، این جلد همان نقطهای است که بسیاری از پرسشهای قبلی شروع به پاسخ گرفتن میکنند؛ البته نه لزوما به شکلی که انتظارش را دارید.
اگر به دنبال ادامهی پرهیجان مجموعهی سپر اسپاروها هستید، خرید کتاب آیینهای استارلینگ: جلد دوم مجموعه سپر اسپاروها شما را بار دیگر به جهانی میبرد که در آن تاج و تخت، جادو، عشق و هیولاها در هم تنیدهاند. این اثر با ترجمهی مهشید سجادی از نشر سورتمه منتشر شده و برای خوانندگان فانتزی عاشقانه و فانتزی حماسی سفری جذاب و پرخطر به سرزمینی پر از راز و جادوست.
افتخارات کتاب آیینهای استارلینگ
- رتبهی نخست پرفروشترین کتاب نیویورک تایمز
- پرفروشترین کتاب ساندی تایمز
- از بهترین کتابهای سال 2026 تاکنون به انتخاب ویراستاران آمازون در بخش فانتزی عاشقانه
- فروش بیش از یک میلیون نسخه
نکوداشتهای کتاب آیینهای استارلینگ
- این کتاب مثل یک معمای دقیق و هنرمندانه ساخته شده بود. وقتی در چند فصل پایانی همهچیز کنار هم قرار گرفت، از شدت هیجان و تاثر اشکم درآمد. دونی، تو واقعا جادوگری! (کاربر گودریدز)
- همین حالا باید دوباره بخوانمش! ذهنم را منفجر کرد! فوقالعاده بود. هنوز از شدت شگفتی در شوکم. مدتها دربارهی این کتاب حرف خواهم زد. فکر میکنم وقتی این سهگانه کامل شود، تا مدتهای خیلی طولانی دربارهی کل این مجموعه صحبت خواهم کرد. (کاربر آمازون)
کتاب آیینهای استارلینگ برای شما مناسب است اگر
- جلد اول مجموعهی سپر اسپاروها را خواندهاید و میخواهید ادامهی داستان اودسا را دنبال کنید.
- از داستانهایی لذت میبرید که در کنار ماجراجویی، رازهای قدیمی را کمکم آشکار میکنند.
- به رمان فانتزی بزرگسال، عاشقانه، حماسی و داستانهایی با جادو، هیولا، رازهای خانوادگی و خطرهای بزرگ علاقه دارید.
در بخشی از کتاب آیینهای استارلینگ: کتاب دوم مجموعه سپر اسپاروها میخوانیم
طی دو روز گذشته مجبور شده بودم به ده ها سؤال درباره ی لیسا جواب بدهم؛ اغلب سؤال ها را سه، چهار بار تکرار می کردند.
ثورا که بعد از ماجرای باتلاق های زنجبیل غاری از من فاصله گرفته بود، حالا به همراه دائمی ام تبدیل شده بود. از وقتی وارد لین شدیم و به سمت جنسیس حرکت می کردیم، از طلوع تا غروب کنارم سواری می کرد و بازجویی بی وقفه اش ادامه داشت. هرچه به کوه هایی که در افق قد می کشیدند نزدیک تر می شدیم، سؤال هایش بیشتر و ریزتر می شدند.
پدرم بدون شک مرا بابت این همه صراحت با زنی که اصلاً معلوم نبود به چه کسی وفادار است، سرزنش می کرد، اما حدس می زدم حتی پادشاه طلا هم از ثورا می هراسید.
اگر هم سعی می کردم جوابش را ندهم، نمی توانستم.
تمام برخوردهایم با هیولاهای آلوده را برایش تعریف کرده بودم؛ از ماروویل روی گذرگاه کریسنت گرفته تا گله ی باری ولف ها که مردم توران را به خاک و خون کشیدند، و تارکین ماده ای که توله هایش را رها کرده بود. از مأموریت های شکار گاردیین و تلاش بیهوده شان برای پاکسازی قلمرویشان از عفونت نیز برایش گفتم.
ثورا هرچیزی را که من حاضر بودم به اشتراک بگذارم، می دانست.
اما نمی دانست گاردیین، ولیعهد و شوهر من همگی یک نفرند. نمی دانست ایوی دختر پادشاه رمزی است. و نمی دانست لوئلا همان کسی است که مسئول ساختن اکسیری بود که خودش بخشی از این عفونت را رقم زد.
بله
























