کتاب آرشیو کودکان گمشده نوشتهی والریا لوئیزلی یک رمان اجتماعی سیاسی با موضوع مهاجرت غیرقانونی مکزیکیها به آمریکا است. رمان با سفر جادهای یک خانوادهی آمریکایی شروع میشود و در ادامه به بیان روایت دو کودک مهاجر گمشده میپردازد. این داستان در سال 2020 برندهی جایزهی ادبی فولیو شده است.
دربارهی کتاب آرشیو کودکان گمشده
در سالهای اخیر با افزایش آمار مهاجرین در سراسر دنیا و مشکلات اجتماعی و بحران هویتی این افراد بخش زیادی از آثار ادبی به روایت داستان پناهجویان اختصاص یافته است که منجر به شکلگیری ژانر جدیدی به نام ادبیات مهاجرت شده است. بسیاری از نویسندگان فعال این گونهی ادبی خود تجربهی مهاجرت داشتهاند یا اثرات آن را در اطرافیان خود مشاهده کردهاند. والریا لوئیزلی، نویسندهی مکزیکی در رمان آرشیو کودکان گمشده روایتی تأملبرانگیز از بحران مهاجرت در مرز آمریکا و مکزیک و مشکلات کودکان مهاجر به تصویر میکشد.
داستان این کتاب دربارهی خانوادهی چهارنفرهای است که سفر جادهای خود را از نیویورک به آریزونا آغاز کردهاند. در طول سفر خبرهایی پیرامون ورود مهاجران مکزیکی به آمریکا و گم شدن کودکان در بیابانها از رادیو به گوش میرسد. در طول این رمان اجتماعی، شخصیتها با نام مامان، بابا، دختر و پسر معرفی میشوند تا تمرکز خواننده بر فاصله گرفتن اعضای خانواده، دشواری برقراری ارتباط، فقدان و درک کودکان از مفهوم تعلق باشد.
آرشیو کودکان گمشده؛ روایتی از بحران مهاجرت خانوادگی
این رمان جادهای شرح سفر طولانی خانوادهای است که با هدف ثبت روایت مهاجرین، خود درگیر یک مهاجرت خانوادگی میشوند. پدر میخواهد دربارهی تاریخ و زندگی آپاچیها در آریزونا تحقیق و صداهای بهجامانده از آنها را ثبت کند و مادر به دنبال یافتن رد دو دختر مکزیکی است که پس از عبور از مرز، ناپدید شدهاند. همزمان، دو کودک خانواده تحتتأثیر روایت پدر و مادر، تصمیمی برای کمک به این دو کودک میگیرند.

بعد از شنیدن داستان سرخپوستان و کودکان گمشدهی مکزیکی، پسر خانواده تصمیم میگیرد همراه خواهرش خود را گم کند؛ او تصور میکند اگر آنها ناپدید شوند، پدر و مادرشان برای پیدا کردنشان به جستوجو خواهند پرداخت و شاید در این مسیر بتوانند کودکان مهاجر گمشده را نیز پیدا کنند. آن دو بدون اینکه تصوری از مسیر خود داشته باشند، به سمت بیابانهای آمریکا حرکت میکنند. این تصمیم خود بحرانی خانوادگی به وجود میآورد که به مسئلهی مهاجرت و فقدان پیوند میخورد.
این رمان واقعگرا نوشتهی والریا لوئیزلی، با ترجمهی مهسا علی کاهی در نشر جمهوری به چاپ رسیده است. خرید کتاب آرشیو کودکان گمشده برای تمام افرادی که به ادبیات مهاجرت و معضلات اجتماعی سیاسی علاقه دارند، خواندنی است.
جوایز و افتخارات کتاب آرشیو کودکان گمشده
- نامزد جایزهی بوکر 2019
- برندهی مدال اندرو کارنگی 2020
- برندهی جایزهی ادبی فولیو 2020
- برندهی جایزهی ادبی دوبلین 2021
- نامزد جایزهی ملی حلقهی منتقدان کتاب 2019
نکوداشتهای کتاب آرشیو کودکان گمشده
- این رمان در دستان لوئیزلی واقعاً دوباره به معنای واقعی کلمه «خاص» میشود؛ پرانرژی، انعطافپذیر، جذاب و تازه. او در به تصویر کشیدن کودکان فوقالعاده است: دختر و پسر آنقدر واقعی به نظر میرسند که گاهی آدم را تحتتأثیر قرار میدهند؛ باهوش، منحصربهفرد و بهشکلی دوستداشتنی عجیباند. این کتاب [مثل] آرشیوی از کنجکاویها و آرزوهاست که با انرژی بیقرار راوی جان میگیرد و از ریتم معمول یک سفر جادهای فراتر میرود و به نقطه اوجی نفسگیر میرسد. (پال شگال، نیویورک تایمز)
- والریا لوئیزلی یک نویسندهی فوقالعاده است. از زمان لولیتا تا امروز، هیچ داستانی دربارهی یک سفر جادهای نتوانسته اینقدر درخشان بخش تاریک و پنهان رؤیای آمریکایی و فاصلهی میان وعدههای آن و واقعیت را نشان دهد. لوئیزلی با پرسشهای بزرگی روبهرو میشود: آمریکایی بودن یعنی چه؟ برای دیدن و روایت کردن حقیقت، تا کجا باید پیش برویم؟ آیا تاریخ بالاخره دست از تکرار خودش برمیدارد؟ در تمام این مدت، زبان و نثر او آنقدر تأثیرگذار و گیراست که بارها شما را از جریان عادی خواندن بازمیدارد. (کارمن ماریا ماچادو، مجله O)
کتاب آرشیو کودکان گمشده برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات واقعگرای آمریکای لاتین علاقه دارید.
- از خواندن ادبیات مهاجرت و داستان بحران مهاجرین لذت میبرید.
- سایر کتابهای لوئیزلی را خواندهاید و از طرفداران او هستید.
- مایلید داستانی اجتماعی از ادبیات مکزیک بخوانید.
در بخشی از کتاب آرشیو کودکان گمشده میخوانیم
پسر، مادر واقعیاش را همان زمان تولد از دست داده، گرچه هیچوقت دربارهی این موضوع در خانواده سخنی به میان نیامده است. همسرم این حقیقت را اوایل دوران آشنایی، فقط در یک جمله به زبان آورد و من بیدرنگ متوجه شدم موضوعی نیست که ظرفیت حرف یا پرسش بیشتری داشته باشد. من هم رغبتی نداشتم که دربارهی پدر واقعی دخترم سؤالی پرسیده شود. پس هر دو سعی میکردیم دربارهی موضوعهای مربوط به گذشتهی خودمان و فرزندانمان محترمانه سکوت کنیم.
اما بچهها همیشه دوست دارند داستانی در مورد خودشان بشنوند که در قالب خانوادهی چهار نفرهمان باشد. آنها دلشان میخواهد همهچیز را در مورد زمانی که آن دو بچههای ما شدند و ما یک خانواده شدیم بدانند. آنها مانند پژوهشگران انسانشناسی هستند که روی داستانهای آفرینش انسان تحقیق میکنند. دختر همیشه از ما میخواهد داستان تکراری را بارها و بارها برایش تعریف کنیم.
موبهمو تمام گزارشها و مقالههای مربوط به کودکان مهاجر را مطالعه کردم و کوشیدم اطلاعاتی در مورد آنچه آنسوی دادگاه مهاجرت نیویورک در مرز، در مراکز نگهداری پناهندگان و بازداشتگاهها در جریان بود جمعآوری کنم.
وقتی در دخمهی پُرپیچوخم اسناد که خودم ساخته بودم گم شدم، با یکی از دوستان قدیمیام تماس گرفتم. او که استاد کلمبیایی و متخصص مطالعات مربوط به بایگانی بود، نامهی بلندبالایی بههمراه فهرستی از مقالهها و کتابهایی که ممکن بود در این مسیر راهگشا باشد و نوری در دلِ تاریکی و سردرگمی من بیفروزد، برایم فرستاد.
عاقبت وقتی سرنخهای خُردی از نظم و وضوح دستگیرم شد و کمی اطلاعات بهدردبخور و منطقی یافتم که میتوانستند در درک چگونگی ثبت بحران کودکان در مرز کمکم کنند، مدارک را در یکی از جعبههای بانکی که همسرم هنوز پُر نکرده بود، نهادم. تعدادی عکس، چند نامهی قانونی، فُرمهای پذیرش و پرسشنامه که برای حضور در دادگاهها استفاده شده بود، نقشهی محل مرگ مهاجران در صحراهای جنوبی و پوشهای با دوازده گزارشِ مرگ مهاجرانی که در برخی از سایتها در فهرستهایی که از دلایل احتمالی مرگ آنها و محل دقیق وقوع آن ثبت شده بود، پرینت گرفتم و با وسایل دیگر درون جعبه گذاشتم.
بله




















