کتاب نخستین زنان مسیحی اثر داون لاوال نورمن، پژوهشی کوتاه اما تأثیرگذار دربارهی ابتداییترین تلاشهای زنان در مواجهه با اندیشههای مسیحیت است. نویسندهی این کتاب از مجموعهی رسالههای زنان در تاریخ فلسفه، به مطالعه و بررسی زندگی سه زن به نامهای تکلا، ماکرینای جوان و مونیکا پرداخته است؛ نخستین زنانی که نهتنها پابهپای مردان به فلسفهی دین فکر کرده، بلکه توانستهاند بازنمودی از مسیر فکریشان را در اسناد مکتوب تاریخ فلسفهی غرب به جا بگذارند.
دربارهی کتاب نخستین زنان مسیحی
داون لاوال نورمن، کتاب نخستین زنان مسیحی را مینویسد تا برای پاسخ دادن به پرسشهای متنوعی دربارهی حضور زنان در تاریخ فلسفهی غرب تلاش کند و به نقش برخی از آنها در تعامل با دین مسیحیت بپردازد؛ زنان در دوران گذشته چطور بهعنوان یک فیلسوف شناخته میشدند و نقش آنها در پرورش فضیلت و اخلاق فلسفی و دینی به چه شکلی بوده است؟ پژوهشگر این کتاب با مطالعهی دقیق منابع و ارجاعات موجود در تاریخ فلسفه راجعبه این زنان اثرگذار، اثری منسجم و قابل تامل پیش روی شما قرار داده است.
کتاب حاضر کارش را در فصل اول با پردازش به مسئلهی چگونگی حضور شخصیتهای زنانه در تاریخ فلسفه آغاز میکند؛ به رسمیت شناختن زنان فیلسوف در سنتهای فلسفی کهن چطور ممکن بود؟ در بین برخی از متون ادبی و فرهنگی این سنت فلسفی، نمونههای زیادی دیده میشود که نویسندگان، مفاهیمی مثل فلسفه، خرد و آگاهی را به شکل یک زن تجسم و توصیف میکنند؛ پس چه میشود که زنان در جامعهی واقعی از مواجهه با اندیشه و فلسفه کنار گذاشته میشوند؟

زندگینامهی زنان فیلسوف؛ تنیدگی دین، فلسفه و زندگی
نشان دادن تضاد تصویر نمادین زن در ادبیات و جایگاه حقیقی او در جامعه، بهترین تلنگری است که داون لاوال نورمن برای شروع به خوانندهی کتاب نخستین زنان مسیحی میزند.
این اثر در ادامه به زندگی زن و زنانی میپردازد که مسیر سخت اما مهمی را سپری کرده و نام خودشان را بهعنوان اندیشمندان، فلاسفه و آموزگاران مهمی ثبت کردهاند. تکلا نخستین زنی است که در این کتاب به او توجه شده؛ زنی که در میان آثار متعدد و مورد اعتمادی نامش به چشم میخورد؛ اما اثری مستقیم از خود او به جا نمانده است.
این کتاب فلسفی صرفاً به یک زندگینامهی دستوپاشکسته کفایت نمیکند و برای درک بهتر شخصیت و اندیشههای تکلا، سراغ متون گوناگون رفته و مطالب بهدستآمده را با هم مقایسه کرده است. در ادامه، این کتاب به زندگی و رسالههای مهم یکی دیگر از این زنان تأثیرگذار، ماکرینای جوان (خواهر گرگوری نیسا، اندیشمند مسیحی قرن چهارم) میپردازد؛ زنی که تلاش میکرده تا فضیلت را نه در کتابها و نظریات، بلکه در زندگی واقعی به چالش بکشد و جلوهی حقیقی و کاربردی آن را بررسی کند.
مونیکا هم نمونهی موردی سوم داون لاوال نورمن برای پژوهش در این کتاب فلسفی است. زنی که بهعنوان مادر یکی از مهمترین متفکران مسیحی یعنی آگوستین، نقش مهمی را در گفتوگوها و تجربیات فلسفی این اندیشمند مسیحی ایفا کرده است. شما میتوانید با خرید کتاب نخستین زنان مسیحی که به کوشش فاطمه روحالامینی ترجمه و به همت نشر جمهوری چاپ شده است، زندگینامهها، اندیشهها و تاثیرات پررنگ زنان را در مسیحیت آغازین و تاریخ فلسفهی غرب مطالعه کنید.
کتاب نخستین زنان مسیحی برای شما مناسب است اگر
- به مطالعهی نقش و تأثیرات زنان در تاریخ فلسفهی غرب علاقهمندید.
- از مطالعه در حوزههای بینارشتهای مطالعات فمینیستی، مفاهیم دینی و فلسفه لذت میبرید.
- دانشجو یا پژوهشگر هستید و برای مطالعهی نقش زنان در تاریخ فلسفهی غرب و مسیحیت آغازین به دنبال یک منبع معتبر میگردید.
در بخشی از کتاب نخستین زنان مسیحی: رسالههای زنان در تاریخ فلسفه میخوانیم
در این مرحله، پل سرانجام تکلا را در جایگاه آموزگار تأیید میکند: «برو و کلام خداوند را تعلیم بده» (رساله «اعمال پل و تکلا»، 4-16). تکلا در پاسخ به این فرمان، انتخاب غیرمنتظرهای انجام میدهد و به خانهاش در قونیه بازمیگردد؛ همین که میرسد، به خانه کناری وارد میشود، همانجا که وقتی از پنجره خانهاش گوش میداد، تعالیم پل را میشنید. روی زمینی میافتد که پل آنجا نشسته بود و وحی خداوند را به او تعلیم داده بود. تکلا اکنون میتواند برای نخستین بار بهطور نمادین به خانه وارد شود و به هدف مطلوب خویش از آغازِ نمایش دست یابد (برییر، 2009، 186). شنیدن، هرگز برای این روایت کافی نبوده است؛ روایتی که بر فرض شکوهمند قدرت فرهمند متمرکز است.
تکلا داخل خانه خالی اونسیفوروس یکی از معدود نطقهای طولانی خویش را ارائه میدهد و نیایشی را «فریاد بر میآورد» (رساله «اعمال پل و تکلا»، 4-17). این یکی از غنیترین خطابههای مذهبی تکلا در رساله «اعمال پل و تکلا» است، نیایش شکرگزاری که آن را بهخاطر رستگاری از آزمایشهای فراوانش آهنگین و موزون تکرار میکند. تکلا این کار را خصوصی انجام میدهد و وظیفهاش در اینجا نه تعلیم بلکه ستایش است. اینجا، بیشتر به رویدادهای زندگیاش در جایگاه شاهدان رحمت خداوند میپردازند تا درونمایه مذهبی یا فلسفی ایمانش.
تکلا در این خانه که خاطره واقعیت و تجسم حضور پل را در خود جا داده است، تنها شهادت ثبتشده را پس از دریافت حکم تعلیم از پل انجام میدهد. مادرش را که گویا هنوز هم در خانه مجاور زندگی میکند، نزد خود فرا میخواند و به او میگوید که اگر مسیحی شود (از پولی که مادرخواندهاش، ترایفاینا، به او داده است) دختر و ثروتش را به او بازمیگرداند. تکلا پس از انجام این شهادت (که در رساله «اعمال پل و تکلا»، 4-18 نیز بر آن تأکید شده است) میرود. گفتوگوی تکلا با مادرش را نه از لحاظ تعالیم یا فلسفه بلکه از نظر شهادت بیان میکنند. درونمایه این شهادت پیشنهاد برای ادای دِینی است که تکلا هنگام ترک خانه متقبل شده است. تکلا بهجای نقش فیلسوف، با گفتار و کردارش نقش دختر را ایفا میکند.
بله




















